پيامبر اسلام، زنان و شهوت لجام گسيخته

Print Friendly, PDF & Email

بارها و بارها بر منابر و سخنرانيهاى روحانيون در مورد كرامت زن در اسلام شنيده ايم و حتى در كتابهايشان خوانده ايم.
جداى اينكه تمامى اين داستانها ساخته ذهن مسلمانان و يا تحريف واقعيات موجود است، مانند هميشه به منشاء اصلى احكام و دستورات اسلامى يعنى كتاب قرآن سر ميزنيم و گوشه بسيار كوچكى از رابطه پيامبر اسلام با زنان را از زبان اين كتاب ميشنويم.

برخلاف ادعاى مسلمانان كه فرياد ميزنند كه،

قرآن كتاب راهنماى بشريت است، در اين كتاب سوره ها و آيه هاى بسيار بى ربطى وجود دارد كه نه در آن نشانى از راهنمايى هست و نه پند آموزنده اى، بلكه برعكس باعث سردرگمى و گمراهى انسان نيز ميشود.

يكى ازين سوره ها، سوره احزاب است كه تقريبا تمامى آن به زنان محمد و  اتفاقات رختخواب ايشان با زنان مختلف، پرداخته است.
ما هرچه اين سوره را زير و رو كرديم نكته اخلاقى يا پيام اخلاقى و انسانى در آن نديديم.
 
بطور خلاصه به آيه هاى ٥٠ و ٥١ و ٥٢ از اين سوره ميپردازيم و تحليلى كوتاه بر آنها مينويسيم.
در آيه ٥٠ پس از آنكه يك ليست بلند بالا از زنانى كه محمد ميتواند با انها ازدواج كند نوشته شده و سپس گفته است:
وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ….
 ترجمه:
و زن مؤمنى كه خود را [داوطلبانه] به پيامبر ببخشد در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد [اين امتياز] ويژه توست نه ديگر مؤمنان.
لطفا اين قسمت از آيه را چندين و چند بار بخوانيد و به آن فكر كنيد.
 معناى ساده اين آيه اين است كه مثلا:
يك زنى مى آيد و در ميزند، عايشه در را باز ميكند، زن ميگويد ببخشيد خانم همسرت خانه است؟
عايشه هم بدليل كودكى بدو بدو ميرود و به همسرش خبر ميدهد.
پيامبر اسلام دم در مى آيد و از آن خانم ميپرسد، بفرماييد امرى داشتيد؟
آن خانم نيز ميگويد: بله خواستم كه خودم را تقديم شما كنم و با شما به رختخواب بروم!
حال قرآن ميگويد: اگر محمد دلش خواست ميتواند با او همخوابى كند و در ادامه ميگويد اين امتياز فقط مخصوص تو است نه همه مردان مسلمان.
ان وهبت نفسها” يعنى اگر (آن زن)خودش را تقديم كرد.
حال كمى با عقل و منطق به اين مقوله بنگريم.
اولا: يعنى چه كه زنى خودش را تقديم كرد؟؟
چطور ميشود يك زن بيايد و به مردى بگويد با من رابطه جنسى برقرار كن و هنوز او را زن مؤمن ناميد؟؟
اصولا در تمامى فرهنگها و در طول تاريخ انسانها به چنين زنى مؤمن گفته نمى شود بلكه از القاب مانند فاحشه، لا ابالى، بى شخصيت و … استفاده ميشود.
دوما: اين امتياز فقط مختص محمد است يعنى چه؟؟
اگر كار نيكويى است چرا همه انجام ندهند؟ اگر كار بدى است، چرا كسى كه ادعاى پيامبرى ميكند بايد آنرا انجام دهد؟
سوماً: در زمان اعراب متعصب و غيرتى آن زمان، كدام زنى است كه بدون اجازه خانواده اش راه بيفتد و به محمد بگويد بيا با من نزديكى كن؟؟
چهارماً: اگر منظور عشق و علاقه و دوست داشتن بوده، چرا بدين صورت بيان شده و نه به همان طريقه عرف و عادى جامعه و بازهم چرا فقط مخصوص محمد؟
پنجماً: مگر نه اينكه خود محمد ادعا ميكند من با شما تفاوتى ندارم و ” انا بشرٌ مثلكم” پس چگونه در اينجا و در مسئله جنسى و رابطه با زنان، اختصاص خورده است ؟؟
حال برويم سراغ آيه ٥١ از همان سوره احزاب،
البته بهتر بود نام آنرا سوره رتق و فتق مسائل زناشوئى محمد، ميگذاشتند، زيرا بغير از مسائل جنسى پيامبر اسلام هيچ پيام هدايت آميز يا بشر دوستانه اى در آن وجود ندارد.
متن عربى آيه ٥١ سوره احزاب:
تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ ﴿۵۱﴾
ترجمه:
نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‏ خواهى به تاخير انداز و هر كدام را كه مى‏ خواهى پيش خود جاى ده و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‏ اى دوباره طلب كنى اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگي‏شان به آنچه به آنان داده‏ اى خشنود گردند (۵۱)
ببينيد بيش از يك ميليارد مسلمان و بيش از ميلياردها مسلمان در ١٤٠٠ سال گذشته باور قلبى داشته اند كه اين كتاب از سوى خدا به محمد وحى شده كه بوسيله آن مردم را هدايت كند، حال آنكه در اين آيه ميبينيد نوبت به رختخواب رفتن(سكس كردن) محمد با زنان انبوهش را تشريح ميكند و بر خلاف ادعاهاى قبلى مبنى بر رعايت عدالت بين همسران، به وى ميگويد: 
نوبت هر كدام را خواستى به تأخير بينداز و هركدام را خواستى نزد خودت جاى بده!!
يعنى اينكه ام سلمه كه پير و يائسه است را اگر خواستى از خودت دور كن و عايشه يا زينب را كه هم جوان و خوش اندام هستند و هم زيبا در بغلت جاى بده! تازه نامش هم شده عدالت بين همسران.
از همه اينها بدتر اينكه اين موضوعات فقط به محمد اختصاص دارد و نه همه مردم.
عجب! يكى نيست به اين خدائى كه اين مطلب را گفته بگويد: اگر اختصاصى است و نه عمومى چرا بايد در يك كتاب عمومى جاى بگيرد و همه آنرا بخوانند؟؟
اصولا كجاى اين مطلب كاملا خصوصى جنبه هدايت دارد و كدام انسانى در طول تاريخ با خواندن اين آيات هدايت شده است؟؟؟؟
يا همانطور كه ما ميگوييم نويسنده اين مطالب خدا نبوده و همان دسته نصرانيهاى شام بوده اند و يا خدائى كه با محمد در ارتباط بوده كلا نه حال روحيش خوب بوده و نه عقل درست و حسابى در سر داشته است.
برويم به سراغ آيه ٥٢ سوره احزاب كه هم دروغ روحانيون اسلامگرا را افشا ميكند و هم شاهكار قرآن و خداى محمد در اين آيه نهفته است، زيرا خداى محمد بسيار شديد در فكر ارضاى مسائل جنسى محمد بوده و بسيار مراقب بوده كه ايشان در مذيقه نباشد و به او بد نگذرد.
اى كاش مسلمانان به جاى تعصب فقط و فقط همين سوره را با ترجمه ميخواندند تا متوجه ميشدند چه كلاه گشادى از بدو تولد بر سرشان رفته است.
متن عربى آيه ٥٢ سوره احزاب:
لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا ﴿۵۲﴾
ترجمه:
از اين پس زنان و نيز اينكه به جاى آنان زنان ديگرى برگزينى تو حلال نيست هر چند محو زيبايى آنان شوى،  به استثناى كنيزانى كه بدست آورده اى و خدا همواره بر هر چيزى مراقب است (۵۲)
در اين آيه به ناگاه خداى محمد كه در اين سوره بيشتر نقش مسئول يك شيرين كامه را بازى ميكند، به ناگاه متوجه ميشود پيامبرى كه فرستاد بيش از اندازه چموش است و يك حرمسرا راه انداخته با بيش از ١٠ زن جورواجور.
پس بايد او را متوقف كرد، و به او دستور ميدهد ازين به بعد هيچ زنى بر تو حلال نيست حتى نمى توانى آنها را جا به جا كنى.
ببينيد دوستان اين آيات آنقدر واضح هست كه نه نياز به تفسير دارد نه نياز به واكاوى و نه نياز به يك ملاى شياد كه با تغيير ترجمه كلمات مارا فريب دهد.
شخص مسئول محمد، در اين آيه به او ميگويد ديگر حق ندارى حرمسرايت را بسط دهى و حتى نمى توانى آنها را جا به جا كنى!!!!!
مگر محمد زنانش را با يك زن جديد جا به جا ميكرده؟؟؟ پس چرا تاكنون كسى چنين چيزى در اينباره نگفته است؟
حال در خوشبينانه ترين حالت، اگر جابه جائى را با استفاده از آيه قبل، جا به جائى روز بودن با زنها حساب كنيم، متوجه خواهيم شد كه ايشان زياده روى كرده و در اينمورد به وى اخطار داده شده است.
سئوال: مگر نه اينكه طبق ادعاى روحانيون حضرت معصوم تشريف داشتند؟؟؟
مگر معصوم كار خطا ميكند؟؟
اينجاست كه با همين چندكلمه ساده دروغ روحانيون افشا ميشود. بله ايشان نه معصوم بوده و نه داراى هيچ عصمتى بوده و به همين راحتى از سوى رئيسش اخطار گرفته است و او را از زياده روى منع ميكنند چون ظرفيت آن آزادى را نداشته است.
اما نكته به همين جا ختم نميشود و در ادامه آيه يك فاجعه اتفاق مى افتد.
به وى گفته شده که زنان بر توحرام شده اند زين پس، حتى اگر زيبائى آنها تو را محو خود كند!
سئوال:
مگر نمى گويند پيامبر اسلام فقط به خاطر كمك به اين زنها با آنها ازدواج ميكرد و اكثرا پير و زشت بوده اند؟؟
طبق اين آيه از خود قرآن خير، اين ادعاى روحانيون كاملا دروغ است و بدرد خودشان و عمه شان ميخورد.
در اين آيه اثبات ميشود كه ايشان فريب زيبائى زنها را ميخورده و به همين دليل حرمسرايش را بسط داده است.
البته ناگفته نماند ام سلمه كه زنى پير و بيوه برد را محمد بعنوان خدمتكار و براى نگهدارى از خواهر زادگان خديجه به خانه اش آورد و قضيه اش با باقى زنان محمد تفاوت دارد.
پس اينجا نيز اثبات شد كه محمد براى زيبايى زن ميگرفته و زشت بودن و بى سرپرست بودن دروغى بيش نيست.
و اما يك نكته جالبتر هم آيه دارد و آن هم ادامه آيه است.
من اين قسمت را جدا كرده ام كه بهتر متوجه شويد در چه موردى بحث ميكنم.
وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ
ترجمه: حتى اگر محو زيبائى آنان شدى، مگر كنيزان(زنان اسير)
پس ايشان از داشتن زن منع شدند و زنان بر ايشان حرام شدند حتى اگر زيباييشان او را فريب دهد، اما در ادامه ميگويد: 
مگر زنان اسير(كنيز)، و تا آنجائى كه همه ميدانيم براى نزديكى با يك كنيز نه نياز به عقد ازدواج هست و نه تشريفات.
در اينجا يكى از مهمترين نكات در زندگى محمد روشن ميشود و آن اينكه :
ايشان براى زيبائى اين همه زن گرفته بود و براى ارضاى شهوت!
زيرا اگر مسئله شهوت و نزديكى با زنان در ميان نبود به ايشان در مورد كنيزان سفارش نميشد و كنيز نيز در قوانين متحجر اسلامى يك آلت تناسلى زنانه كاملا مجانى است و هر وقت نياز بود ميتوان در او دخول كرد.
حال فلان علامه و فلان عالم بنشيند و تفسير و تأويل كند و داستانسرائى و شيعيان خرافاتى هم هى فرت وفرت روايات مضحك و بى اعتبارشان را پشت سر هم كنند كه نه معناى اين آيات چنين نيست.
درصورتىكه خود آيات با زبان بسيار ساده و کاملا واضح موضوع را نوشته و توضيح داده اند.
البته ميتوان از هر آيه اين سوره و برخى سوره هاى ديگر مطالب اينچنينى را به راحتى استخراج كرد و قسمت بزرگى از تاريخ ووقايع آن زمان را متوجه شد.
اميدوارم فرصتى باشد بتوانم مطالبى بيشتر ازين دست را تهيه كنم.

7 thoughts on “پيامبر اسلام، زنان و شهوت لجام گسيخته

  1. “و نيز زن مومن اگر خودش را به پيغمبر ببخشد، و پيغمبر هم بخواهد با او ازدواج كند، تنها ***اين نكاح بدون مهر*** براى اوست، نه همه مؤمنين،”

    تفسیر المیزان ذیل ترجمه آیات. خواستید تفسیرش را هم بخوانید. لینک
    http://quran.anhar.ir/tafsirfull-14055.htm

    1. جناب گرامی
      ایه به این واضحی چه نیاز به تفسیر دارد ؟؟
      در کجای آیه نامی از ازدواج آمده ؟؟
      در کجای آیه نامی از مهر یا بدون مهر آمده ؟؟
      شما اصل مطلب را به حاشیه میبرد برای از بین بردن قبح مساله ….

      1. دکتر روشنگر عزیز ظاهرا برادران منتقدتون این مطالب رو قبول دارن که پاسخی ندادن
        و با حقیقت کنار اومدن
        امیدوارم همیشه همینطور متطقی برخورد کنن

    2. جناب کاظمی عزیز
      تو رو خدا یکم واقع بین باشین.از چی میترسین؟همانطور که در سایت گفته شده و ایات ان هم اورده شده خداوند در قران میگوید قران را به زبانی ساده فرستادیم.مگه خودمون عقل و شعور نداریم که تفسیرشو بخونیم؟
      کجای این ایه نامی از ازدواج و مهریه اومده برادر؟
      تنها راهی که واسه پیدا کردن واقعیت دارین اینه
      شما هر ایه رو یک بار هم بدبینانه(واقع گرانه)بخوان برادر

      من اسم تفسیر رو اشتباه میدونم
      باید گفت توجیه
      دیگه از این واضع تر چی میشه گفت؟که شما دنبال تفسیرشین اونم تفسیر خودتون نه منتقد
      التماس تفکر

  2. باسلام وخسته نباشی خدمت شما.من از دوران نوجوانی این قوانین بوداراسلام روقبول نداشتم ولی متاسفانه دوروبرم رویه عده آدم بیسواد ویا باسوادتر گرفته بودن که با نشان دادن دلیل هم تعصب افراطیون نمی گذاشت قبول کنند.باورکنیدکه اونقدرتوعذاب بودم که گاهی میخواستم ازهمه دورباشم امامدتی هست که باستین شما آشنا شدم باخوندن هرمطلبتون انگارزنجیری ازدست وپام با میشه ازنظرروحی خیلی راحتتر شدم الان دارم دوستانه که اطرافم هستن روبامطالب شما روشن میکنم.هرچقدرازتون تشکر کنم بازکمه

  3. با سلام و عرض ادب
    تشکر از فعالیت شما جناب دکتر من در رابطه با یافتن راه و روش صحیح دینداری و نگاه جامع تر به مسائل دینی از شخص شما درخواست دارم ضمن اینکه شما تحقیقات مفصل انجام داده آید بنده میخوام شخصا با شما صحبت کنم. لطفأ راهنمایی بفرمایید

  4. با سلام.میخوام نظر خودم رو درمورد مطالب جنسی این سایت بگم و مطمعنم نظرم درسته.برخی از نوشته های این سایت درست و برخی نادرسته.ارتباط جنسی پیامبر با زنان مختلف و بوسیدن دخترش و همچنین شاید فاطمه با سلمان فارسی هم رابطه جنسی داشت و شاید علی (ع)هم اید رو می دونست.ولی هیچکدوم اینها دلیل بر بد بودن انها نیست.اینگونه انسانها خیلی چیزها در زندگیشون هست که برای عوام مردم قابل هضم نیست. دنیای آنها با عوام فرق میکنه.بعضی موضوعات جنسی که از نظر عوام قابل قبول نیست برای آنها حلاله.از نظر قرآن پیامبر و امثال اون چون به درجه ای از پاکی رسیدند این چیزها براشون حلاله.حتی اگه عوام هم به درجاتی از عصمت برسند اینها براشون حلال میشه.ذاتا همه ی انسانها می توانند مانند محمد (ص) پاک باشند و از این نعمتها برخوردار بشن.منتها بشریت خودش رو درگیر افکار پوچ روزمره کرده و همین امر موجب پایین اوردن عظمت انسان شده.شاید نظرم برای خیلی ها قابل درک نباشه.بزارید داستان ادم و حوا رو مثال بزنم. مگر از ابتدا ادم و حوا برهنه نبودند؟؟ ولی از زمانی که عورت خودشون رو پوشوندند بخاطر عدم اعتماد به هم ،از بهشت(که به نظرم همان اوج تکامل روحی انسان است) فرود امدند و از نظر روحی نزول کردند. حالا از این نوشته اینگونه برداشت نشه که ،پس در ارتباطات جنسی هیچ محدودیتی نباید وجود داشته باشد! البته اگر انسانها از نظر روحی مانند انها پاک شوند می توانند به سبک انها زندگی کنند که اتفاقا اوج لذت از زندگی می باشد.متاسفانه بیشتر افراد چون فکر میکنند اسلام نوعی محدودیت در زندگی ایجاد می کند،زمانی که مطالبی درمورد روابط جنسی پیامبر و امثال اون رو مشاهده می کنند نوعی تناقض در ذهنشون به وجود میاد.در حالی که اسلام محدود کننده ی زندگی انسانها نیست بلکه موجب بیشتر لذت بردن از زندگی می شود.متاسفانه برخی افراد اسلام را با آخوند اشتباه گرفته اند و یا زمانی که افراد به ظاهر مذهبی ،دزدی یا اختلاص انجام می دهند بعضی ها اسلام را مقصر می دانند. من طرفدار اخوندها یا هیچ فرقه ای نیستم.فقط نظرات خودم رو میگم.اسلام،بودا،زرتشت،مسیحیت و یهودیت همه یک هدف دارند و آن نوعی سبک زندگی برای لذت و سعادت است. اتفاقا غربی ها که انقدر در علم و سبک زندگی پیشرفت کرده اند بیشتر از ما به مسائل معنوی اهمیت می دهند.انها علاقه ی زیادی به نوشته های خیام و حافظ و مولانا(رومی) و امثال آن دارند در حالی خودمان از این گنجینه ها بی خبریم.از کتابهای ابن سینا برای پیشرفت علم پزشکی شان استفاده کرده اند.روی واقعه ی معراج پیامبر ازمایش می کنند تا انتقال های نامرئی رو انجام بدهند.ولی ما هنوز بایکدیگر درگیریم. برای شناخت دین واقعی برنامه گنج حضور در ماهواره رو مشاهده کنید.

پاسخ دهید