پيامبر اسلام و ائمه شيعه، عامل هرزگى و فحشا در جامعه

Print Friendly, PDF & Email
شايد تيترى كه براى اين متن انتخاب كرده ام، از سوى برخى مخاطبين عزيز اهانت به بزرگان اسلام محسوب شده و رگ گردنشان باد كند اما با كمى صرف حوصله و آرامش و خواندن ادامه مطلب به دليل انتخاب اين تيتر خواهيد رسيد.
قبل از پرداختن به اصل موضوع لازم است كه توضيح كوتاهى در مورد تن فروشى زنان و فاحشه خانه ها در كشورهاى غربى بدهم.

در طول تاريخ و در تمامى كشورهاى دنيا فاحشه خانه ها و زنان تن فروش وجود داشته و هنوز هم دارند.

در اين مكانها زنان تن فروش به مشتريان مرد خود سرويسهاى جنسى ميدهند. اساس كار چنين بوده و هست كه مردى در مقابل مبالغى و البته با رضايت كامل بانوى مورد سرويس جنسى دريافت ميكند.

در تمامى اين موارد نيز زنان بى سرپرست يا فقير و بى خانمان اقدام به اينكار ميكنند. اديان و مذاهب در طول تاريخ هميشه مخالف اينكار و اين مكانها بوده اند و چه زنهائى كه بدليل پرداختن به تن فروشى توسط متوليان اديان كشته شده و يا به آتش كشيده شده اند.
هنوز نيز در جوامع پيشرفته دنيا به پديده تن فروشى بعنوان يك بيمارى اجتماعى نگاه ميشود و براى تحت كنترل درآوردن اين معضل اجتماعى، مكانهاى تحت كنترل هم از نظر پزشكى و هم از نظر جلوگيرى از سوء استفاده باندهاى مافيائى، در نظر گرفته شده است.
با اين مقدمه برگرديم به اصل موضوع يعنى هرزگى در اسلام و طرفدارى دين اسلام از تن فروشى زنان و سوء استفاده مردان هرزه ازين زنان با استناد به ازدواج موقت، متعه يا همان صيغه كه مردى(تفاوت نميكند مجرد باشد يا متاهل) زنى را (تفاوت ندارد مجرد باشد يا داراى همسر) به قيمت تعيين شده و براى مدتى به ازدواج خود در  مى آورد و هدف اصلى نيز تأمين نياز جنسى مرد است زيرا در ازدواج موقت فقط مرد ميتواند صيغه كند و نه زن.
حال اگر تعريف تن فروشى به سبك غربى و تن فروشى مذهبى(صيغه) را با هم قياس كنيد، اين مشتركات در آنها ديده ميشود.
١) در هر دو مرد خريدار است و زن فروشنده كالاى جنسى
٢) در هردو مرد مبلغى را پرداخت ميكند
٣) در هردو رضايت طرفين شرط است
٤) در هردو شرايط تأهل براى طرفين وجود ندارد
خوب ديديد كه هيچ نوع اختلافى مابين تن فروشى به سبك غرب و تن فروشى اسلامى وجود ندارد و تنها تفاوت آن در صادر كننده حكم اين تن فروشى و در واقع ترويج فحشاء است.
در فاحشگى اسلامى اين متوليان دين و كتاب دينى مسلمانان است كه آنرا ترويج ميكند درصورتى كه در غرب حكومتها با تدابير شديد بدنبال محدود كردن و كاهش عواقب آن بر جامعه هستند.
حال ميخواهيم ترويج اين فحشاء را از ديد متوليان دين اسلام بررسى كنيم. قبل از بررسى اسناد اسلامى ببينيم اصولا اين ازدواج موقت از كجا آغاز شد و چگونه وارد قرآن شد و به صورت يك حكم دينى درآمد.
صیغه از کجا باب شد؟
خلاصه ماجرا: پيامبر اسلام علیرغم آنکه حرامسرایی پر از زنان زیبا و در سنین مختلف داشتند از آنجایی که علاقه شديدى به همخوابى با زنان مختلف و تنوع طلبى وافرى در اينمورد داشتند، روزی با زنی بنام حره بدون عقد ازدواج(امروزه اينكار زنا نام دارد) همبستر میشود. از اقبال بد ایشان، برخى از زنانش متوجه ماجرا میشوند و با انتشار اين اخبار عده اى به ایشان اتهام فحشاء ميزنند.
ايشان نيز با كمك الله(كه هميشه هواى زير شكم ايشان را داشته) پاسخ را از آستینش بيرون آورده و می گوید: ازدواج موقت کرده بودم ! البته این نوع ازدواج در قبل از اسلام هم وجود داشت و بدليل اين اتفاق و لو رفتن هوسرانى پيامبر اسلام، شامل آيه شده و به گردن خداى مسلمانان مى افتد. ولى پس از مرگ محمد، عمر بن خطاب که از اصل ماجراى پيامبرى محمد و آيات قرآن و دروغهاى محمد اگاهی داشته، انرا حرام اعلام میکند و می گوید این نوع ازدواج فقط مختص پیامبر بوده است.
متن عربى روايت به داستان فوق – قال وروى الفضل الشيباني باسناده إلى الباقر عليه السلام أن عبد الله بن عطاء المكي سأله عن قوله تعالى ” وإذ أسر النبي ” الآية فقال إن رسول الله صلى الله عليه وآلهتزوج بالحرة متعة فاطلع عليه بعض نسائه فاتهمته بالفاحشة فقال أنه لي حلال أنه نكاح بأجل فاكتميه فاطلعت عليه بعض نسائه.
ترجمه: رسول خدا با حره ازدواج موقت كرد، بعضی از زنان رسول خدا از این ازدواج مطلع شدند و به پیامبر نسبت زنا دادند. پیامبر در جواب آنها گفت: اینكار بر من حلال است این یك نكاح موقت بود درنتیجه آنرا مخفی كردم.(منابع: وسایل الشیعه ج ۲۱ ص ۱۰ و الموجز في المتعة – المحقق الثاني (المحقق الكركي)
در ميان فقهاى دو مذهب عمده اسلام يعنى تسنن و تشيع در اينمورد اختلاف ديدگاه وجود دارد. علماى اهل سنت آنرا نمى پذيرند و حكم آنرا طبق دستور خليفه دوم مسلمانان نسخ شده ميدانند اما در مذهب شيعه و با استناد به آيات قرآن و صدها حديث از ائمه، مروج پر و پا قرص صيغه درجامعه بوده و هستند. متوليان مذهب شيعه با استناد به آيه ٢٤ از سوره نساء آنرا جزو دستورات قرآن ميدانند.
متن آیه: و المحصنات من النساء الا ما ملکت أیمانکم کتاب الله علیکم و احل لکم ما وراء ذالکم أن تبتغوا بأموالکم محصنین غیر مسافحین فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة إن الله کان علیما حکیما.                            ترجمه: و زنان شوهر دار( بر شما حرام است) مگر آنها را که (از راه اسارت) مالک شده اید(چون اسير است تجاوز كنيد) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرر داشته است اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد) بر شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید، در حالی که  پاکدامن باشید و از زنا خودداری نمایید. ائمه و روحانيون شیعه  ” فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة” را مربوط به حکم و دستور ازدواج موقت و متعه گرفته اند. به تفسیر المیزان علامه طباطبایی و تفسیر نمونه و مجمع البیان از شیعه و تفسیر کبیر فخر رازی ذیل آیه مربوط مراجعه فرمایید.
روایات اهل سنت در برداشت ازين آيه :

الف: در شرح قوشجی بر تجرید العقاید، مبحث امامت صفحه ٤٦٤ آمده است که عمر خلیفه دوم گفت: ای مردم سه چیز در عهد پیامبر بودند و من آنان را حرام کرده و عمل کننده به آنها را عقوبت می کنم و این سه یکی متعه زنان و دیگری متعه حج و دیگر جمله حی علی خیر العمل در اذان است.

ب: صحیح بخاری در ج ٦ ص ٣٧ قسم التفسیر ذیل آیه ١٩٦ سوره بقره از عمران بن حصین نقل می کند که هنگامی که آیه متعه در کتاب خدا نازل شد ما همراه رسول بودیم و بدان عمل می کردیم و از قرآن چیزی نازل نشد که آن را تحریم کند و پیامبر  تا زنده بود از آن نهی نکرد … و بعد از پیامبر خلیفه دوم است به نظر و رأی شخص خود چیزی گفت.

پس اهل سنت با استناد به همين روايات و دستور خليفه دوم، ازدواج موقت يا همان فاحشگى اسلامى را براى خود و جامعه نميپذيرند. حال برويم به سراغ ائمه محترم شيعه و روحانيون متولى اين مذهب. روايات و احاديث در مورد صيغه در كتابهاى حديث شيعه آنقدر زياد است كه ميتوان از آنها چند كتاب استخراج كرد، ولى به چند مورد مهم بسنده ميكنيم كه ببينيم رويكرد ائمه شيعه با اين بيمارى اجتماعى، تن فروشى زنان و ترويج فاحشگى در جامعه چه بوده است.

‌ احاديثى براى فريب زنان شيعه 

١) امام صادق ميگويد : هنگامى كه پيامبر  به معراج رفت، فرمود: جبرئيل نزد من آمده و گفت: اى محمد خداوند مى فرمايد: من گناهان زنانى كه از امت تو متعه شوند را بخشيدم(منبع: من لا يحضره الفقيه نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : ٣  صفحه : ٤٦٣)

٢) پيامبر فرمود: هركس زن مومنه اى را صيغه كند مانند اين است كه ٧٠ بار به زيارت كعبه رفته باشد(منبع: من لايحضرالفقيه از شيخ صدوق ج ٣ ص ٣٦٦)

٣) فضل ابن مولی روایت است كه از امام صادق پرسیدم زنی را متعه نمودم و بعدا تحقیق نمودم كه زن شوهر داشته؛ امام (عصبانی شد) و فرمود: چرا از ازدواج آن تحقیق به عمل آوردی نیازی به آن نبود(منبع: كتاب التهذیب شیخ طوسی ج ٢ ص ١٨٧)

٤) از امام صادق در مورد ازدواج موقت پرسيده شد آيا فقط بايد چهار زن باشد؟ فرمود خير ، با ١٠٠٠ نفر از اينگونه زنان ازدواج کن زيرا اينها کرايه ايي هستند.( منابع: الکافي ج٥ ص: ٤٥٢- الاستبصار ج٣، ص:١٤٧- تهذيب الاحکام ج٧، ص:٢٤٨

٥) از محمد ابن عبدالله اشعری روایت است از امام رضا پرسید شخصی با زنی متعه میكند و بعد سپس مشكوك میشود كه او شوهر دارد؛امام فرمودند نیازی به تحقیق و شك نیست و متغه او جایز است(منبع: وسایل الشیعه ح٥، باب ١٠ از ابواب متعه)

٦) از هشام بن سالم روايت است كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق فرمودند: براي مردان نكاح موقت مستحب است و بسيار كريه و ناپسند مي دانم كه فردي از دنيا برود و ازدواج موقت ننموده باشد(منبع: وسائل شيعه  ج ١٤. ص ٤٤٣ )

٧) از زراره روايت است كه ايشان مي فرمايند از امام جعفر صادق درباره ي متعه پرسيدم آيا زنان متعه شده جزو زنان چهار گانه اي هستند كه در قرآن ذكر شده اند ايشان فرمودند آن زنان مستاجره هستند اگر خواستي هزار تا از آنان را اجاره نما (منبع: فرع كافى ج ٢ ص ٤٨

٨) از محمد بن مسلم روايت است كه مي فرمايند امام جعفر فرمودند زنان متعه شده جزو زنان چهارگانه اي كه در قرآن ذكر شده اند نيستند زيرا كه اين زنان طلاق نمي شوند و از شوهران نيز ارث نمي برند بلكه آنان اجاره شده اند(منبع: فروع كافى ج ٢ ص ٤٣)

٩) از فضل مولي محمد بن راشد روايت است كه مي فرمايد من از امام جعفر صادق پرسيدم من با يك زني متعه نمودم و سپس در قلبم اين سوال پيش آمد كه مبادا او شوهر داشته باشد و سپس پس از تحقيق او را شوهر دار يافتم امام جعفر صادق فرمودند: متعه او اشكالي نداشت چرا از ازدواج او تحقيق به عمل آوردي نيازي به آن نبود(منبع: التهذيب ج ٢ ص ١٨٧)

١٠) از مهران بن محمد روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر صادق گفته شد: فلاني زني را متعه نموده است و او از اينكه مبادا زن شوهر داشته باشد تحقيق كرد امام صادق فرمودند چرا تحقيق نموده است نيازي به تحقيق نيست نكاح و متعه او جايز است( منبع: التهذيب ج ٢ ص ١٨٧)

١١) از محمد بن عبدالله اشعري روايت است كه مي فرمايد به امام رضا گفتم: شخصي با زني ازدواج مي نمايد و سپس مشكوك مي شود كه او شوهر دارد. ايشان فرمودند: نيازي به تحقيق و شك نيست, و متعه او جايز است(منبع: التهذيب ج ٢ ص ١٨٧)

١٢) از اسحاق بن جرير روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر صادق گفتم در كوفه زن فاجره اي است آيا مي توانم با او متعه نمايم ايشان فرمودند آيا او پرچم فسق و زنا را بر خانه اش زده است گفتم خير ايشان فرمودند آري متعه با او جايز است و در روايتي ديگر نقل شده است كه اگر او پرچم زنا را آويزان كرده باشد باز هم متعه با او جايز است(منبع: وسايل الشيعه ج ١٤ ص ٤٥٥)

١٣) از حسن بن ظريف روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر نامه اي نوشتم به مدت سي سال است كه متعه را ترك نموده ام و اينك به آن علاقمند شده ام در محله ما زن زيبايي وجود دارد ولي فاجره و فاسقه است آيا مي توانم با او متعه نمايم ايشان فرمودند شما با آن كار سنتي را زنده و بدعتي را مي ميراني هيچ اشكالي ندارد(منبع: وسايل الشيعه ج ١٤ ص ٤٥٥)

١٤) از عمار بن مروان روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر گفتم شخصي نزد زني براي نكاح متعه مي آيد و او مي گويد: من به شرطي با شما متعه مي نمايم كه از فرجم استفاده ننمايي و از محل و مكان ديگر مي تواني تلذذ حاصل نمايي امام جعفر فرمودند آن فرد بايد آن شرط را رعايت نمايد و از مكان دبر(مقعد) او استفاده نمايد(منبع: فروع الكافى ج ٢ ص ٤٨)

اينها ١٤ روايت از صدها روايت شرم آور در مورد صيغه يا همان فاحشگى اسلامى است كه روحانيون شيعه و به نقل از ائمه شيعه آنها را نقل كرده اند.

كل مسئله صيغه و يا ازدواج موقت، ارضاى شهوت سيرى ناپذير مردان مسلمان بوده و هست و تنها چيزى كه در اين ميان به آن وقعى نهاده نشده است، خواسته زنان است، زيرا در دين مبين اسلام زنان تنها براى زاد و ولد و ارضاى جنسى مردان خلق شده اند و ارزش و اعتبارى بعنوان يك انسان ندارند.

اما رواياتى هم وجود دارد كه ميتوان دختر باكره را نيز صيغه كرد و بدليل باكره بودن بايد گونه اى ديگر با آنها نزديكى كرد.

١) از محمد بن ابي حمزه روايت است كه از ايشان پرسيدند آيا مي توانيم دختران باكره را متعه نماييم ايشان فرمودند متعه با آنان اشكالي ندارد ولي از شرمگاه آنان استفاده ننماييد( منبع: وسايل شيعه ج ١٤ صفحه ٤٥٨)

از اين روايات به وضاحت ثابت مي گردد كه زنان متعه شده جزو مصاديق آيه ﴿فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ﴾ نيستند زيرا كه در اينجا عقد متعه جاري گرديده ولي استمتاع صورت نگرفته است و توسط امام جعفر صادق استمتاع ممنوع قرار گرفته است پس شوهر در مقابل چه چيز به آن زن مهريه مي پردازد آيا او را به عنوان دوست دختر انتخاب نموده و فقط براي قدم زدن و سخن گفتن با او مهريه مي پردازد و آيا مهريه با اين چيزها بر شوهر لازم مي شود؟

آنچه در اين بين به عقل و شعور متوليان دين اسلام خطور نكرده، هرزگى مردان مسلمان است زيرا طبق روايات فوق مرد مسلمان ميتواند هزار زن را صيغه كند، در واقع اين مرد مسلمان است كه براى هرزه بودن خودش بهائى ناچيز ميپردازد تا در آغوش زنى باشد و اين هرزگى هديه اى است كه پيامبرشان به همراه ائمه محترم شيعه براى او به ارمغان آورده و جامعه اى پر از فاحشگى وهرزگى را به بشريت تقديم كرده اند.

از سوى ديگر هيچ زنى دوست ندارد همسرش  زنى ديگر را شريك رختخواب او بكند، اما وقتى اين فاحشگى رنگ مذهبى به خود ميگيرد، زنان نگونبخت مسلمان نيز قاعدتا بايد اين خفت و خوارى را تحمل كنند به راحتى خزيدن مرده هرزه شان به آغوش زنى تن فروش را ديده و دم برنياورند.

خوب اين قانون و روايات مربوطه به راحتى بهانه به دست كسانى ميدهد كه در سطح جامعه تن فروشى ميكنند و همچنين راه را براى هوسرانى مردانى باز ميكند كه با پرداخت مبالغى جسم زنى را به عاريه ميگيرند.

آيا اين اشاعه فحشاء وهرزگى در جامعه نيست؟؟

همانطور كه خوانديد صيغه يا ازدواج موقت چيزى جز هرزگى و تن فروشى نيست كه تنها ثمره آن به فحشا كشيدن جامعه و سست كردن بنياد خانواده ميباشد.

جالب توجه اينكه اكثر اين زنان و مردان تن فروش در اطراف حرم امامان شيعه و امامزادگان ديدار و تجمع ميكنند، گوئى با تاييد آن امام يا امامزاده فاحشگى شان را رسمى ميكنند.

كافى است سرى به شهر هاى قم و يا مشهد زده و در كنار مقبره اين خواهر و برادر(امام رضا و معصومه) انبوه زنان و مردان تن فروش مسلمان را ببينيد كه براى ارضاى شهوت در حال معامله و چانه زنى هستند.

اينروزها نيز از منابع رسمى و غير رسمى خبر از فاحشه خانه هاى مشهد و قم به گوش ميرسد كه مركز تجمع مسافرين عربى هستند كه براى اجراى سنت پيامبر و ائمه شيعه، جسم هرزه خود را در آغوش بانوى تن فروشى بيندازند كه از فرط فقر و فلاكت متوليان مذهب فاحشه پرور شيعه، به اينكار روى آورده اند.

کانال تلگرامی نقدی بر اسلام با بیش از ۶۵ هزار کاربر نیز بطور مستمر در فعالیت هست و شما به وسیله لینکی که در تصویر میبینید میتوانید به این کانال وصل شوید.

34 thoughts on “پيامبر اسلام و ائمه شيعه، عامل هرزگى و فحشا در جامعه

  1. بسم الله الرحمن الرحیم
    منطقی است که انسان در رابطه با چیزی که تخصص ندارد قضاوت نکند چرا که بر اساس قران کریم فردای قیامت باید پاسخگو باشد. (و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤلا)•از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤلند.
    در خصوص فحشای غرب و تفاوت آن با متعه اسلامی می توان به موارد زیر اشاره نمود:
    ۱-در متعه اسلامی زن پس از هر با عقد باید عده نگهداری کند به این معنا در صورتی که در ازدواج دخول صورت پذیرد زن بعد از اتمام متعه نمی تواند بلافاصله برای دیگری متعه شود بلکه باد حداقل دو حیض از او بگذرد. جالب اینکه در صورتی که عده رعایت نشود طرفین مشمول حکم زیر خواهند شد:
    اگر زنی را که در عدّه دیگری است برای خود عقد کند، چنانچه مرد و زن ، یا یکی از آنان بدانند که عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد کردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام می شود اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزدیکی نکرده باشد . به عبارت دیگر برای ابد بر همدیگر حرام می شوند.
    ۲-در متعه مانند ازدواج دائم مرد و زن یک سری محارم جدید پیدا می کنند که ازدواج با آنها حرام است. به عنوان مثال ازداواج با مادر زن تا آخر عمر بر انسان حرام می شود. حتی پس از طلاق.
    ۳-خود حیض در قران به عنوان پاکی از آن یاد شده است که از نظر علم پزشکی نیز به اثبات رسیده است و خود عده که بین دو ازدواج فاصله ایجاد می کند می تواند مانع از انتقال بسیاری از امراض شود.
    ۴-بر خلاف فحشا در متعه برای شخص حق ایجاد می شود کسی که زنی را صیغه می کند تا پایان مدت عقد نسبت به آن شرعا دارای حق می باشد و مانند یک ملک او را مالک می شود. این موضوع از نظر اجتماعی نیز جای تامل دارد چرا در فواحش بعضی اوقات بر سر زن نزاع ایجاد می شود و هیچ کس نمی تواند ادعای حق نماید و به نوعی قضیه لوث می شود.
    به طور خلاصه دین اسلام که کامل ترین ادیان است همه جوانب امر را در نظر گرفته و نتیجه رعایت احکام اسلام به نفع فرد و جامعه می باشد. در پایان توصیه می شود اگر دچار گمراهی شده ایم به همین بسنده کنیم و دنبال گمراه نمودن دیگران نباشیم که مجازات مضاعفی در پی خواهد داشت. و به جای متهم نمودن پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله با تامل و تدبر بیشتر دست به قضاوت بزنیم.
    والسلام علی من اتبع الهدی

    1. درود بر شما
      ادعاهای بی اساس شما برای دفاع از فاحشگی اسلامی در مقابل مستندات درون متن, هیچ اعتباری ندارد.
      بر خلاف ادعای شما پریود زنان در قرآن یک رنج برای زنان محسوب شده است.

      شما برای فحشا فقط رنگ و بوی مذهبی و الهی متصور شده اید و نه چیزی غیر از این.
      جالب است که استدالهای شما فقط برای کسانی است که قرآن و اسلام را پذیرفته اند و الا انسانهای خردمند و عاقل این استدلالات کودکانه را نمیپذیرند.

      سپاس از اینکه با نظرتان مطالب این مقاله را تایید کردید.

      1. شما دارید در خصوص دین اسلام قضاوت می کنید بعد استدلال های برگرفته از قرآن و اسلام را قبول ندارید.. نیاز به مسائل جنسی مانند سایر نیازهای اساسی دیگر مثل آب و غذا بر کسی پوشیده نیست، بنابراین باید برای رفع هر نیازی یک راهکار منطقی وجود داشته باشد. همانطور که آب و غذا باید از راه درست تهیه شود تا برای بشر رفع تشنگی و گرسنگی نماید در مسائل جنسی نیز وضع به همین منوال است. ورای بحث های مذکور اگر دوروش فخشا و صیغه را با هم مقایسه کنیم متوجه خواهیم شد که چه تفاوت های عمیقی بین این دو شیوه وجود دارد. علاوه بر موارد یاد شده در بالا یکی دیگر از تفاوت های زنا و متعه این است که در صیغه به علت نگهداری عده اگر فرزندی متولد شود پدر او مشخص است در حالی که در زنا علاوه بر اینکه حرام زاده محسوب می شود پدرش نیز نامشخص خواهد بود که این موضوع در باب ارث اهمیت بیشتری پیدا می کند. همچنین در شرع مقدس اسلام با زن شوهردار اعم از عقد موقت و یا دائم نمی توان ازدواج نمود و زنای محصنه محسوب می شود که تحت شرایط خاصی شخص زانی مستوجب حدودی مانند سنگسار، شلاق، سوزاندن و یا اعدام می شود. حال این همه تفاوت که بیان شد باز شما مدعی هستی که بین فحشا و صیغه تفاوتی وجود ندارد؟
        در ضمن در خصوص پریود زنان علاوه بر اینکه خداوند از آن به عنوان یک رنج یاد می فرماید در عین حال از آن به عنوان پاکی یاد می کند.

        وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ
        تو را از حیض زنان می پرسند، بگو: حیض رنجی است پس در ایام حیض از زنان دوری گزینید و به آنها نزدیک مشوید تا پاک گردند و چون پاک شدند از آنجا که خدا فرمان داده است با ایشان نزدیکی کنید هر آینه خدا توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد

      2. دوست گرامی
        در ایه ای که قرار داده اید گفته شده به زنهای حیض نزدیک نشوید تا زمانی که آنها پاک میشوند. یعنی اینکه این زنان در زمان پریود پاک نیستند.
        در جایی از آیه نگفته است که پریود موجب پاکی زن میشود. بلکه فقط اشاره کرده است که پریود زنان یک رنجی است برای زنان در صورتی که این گفته کاملا غیر علمی است.
        دست از این مغلطه های آخوندی بردارید چون در اینجا خریداری ندارد
        در تمام دنیا و در تمامی ادیان, مذهب, و فرهنگها کسی که در مقابل پول جسمش را به کسی دیگر بدهد نامش هست فاحشه و این عامل فاحشگی نام دارد. دین و مذهب شما به اینکار رنگ و بوی خدایی داده به دلیل اینکه زن در دین شما هیچ گونه ارزش و اعتباری ندارد و متولیان دین اسلام تنها هدفشان ارضای شهوت مردان مسلمان بوده در غیر اینصورت باید زنان هم میتوانستند مردان را صیغه کنند.
        واقعا شرم آور است که در قرن ۲۱ هنوز کسانی هستند به فاحشگی را ترویج میکنند و به آن رنگ و بوی اللهی میدهند..

  2. جهت روشن شدن مطلب به قسمتی از تفسیر علامه طباطبایی بسنده می کنم:
    اگر کلمه (اذیت ) را به معناى ضرر بگیریم آنگاه در امثال آیه : ((ان الذین یوذون الله و رسوله )) و آیه : ((لم توذوننى و قد تعلمون انى رسول الله الیکم )) دچار اشکال مى شویم چون در اینگونه آیات کلمه (اذیت ) ظهورى در معناى ضرر ندارد، پس ظاهر این است که کلمه (اذى ) به معناى هر عارضه اى باشد براى چیزى که ملایم با طبع آن نباشد، که این معنا به وجهى منطبق با معناى ضرر نیز هست .
    و اینکه محیض را اذى خوانده ، به همان معنائى است که گفتیم ، چون خون حیض که به عادت زنان مربوط است ، از عمل خاصى حاصل مى شود که طبیعت زن در مزاج خون طبیعى زن انجام مى دهد، و مقدارى از خون طبیعى او را فاسد، و از حال طبیعى خارج نموده ، و به داخل رحم مى فرستد، تا بدین وسیله رحم را پاک کند، و یا اگر جنین در آن باشد، با آن خون جنین را غذا دهد، و یا اگر بچه بدنیا آمده ماده اصلى براى ساختن شیر جهت کودک را آماده سازد. در تفسیر فوق صراحتاً به تطهیر رحم اشاره شده است.
    و اما شما با چه استدلالی مدعی هستید در اسلام ارزشی برای زن قائل نشده است؟ بنده چند تا آیه از قرآن کریم را به عنوان سند ذکر می کنم که با مرد و زن برخوردی یکسان داشته است:
    ۱- در قرآن کریم یک سوره بنام حضرت مریم سلام الله علیها آورده شده است که یک زن است و در وصف ایشان فرموده است: وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ (و (بياد آور) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! همانا خداوند تو را برگزيده وپاك ساخته وبر زنان جهانيان برترى داده است.). یا در جای دیگر از آسیه زن فرعن به نیکی یاد می فرماید.
    ۲-مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا يَعْمَلُونَ (هر کس از مرد یا زن ، عمل نیک انجام دهد در حالی که ایمان داشته باشد پس او را بی تردید ( در دنیا ) به زندگی پاکیزه ای زنده خواهیم داشت و ( در آخرت ) پاداششان را در برابر عمل های بسیار خوبشان خواهیم داد. )
    ۳-قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَزْكَىٰ لَهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ((ای رسول ما) مردان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از کار زشت با زنان) محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) آنان اصلح است، و البته خدا به هر چه کنید کاملا آگاه است. )
    وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا … (و زنان مؤمن را بگو تا چشمها (از نگاه ناروا) بپوشند و فروج و اندامشان را (از عمل زشت) محفوظ دارند و زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر می‌شود (بر بیگانه) آشکار نسازند، و باید سینه و بر و دوش خود را به مقنعه بپوشانند و زینت و جمال خود را آشکار نسازند جز برای شوهران خود …)
    ۴-إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا (در این آیه بین مرد و زن هیچ گونه تفاوتی قائل نشده و هر کدام عمل نیکویی انجام دهند نزد خداوند پاداش می گیرند)
    در پایان بر اساس آموزه های اسلامی :
    ۱-زن در خانه مرد هیچ تکلیفی ندارد و حتی برای شیر دادن بچه می تواند مزد بگیرد.
    ۲-نفقه زن بر گردن مرد است و زن در قبل اقتصاد خانواده هیچ گونه مسئولیتی ندارد. البته نه اینکه زن را از کار کردن نهی نموده باشد.
    ۴-دیه مرد دو برابر زن است. زیرا مرد نان آور خانواده است و در صورت فوت برای اینکه ادامه زندگی برای زن و فرزندان دشوار نباشد دیه دو برابری در نظر گرفته شده است. البته این یک دیلی می تواند باشد. لذا در این مسئله حقوق زن در نظر گرفته شده است نه اینکه یک مرد دو برابر یک زن ارزش دارد.
    ۵-جهاد بر مردان واجب است و زنان تکلیفی ندارند.
    موارد اینچنینی به ویژه احادیث مربوط به حقوق زنان بسیار زیاد است که از بیان آنها صرف نظر می شود.
    در پایان شما که این همه از غریزه مردان صحبت می کنید مگر نه این است که بر اساس نظر روانشناسان در مسائل جنسی زنان به مراتب بیشتر از مردان لذت می برند. و این در حالی است که در اسلام نمی توان زنان را بدون عقد شرعی مجبور به تمکین نمود و در هر عقدی صحت آن منوط به رضایت زوجه است در غیر این صورت عقد باطل است.

    1. زنان در اسلام 

      در مورد زن در اسلام انقدر مطالب زياد هست كه ميشود كتابها نوشت و ادعاى روحانيون در كرامت زن در اسلام را به وسيله خود ايات قران و سنت محمد را رد و پوچ كرد.
      توجه بفرماييد:
      وللر ِّجال علَيهِن َّ درجةٌ واللّه عزِيزٌ حكُيم (بقره ٢٢٨)
      ترجمه: و مردان را بر زنان برتري است و خدا عزيز و حكيم است.
      ماده ي ١٦ اعلاميه ي جهاني حقوق بشر:
       ١) هر مرد و زن بالغي حق دارند بي هيچ محدوديتي از حيث نژاد، مليت، يا دين با همديگر زناشويي كنند و تشكيل خانواده بدهند. در تمام مدت زناشويي و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به #ازدواج حقوق برابر دارند.
      ٢)ازدواج حتما بايد با رضايت كامل و آزادانه ي زن و مرد صورت گيرد.
      در مورد زنان در اسلام بسيار نوشته شده است بنابر اين در اينجا
مختصرا نمونه ي كوچكي از آيات، احاديث و احكام زنان را مرور مي كنيم.
      
برتري ذاتي مردان و حقارت ذاتي زنان در قرآن
      وللر ِّجال علَيهِن َّ درجةٌ واللّه عزِيزٌ حكُيم (بقره ٢٢٨) 
      ترجمه:
      و مردان را بر زنان برتري است و خدا عزيز و حكيم است.
      ➖  الر ِّجال قَوامون علَى الن ِّساء بِما فَض َّلَ اللّه بعضَهم علَى بعضٍ وبِما أنفَقُوا منْ أموالهِم ( نساء ٣٤)
      ترجمه: مردان به شدت (قوامون مبالغه است) بر زنان غلبه دارند (مسلط هستند) بدليل اينكه خداوند بعضى از انسانها را بر بعضى ديگر برترى بخشيده است، و نيز از آن روى كه مردان از اموال خويش (براى زنان) خرج مىكنند.
      
ألَكُم الذ َّكَرُ ولَه الْأُنثَى-١٢  و همچنين تلْك إذا قسمةٌ ضيزَى -٢٢ (النجم) 
      ترجمه: آيا شما پسر داريد و خدا دختردارد (١٢) 
      در اين صورت اين تقسيم نادرستى است (كه برترها را شما برداشته ايد و حقير ها را به خدا داده ايد) (٢٢)

      زنان براي مردان آفريده شده اند

      ومنْ آياته أن خَلَقَ لَكُم منْ أنفُسكُم أزواجا ل ِّتَسكُنُوا إلَيها (روم ١٢)
       ترجمه: و از نشانه هاى او اينكه از خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد. اين آيه مترادف آيه اول سوره ي نساء است:
      ➖  يا أيها الن َّاس ات َّقُوا ربكُم ال َّذي خَلَقَكُم من ن َّفْسٍ واحدة وخَلَقَ منْها زوجها 
      ترجمه: اى مردم از پروردگارتان بترسيد كه شما را از نفس واحدى (آدم) آفريد و جفتش (حوا) را از او آفريد. در مجموع حوا از آدم ساخته شده
      براي آرامش آدم.

      نساؤكُم حرْث ل َّكُم فَأْتُوا حرْثَكُم أن َّى شئْتُم ( بقره ٢٢٣)
       ترجمه: زنان شما كشتزار شما هستند پس بهر نحو [هر گونه و هر زمان] كه مي خواهيد به كشتزار خود وارد شويد.

      اين آيه تحقير آميز ترين آيه در حق زنان است. شان نزول اين آيه آنست كه مردي از انصار خواست به نحو خاصي با همسرش نزديكي كند. همسرش ناراحت شد.آن مرد از پيامبر سوال كرد و اين آيه نازل شد.
      دقت كنيد زنان كشتزار مردانند، همانطور كه كشاورز بر كشتزار مالكيت دارد زن نيز مال شوهر است. زنان براي بچه آوردن مناسبند و در ارتباطات جنسي خواست آنان هيچ اعتباري ندارد
      چنانچه در حديثي از پيامبر آمده است كه ” زن هرگز نبايد از برآوردن كام شوهر سرپيچي كند، حتي اگر بر زين شتر باشد” و اين نظر اسلام آنچنان واضح و روشن است كه بعضي از بزرگترين علماي اسلامي گفته اند كه زنان حيواناتي هستند كه خدا براي لذت و كامجوئي مردان به شكل انسان آفريده است.
      
در سراسر قرآن آنچنان سخن گفته شده كه انگار زنان انسانهاي دست دومند. روي سخن در اكثر مواقع با مردان است. در بحث بهشت انگار زنان مطرح نيستند در حاليكه براي شهوتراني مردان حوري در نظر گرفته شده براي زنان چنين چيزي مطرح نشده و ….
      عقل ودين زنان ناقص است
      
در حديثي پيامبر اشاره مي كند كه زنان ناقص عقل و ناقص دينند. زني سوال مي كند چرا؟ پيامبر در پاسخ گفت: قال أما نقصان العقل فشهادة امرأتين تعدل شهادة رجل فهذا نقصان العقل وتمكث الليالي ما تصلي وتفطر في رمضان فهذا نقصان الدين
      منبع: (صحيح مسلم ج ١ ص ٨٦ – اهل سنت)
      ترجمه: پيامبر گفت اما نقصان عقل بدليل اينكه شهادت دو زن برابر يك مرد است و نقصان دين بدليل اينكه (بدليل حيض) مدتي نماز نمي خواند و  رمضان را روزه نمي گيريد.
      شبيه همين حديث در نهج البلاغه خطبه ي ٨٠ از حضرت #علي نقل شده است.
      علی بن ابی طالب : ای مردم بدانید که زنها ناقص ایمان ، ناقص بخت و ناقص خرد هستند.
      منبع : نهج البلاغه ، خطبه ٨٠
      
اكثر اهل دوزخ زنانند
      
قال النبي أريت النار فإذا أكثر أهلها النساء 
      منبع: (صحيح بخاري ج ١ ص ١٩ – اهل سنت)
      ترجمه: پيامبر گفت من مي بينم كه اكثر اهل دوزخ زنانند. شبيه اين حديث بطور مكرر نقل شده است.
      
زيانبارترين فتنه براي مردان، زنان هستند
      
قال رسول االله ما تركت بعدي فتنة أضر على الرجال من النساء 
      منبع: (صحيح ابن حيان ج ١٣ ص ٣٠٦ -اهل سنت)
      ترجمه:پيامبر گفت من بعد از (مرگ) خودم، فتنه اي زيانبارتر از زنان، براي مردان باقي نمي گذارم.

      شومى زنان

      
النبي قال الشؤم في ثلاثة في المسكن والفرس والمرأة
       منبع: (سنن نسائي ج ٥ ص ٤٠٢- اهل سنت)
      ترجمه: پيامبر گفت در سه چيز شومي است در مسكن و اسب و زن.
      
از زنان بپرهيزيد
      
قال رسول االله: ألا فاتقوا الدنيا واتقوا النساء
       منبع: (سنن ابن ماجه ج ٢ ص ١٣٢٥ -اهل سنت)
      ترجمه: پيامبر گفت هشدار از دنيا و زنان پرهيز كنيد.
      
زن شر كامل است
      قال علي: المراه شر كلها و شر ما فيها انه لابد منها 
      منبع: (نهج البلاغه حكمت ٢٣٠)
      ترجمه: همه چيز زن شر است و شريرترين چيز زن آن است كه (مرد را) چاره اي از زن نيست (مرد به زن براي زناشوئي محتاج است).

      زن منشاء فساد است

      قال علي في النهج البلاغه: ان النساء همهن زينت الحيات الدنيا و الفساد فيها 
      ترجمه: علي: بدرستيكه همت زنان در جهت زينت دنيا و فساد در دنيا است

      زنان در دست مردان اسيرند و بايد از شوهر اطاعت كنند
      
من رسول االله في حجة الوداع: حمد االله وأثنى عليه وذكر ووعظ ثم قال استوصوا بالنساء خيرا فإنهن عندكم عوان.
      ترجمه: پيامبر در حجة الوداع خدا را حمد و ثنا گفت و سپس گفت با زنان نيكي كنيد زيرا زنان در دست شما اسيرند.
      منبع : سنن ابن ماجه ج ١ ص ٥٩٤ – از منابع اهل سنت
      … فَالصالحات قَانتَات حافظَات ل ِّلْغَيبِ بِما حفظَ اللّه … (النساء ٤٣)
       ترجمه: … پس زنان صالح، فرمانبردار اند (فرمانبردار شوهر: به قرينه ي دنباله ي آيه) و به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ كرده اسرار [شوهران خود] را حفظ ميكنند… 
      در اين مورد احاديث فراواني در منابع سني و شيعه آمده است كه سه نمونه ذكر مي شود: 
      النبي خطب النبي النساء ذات يوم فوعظهن وامرهن بتقوى االله والطاعة لأزواجهن
       ترجمه: روزي پيامبر زنان را مورد خطاب قرار داد و آنان را به تقواي الهي و اطاعت از شوهرانشان امر كرد.
       منبع : صحيح ابن حيان ج ١٦ ص ٥٢١ – از كتب اهل سنت

      قال رسول االله اثنان لا تجاوز صلاتهما رؤوسهما عبد آبق من مواليه حتى يرجع وامرأة عصت زوجها حتى ترجع
       ترجمه:  نماز دو كس از سرشان بالاتر نمي رود (پذيرفته نمي شود) يكي برده اي كه فرار كرده باشد تا برگردد دوم زني كه فرمان شوهرش را اطاعت نكرده باشد مگر اينكه برگردد (جبران كند).
      منبع : مستدرك علي صحيحين، حديث ٧٣٣٠ -از كتب اهل سنت
      
حديث مفصلي در فروع كافي ج ٦ آمده كه امام محمد باقر از پيامبر نقل مي كند كه زني نزد پيامبر آمد و گفت اي پيامبر حق شوهر بر زن چيست. 
      پيامبر گفت: زن بايد از شوهر اطاعت كند و نافرماني نكند واز خانه اش بدون اجازه ي شوهر صدقه ندهد و بدون اجازه ي شوهر روزه ي مستحبي  نگيرد و مانع لذت جنسي شوهر از خودش نشود حتي اگر بر پالان شتر سوار باشد.
      زن نبايد از خانه خارج شود مگر با اجازه ي شوهر و اگر زن بدون اجازه ي شوهر از خانه خارج شود ملائكه ي آسمان و زمين و غضب و رحمت بر زن لعنت مي فرستند تا زمانيكه به خانه برگردد.
      سپس زن سوال كننده پرسيد: اي پيامبر چه كسي بيشترين حق را به گردن مرد دارد؟ پيامبر گفت پدرش. آنگاه پرسيد اي پيامبر چه كسي بيشترين حق را به گردن زن دارد؟ پيامبر گفت شوهرش.
      سپس زن سوال كننده گفت آيا حق زن به گردن مرد مساوي حق مرد به گردن زن نيست؟؟
      پيامبر گفت نه نه، از هر صد تا يكي (يعني در مقابل هر صد حقي كه مرد به گردن زن دارد، زن يك حق به گردن مرد دارد).
      سپس زن سوال كننده گفت: قسم به كسي كه تو را به پيامبري مبعوث كرد كه من هرگز گردنم را در مالكيت مردي نمي آورم (شوهر نمي كنم).

      🔸در صورت ترس از نافرماني زن، مرد مي تواند او را كتك بزند

      
واللا َّتي تَخَافُون نُشُوزهن َّ فَعظُوهن َّ واهجرُوهن َّ في الْمضَاجِعِ واضْرِبوهن َّ فَإِن أطَعنَكُم فَلاَ تَبغُوا علَيهِن َّ سبِيلاً إ َّن اللّه كَان عليا كَبِيرًا (النساء ٣٤)
      ترجمه: و زنانى را كه از نافرمانى آنان بيم داريد پندشان دهيد و در رختخواب از ايشان دورى كنيد و [اگر تاثير نكرد[ آنان را بزنيد پس اگر شما را اطاعت كردند [ديگر] بر آنها هيچ راهى [براى سرزنش] مجوييد كه خدا والاى بزرگ است (٣٤).
      در تفسير مجمع اليبيان (۴۳/۲-جزء سوم) در مورد شان نزول اين آيه امده است كه:
      زني از انصار از شوهرش سرپيچي كرد. شوهر سيلي به صورت او زد. زن و پدرش نزد پيامبر به گلايه آمدند. پيامبر حكم به قصاص داد (كه زن هم در مقابل، يك سيلي به شوهر بزند). روز بعد كه براي قصاص آمدند پيامبر آيه ي فوق را خواند و گفت در مورد
      زدن همسر، حكم قصاص برداشته شد.
      خوانندگاني كه آشنائي به حقوق بشر و روانشناسي تربيتي دارند مي دانند كه زدن هيچ انساني درست نيست حتي كودكان و حتي زدن حيوانات هم امروزه ممنوع است و كاري بسيار غير انسانى و وحشيانه به شمار مي ايد.
       ولي بازهم مثل هميشه اسلامگرايان براي اين ايات هزاران دليل و شرط و چرنديات سر هم ميكنند تا انهارا موجه جلوه بدهند.
      مثلا در مورد زدن ميگويند شرايط دارد و بايد طوري زده شود كه كبود نشود و و و … 

      زدن يك انسان شايد درد نداشته باشد ولي باعث تحقير و شكستن شخصيت و غرور فرد ميشود حتي اگر ان زدن با چوب مسواك يا يك خودكار باشد.
      پس اين سفسطه بافيها و خزعبلات اخوندها براي توجيه اين ايات و دستورات ضد بشري راه به جايي نميبرد و بيهوده گويي بيش نيست.
      خوب با توجه به ايات و احاديث معتبرى كه اورديم ، ايا هنوز معتقديد كه اسلام به زنان كرامت داده؟؟
      
اسلام در واقع زنان را زنده بگور كرده و انها را در حكم يك برده و يا كالاي متعلق به مرد به شمار مي اورد.
       

  3. و یا در تفسیر آیه ۲۸۸ سوره بقره:
    وَ الْمُطلَّقَت یَترَبَّصنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَثَةَ قُرُوءٍوَ لا یحِلُّ لَهُنَّ أَن یَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فی أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ
    می فرماید: و كلمه قروء جمع قرء است ، و قرء لفظي است كه هم معنای حيض را مى‏دهد ، و هممعنای پاكی از آنرا ، بطوری كه گفته‏اند ، از واژه‏هائی است كه دو معنای ضد هم دارد ، چیزی كه هست معنای اصلی آن جمع است ، اما نه هر جمعی ، بلكه جمعی كه دگرگونگی و تفرقه به دنبال داشته باشد ، و بنابر این بهتر این است كه بگوئیم معنایش در اصل پاكی بوده است ، چون در حال پاكی رحم ، خون در حال جمع شدن در رحم است ، و سپس در حیض هم استعمال شده ، چون حیض حالت بیرون ریختن خون بعد از جمع شدن آن است ، و به همین عنایت جمع كردن حروف ، و سپس بیرون ریختن آن برای خواندن را هم قرائت نامیده‏اند.
    ترجمة المیزان ج : ۲ص :۳۴۲

  4. سلام.اول اینکه مدتی بعد از فوت پیامبر هزاران حدیث جعل و تحریف شد و در دوره هایی که معصومین به خاطر حاکمان وقت منزوی بودن هزاران حدیث باب میل حاکمان ساخته شد به طوری که حدیث های درست از غلط قابل تشخیص نبود..پس هر حدیثی با هر منبعی دیدید به اسم اسلام پیامبر نزنید (تنها چند منبع معتبر وجود داره که حدیثای درست میزاره) ..دوما اینکه نظر دادن درباره آیات قرآن شاید به ظاهر آسون باشه ولی در حقیقت باید یکم با تفکر و تعقل نگاه کرد و فقط صرف خواندن معنی آیه نباشه…درآخرم باید شما نباید به اسلام ایرانی نگاه کنید..به نظر من تصویری که الان از اسلام دیده میشه یک صدم اسلام اصیل نیست..به قول شما بسیاری از خوندا چه چرندیات یا تنرویی هایی که نمیکنن..ولی آیا درسته به اسم اسلام تموم شه؟؟ توجه کنین صرفا هر کی میگه من مسلمونم به این معنی نیس که داره به اسلام عمل میکنه..این سایت شما در حقیقت روی دیگر سکه اون هایی است که دارن خیلی سنتی و خشک و تندرویانه و فقط با ظاهری اسلامی عقایدشونو به ما تحمیل میکنن..نقد باید سازنده باشه نه همراه با توهین..خواهش میکنم یکم مطالعه داشته باشید و صرفا طبق اون تصویری که از اسلام تو ذهنتون حک شده یا شاید کپی از اینترنت مطلب منتشر نکنین.✋

    1. درود بر شما
      جالب است شما ادعاهائى ميكنيد كه اولا هيچ مدركى براى اثباتش نداريد و دوما نشان از بى اطلاعى كامل شما دارد.
      اولا حديث گفتن و نوشتن آن حدود يك قرن پس از درگذشت محمد آغاز شد و نه بعد از مرگش!
      دوما چه كسى به شما اين خبر را رسانده است كه افراد آغاز به جعل حديث كرده اند؟
      شما بنا به استناد به كدام منابع موثق ميدانيد كه احاديثى كه اعتقادات شما را تشكيل ميدهد احاديث درستى است و احاديث منتقدان احاديث جعلى ؟؟
      درضمن بفرماييد اين اسلام موهوم و آرمانى كه شما درذهن شريفتان پرورانده ايد در كدام دوره از تاريخ و در كدام نقطه از دنيا بوده است ؟؟

      اگر بگوييد در زمان محمد بوده كه به بيراهه رفته ايد زيرا در همان زمان ايشان با زور شمشيز خالد بن وليد و امثالش اسلام را در حلق اعراب فرو كرد و دقيقا در روز مرگش مردم شبه جزيره از خوشحالى حنا بسته و شادى كردند(با استناد به تاريخ اسلام) رجوع كنيد به دليل جنگهاى ردّه
      و اگر بخواهيد بگوييد در زمان امام على بوده
      بازهم به بيراهه رفته ايد زيرا ايشان با كفايتى تمام براى اولين بار در تاريخ جنگ بين مسلمانان را راه انداخت و باعث تفرقه بين مسلمانان شد و خروج خوارج و قتل عام آنها و سپس عدم درايتش در حكميت و از دست دادن خلافت و سپس كشته شدن به دست مردم.

      وضعيت كشورهاى مسلمان نيز در طول تاريخ همين بوده كه حالا هست
      پس شما از كدام اسلام حرف ميزنيد.

      شما به جاىموعظه كردن و اتهام واهى زدن بهتر است كمىمطالعه كنيد و از روى تعصب و نااگاهى به ديگران اتهام بيسوادى نزنيد.

      1. اگر مردم به گفته شما بعد از رحلت پیامبر صلوات الله علیه شادی کردند و حنا گذاشتند پس این همه مسلمان امروزی در دنیا از کجا پیدا شدند. نکنه اینها هم با زور شمشیر مسلمان شدند.
        جالب اینکه براساس اعلام مرکز تحقیقاتی پیو، اسلام سریع‌ترین رشد را در میان مذاهب جهان دارد و تا سال ۲۰۵۰ به پرطرفدارترین دین جهان تبدیل خواهد شد.
        با توجه به اینکه جمعیت مسلمانان در سال ۲٠۱۷ (میلادی) ،حدود ۲۴٪ جمعیت ۷/۶ میلیاردی جهان، یعنی ۱/۸ میلیارد نفر بوده است، با فرض اینکه در بدبینانه ترین حالت فقط ۲۵ درصد این جمعیت اهل نماز باشند در شبانه روز ۱۷ رکعت نماز واجب بخوانند و نماز مستحبی هم به جای نیارند آنگاه در طول شبانه روز دو میلیاردو دویست و پنجاه میلیون سلام به محضر پیامبر اکرم تقدیم می کنند.
        با همین پیش فرض در نماز واجب مسلمانان چهار میلیارد و پنجاه میلیون صلوات به پیشگاه آن بزرگوار تقدیم می کنند. حال بماند که در مراسمات مختلف یا ذکرهای مستحبی چقدر صلوات به محضر آن رحمه للعالمین تقدیم می شود.
        پس بی جهت نیست که خداوند متعال فرموده است ” و رفعنا لك ذكرك
        اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم”

      2. اسلام به زنان کرامت داده است. حضرت رسول و اهل بیت رسول به زنها احترام میگذاشتند و آنها را تکریم میکردند. اینها جملاتی است که خیلی زیاد بر روی منابر و از سوی اسلامگرایان و روحانیون تکرار میشود و در اثبات آن نیز به روایات و احادیث من درآوردی و دروغینی استناد میکنند که هیچ پایه و اساسی ندارد.

        اما وقتی به کتب روحانیون بزرگ شیعه سر میزنیم و احادیث ثبت شده در این کتب نگاهی می اندازیم, نگاه شرم آور و ضد انسانی بزرگان اسلام, خصوصا پیامبر اسلام و امامان شیعه به زنان را میبینیم. برای آشنا شدن بشتر با تفکر و نگاه این آقایان به مقوله زن, آشنا میشویم. کتبی که احادیث زیر از آنها استخراج شده همه از معتبرترین کتب حدیث شیعیان میباشند.

        ۱) قال النبی: انی اتعجب ممن یضرب امراة و هو بالضرب اولی منها ، لا تضربوا نسائکم بالخشب فان فیه القصاص ولکن اضربوهن بالجوع و العری حتی تریحوا فی الدنیا و الآخره.

        ترجمه: پیامبر گفت: من در شگفتم از مردی که همسرش را می زند، در صورتی که خودش به کتک خوردن سزاوارتر است، زنان را با چوب تنبیه و تادیب نکنید، بلکه با گرسنگی و برهنگی تادیب کنید تا در آخرت راحت باشید.(۱)

        ۲) قال رسول الله: لا تنزلوا النساء العرف و لا تعلموهن الکتابه و علموهن المغزل و سوره النور.

        ترجمه: رسول الله گفت: زنان را در بالاخانه ها ننشانید و نوشتن به آنها نیاموزید بلکه ریسندگی و سوره نور را به آنان بیاموزید.(۲)

        ۳) قال رسول الله: انساء عّی و عورة فاستروا العورات بالبیوت و استروا العیّ بالسکوت.

        ترجمه: رسول الله گفت: زنان عورت هستند و بیهوده گفتار، چون عورت هستند آنها را در خانه ها پنهانشان کنید و گفتار بیهوده آنها را با سکوت خود چاره کنید.(۳)

        ۴) قال رسول الله: انّ من شرّ نسائکم … و اذا خلابها بعلها تمنت منه تمنع الصعبه عند رکوبها.

        ترجمه: رسول الله گفت: از جمله زنان بد، زنی است که چون شوهرش با او خلوت کند، شوهرش را مانع شود و مانند شتر چموش بد رکابی کند.(۴)

        ۵) عن ابی عبدالله قال: اتت امراة الی رسول الله ، فقالت: ما حق الزوج علی المراة ؟ قال: ان تجیبه الی حاجته و ان کانت علی فتب.

        ترجمه: امام صادق گفت: زنی نزد رسول الله آمد و سوال کرد: حق شوهر بر زن چیست؟ گفت: زن باید نیاز(جنسی) شوهرش را برآورد، هر چند آن زن بر مرکبی سوار باشد.(۵)

        ۶) قال علی بن ابی طالب: ایاک و مشاورة النساء فان رایهن الی افن و عزمهن الی وهن.

        ترجمه: از مشورت با زنان بپرهیزید که نظر آنها ناقص است و تصمیمشان به سستی می گراید.(۶)

        ۷) قال امیر المومنین: الفتن ثلاثه: حب النساء و هو سیف الشیطان … فمن احب النساء لم ینتفع بعیشه.

        ترجمه: علی بن ابی طالب گفت: موجبات فتنه سه چیز است: اول، دوست داشتن زنان که آن شمشیر شیطان است… هر کس زنان را دوست بدارد از زندگیش بهره نبرد.(۷)

        ۸) فقال النبی: خیر نسائکم التی ان غضبت او غضب، تقول لزوجها: یدی فی یدک لا اکتحل عینی بغمض حتی ترضی عنی.

        ترجمه: بهترین زنان، زنی است که وقتی خشمگین شود یا شوهرش بر او خشم گیرد به شوهرش بگوید: دستم را در دست تو می گذارم و خواب را به چشمم راه نمی دهم تا وقتی از من راضی شوی.(۸)

        ۹) و قال النبی: ایما امراة اذت زوجها بسانهم یقبل الله منه صرفا و لا عدلا و لا حسنه من عملها حتی ترضیه وان صامت نهارها و قامت لیلها …

        ترجمه: پیامبر گفت: هر زنی که شوهرش را با زبانش بیازارد، الله هیچ توبه و کفاره ای را از او نمی پذیرد و هیچ کار نیکش را قبول نمی کند تا وقتی که شوهرش را راضی کند…(۹)

        ۱۰) عن النبی انه قال: خلقت المراة من ضلع اعوج، ان اقمتها کسرتها و ان استمتعت بها استمتعت بها و فیها عوج.

        ترجمه: پیامبر گفت: زن را از ضلعی کج آفریده شده. اگر بخواهی راستش کنی، آن را می شکنی و اگر بخواهی به همان حالت از آن بهره بری، بهره می بری و او هم کج باقی مانده است.(۱۰)

        ۱۱) قال رسول الله: اذا جلست المراة مجلسا فقامت عنه فلا یجلس احد فی مجلسها حتی یبرد.

        ترجمه: پیامبر اسلام فرمود: هر گاه زنی از جائی که نشسته، برخیزد، مردی در آنجا ننشیند مگر زمانی که سرد شود!!(۱۱)

        ۱۲) حضرت محمد: ای مردان مسلمان، زنها را بدون لباس بگذارید تا در خانه بمانند (اعرو والنساء یلز من الحجال) زیرا هنگامی که زن دارای لباس فراوان و زینت کامل باشد، میل به بیرون رفتن از خانه پیدا می کند.(۱۲)

        ۱۳) محمد پيامبر اسلام: زنهایی که آرایش می کنند؛ عطر می زنند و به معابر همگانی پای می گذارند، حکم زنهای زناکار را دارند.(۱۳)

        ۱۴) محمد ابن عبدالله: نماز و روزه دو کس از سرشان بالاتر نمی رود، زنی که در برابر شوهرش نافرمانی کرده باشد و برده ای که از ارباب خود گریخته باشد مگر اینکه نزد ارباب بازگردد!!(۱۴)

        ۱۵) محمد پيامبر اسلام: وای بر زنان از دو چیز: استفاده از طلا و جامه زیبا.(۱۵)

        ۱۶) پيامبر اسلام: بهترین مسجد زنها ، کنج خانه آنهاست.(۱۶)

        ۱۷) محمد پيامبر اسلام: زن را برای فرا گرفتن نیکی ها بزنید.(۱۷)

        ۱۸) علی بن ابی طالب: ای مردم بدانید که زنها ناقص ایمان، ناقص بخت و ناقص خرد هستند.(۱۸)

        ۱۹) علی بن ابی طالب: هر مردی که اختیارش را به دست زن بسپارد، معلون است.(۱۹).

        ۲۰) علی بن ابی طالب: ای گروه مردم از زنهای خود اطاعت نکنید، آنها را امین کار خود قرار ندهید، معیشت خود را به آنها مسپارید، ما آنها را بدون تقوا یافتیم، در هنگام حاجت به افراط و تفریط می گرایند، در شهوت صبر ندارند، هنگامی که به پیری می رسند خودبین می شوند، به کم قناعت ندارند، بدی را در نظر دارند، خوبی را فراموش می کنند, در تهمت زنی بی باکند، دائم در طغیان و سرکشی هستند، آنها عامل شیطان هستند.(۲۰)

        حال باید از اسلامگرایان و آخوندها پرسید که آیا این همان کرامتی است که اسلام به زنان داده ؟؟ آیا این همان احترامی است که ائمه شما به زنان و دختران قائل بوده اند ؟؟

        منابع:

        ۱) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۹- مستدرک الوسائل ، ج ۲، ص ۵۵۰

        ۲) وسائل الشیعه, ج ۱۴، ص ۱۲۷

        ۳) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۵۲

        ۴) بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۵

        ۵) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۲

        ۶) نهج البلاغه، مکتوب ۳۱

        ۷) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۲- بحار الانوار ، ج ۱۰۳، ص ۲۲۵

        ۸) بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۹

        ۹) بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۴۴

        ۱۰) مستدرک, ج ۲، ص ۵۵۱ – وسائل الشیعه ج ۱۴، ص ۱۲۳

        ۱۱) وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۸۵

        ۱۲) نهج الفصاحه، صفحه ۲۲۰، شماره ۳۴۳۰

        ۱۳) نهج الفصاحه، ص ۱۸۸، شماره : ۲۶۱۱

        ۱۴) نهج الفصاحه، ص ۱۶۵، شماره ۵۴

        ۱۵) نهج الفصاحه، ص ۷۹۶، شماره ۳۱۹۰

        ۱۶) نهج الفصاحه، ص ۴۷۴، شماره ۱۵۳۲

        ۱۷) نکاح المستدرک، باب ۶۷، شماره ۴

        ۱۸) نهج البلاغه، خطبه ۸۰

        ۱۹) محمد باقر مجلسی، حلیة المتقین، باب :۱۲، فصل ۸,۹

        ۲۰) بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۸

  5. جناب رحیمی با درود
    در مورد متعه سئوالی دارم که خیلی وقته درگیر آن هستم.
    همانطور که میدانید تمام روحانیون بزرگترین فرق متعه و فاحشه گری را در نگاه داشتن عده میدانند. و گرنه هیچ فرق دیگری ندارند. حالا سئوال اینه:
    همانطور که میدانید اگر زنیکه صیغه میشود یائسه شده و پریود نشود نیازی به نگاه داشتن عده ندارد . فرض بفرمائید یک خانمی که از نظر سنی به یائسگس رسیده و یا خانمی که بعلت عمل جراحی تخمدانها و یا رحم خود را در آورده ( مثلا در بیست یا سی سالگی) و به یائسگی زودرس رسیده است. این خانمها نیازی به نگاه داشتن عده ندارند ( نص صریح قرآن). یعنی این خانم میتواند هر ساعت با یک نفر باشد. حالا لطف بفرمائید فرق اینرا با فاحشگی روشن بفرمائید.

    1. با سلام
      اینکه مفرمایید کاملا درسته. ولی با توجه به آنچه که مورد اشاره قرار گرفت یکی از تفاوت ها بحث عده بود و این همه قضیه نیست. در ضمن در فاحشه گری زن شوهر دار همزمان که در عقد همسرش است به دیگری نیز تمکین می کند. حال با فرض اینکه زنی یائسه باشد و شوهرش ار را طلاق دهد و بلافاصله برای شخص دومی عقد شود شوهر این زن بر اساس شرع مقدس هیچ ادعا و یا حقی نسبت به زن مذکور ندارد و زن می تواند به شوهر قبلی خود رجوع ننماید. ولی در فاحشه گری که قیدی وجود ندارد، حد و مرزی وجود ندارد.
      در ضمن ما چرا این همه تعصب قضیه را می خوریم؟ چرا چیزی را که خداوند متعال حلال فرموده است را بر خود حرام می کنیم؟ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چيزهاى پاكيزه‏ اى را كه خدا براى [استفاده] شما حلال كرده حرام مشماريد و از حد مگذريد كه خدا از حدگذرندگان را دوست نمى دارد )
      سخن آخر اینکه مگر اسلام زنان را مجبور به چنین کاری کرده؟ در اسلام رضایت آنها ملاک و جواز صحت عقد است.

  6. کسی که دنبال حقیقت است با کمترین استدلال منطقی می توان او را قانع کرد، ولی کسی که دنبال جعل حقیقت است با هزاران استدلال نیز نمی توان او را قانع کرد. دقیقاً مثل این است که کسی که خواب است می توان او را بیدا کرد ولی کسی که خودش را به خواب زده است هیچ وقت نمی توان او را بیدار کرد.
    به نظر بنده این گونه برداشت از احادیث و روایات بسیار سطحی و توام با تفسیر به رای است. به عنوان مثال پیامبری که با زنده به گور کردن دختران مبارزه کرده حالا باید این گونه مورد تهمت واقع شود. بزرگترین تهمتی که از جانب کفار بر پیامبر وارد شده است العیاذ بالله دیوانگی (مجنون است) که این خود جای تامل دارد. این تهمت تنها تهمتی بود که برای عوام قابل اثبات نبود ولی هر تهمت دیگر قابل پیگیری و اثبات است مانند زنا و یا دزدی و امثال اینها. پیامبر قبل از بعثت یعنی در زمان نوجوانی و جوانی دوره ای که امثال بنده به اقسام گناهان آلوده می شویم آن بزرگوار به امانت داری و پاکدامنی شهره داشت. بنابراین در این خصوص جایی برای تهمت زدن وجود نداشت. این بود که به تهمت هایی همچون فراگیری قرآن از یک شخص غیر عرب (عجم)، زودباوری (اذن) و دیوانگی (مجنون)روی آوردند.

    در تمام دنیا ارتکاب جرم به تناسب شدت آن مستوجب مجازات هایی همچون حبس، شلاق زدن، قطع عضو، اعدام و … است. منطقی است که هر کسی جرمی مرتکب شد متناسب با آن مجازات شود. در خصوص آیه شریفه “واللا َّتي تَخَافُون نُشُوزهن َّ فَعظُوهن َّ واهجرُوهن َّ في الْمضَاجِعِ واضْرِبوهن َّ فَإِن أطَعنَكُم فَلاَ تَبغُوا علَيهِن َّ سبِيلاً إ َّن اللّه كَان عليا كَبِيرًا ” نیز دقیقاً وضع به همین منوال است. زن در اسلام فقط یک وظیفه دارد و آن هم تمکین نمودن است که طبق نظر روانشناسان در همبستری با مرد بیشتر از مرد لذت برده و حتی دیرتر ارضا می شود. و طبق نظر مراجع کار کردن در خانه شیر دادن بچه و امثال این ها وظیفه نیست بلکه لطف است و می تواند درخواست مزد نماید. حال زنی که طبق قرآن کریم برای شروع زندگی مشترک مستحق دریافت مهریه آن هم مبلغ قابل توجهی می شود (به عنوان مثال مهریه صفورا دختر حضرت شعیب علیه السلام ۸ سال کار کردن توسط حضرت موسی علیه اسلام بود) و هیچ وظیفه دیگری در قبال مرد ندارد آیا استنکاف از این وظیفه عقلاً مردود نیست. در ضمن بر اساس قوانین اسلامی که برگرفته از شرع مقدس است تنبیه زن در صورتی که منجر به کبودی، سرخی و یا شکستگی شود مرد مستوجب مجازات به تناسب خواهد شد.
    بقیه آیه ها و احادیث نیز نیاز به تامل و دقت دارد. به عنوان مثال علی بن ابی طالب علیه السلام : ای مردم بدانید که زنها ناقص ایمان ، ناقص بخت و ناقص خرد هستند. در تفسیر این فرموده باید گفت بین زن و مرد تفاوت های بسیاری وجود دارد. تفاوت جسمی، روحی و روانی که اگر بخواهیم با علم اندک امروزی هم این تفاوت ها را بیان کنیم شاید امری غیر ممکن باشد. حال با پیشرفت بیشتر علم یقیناً دامنه این تفاوت ها گسترده تر خواهد شد. و این نقص هایی که حضرت فرموده عیب محسوب نمی شوند و خداوند با همین ظرفیت آنها را مواخده خواهد نمود. به عنوان مثال در دوران پریودی زنان نمی توانند نماز بخوانند و روزه بگیرند ولی خداوند متعال در محاسباتش این ها را منظور می فرماید چرا که در قررآن کریم فرموده است که ” لا یکل الله نفسا الا ما اتها” و یا ” لا یکلف الله نفسا الا وسعها”. آنچه از نظر خداوند متعال ملاک قضاوت است میزان تقوی است و نه نژاد، جنسیت و امثال اینها که در این خصوص می فرماید ” ان اکرمکم عندالله اتقکم”

    در خصوص آیه شریفه الر ِّجال قَوامون علَى الن ِّساء بِما فَض َّلَ اللّه بعضَهم علَى بعضٍ وبِما أنفَقُوا منْ أموالهِم باید گفت با توجه به ظرفیت جسمی و روانی که خداوند به مردان عطا فرموده است
    که نوعی فضیلت هم به حساب می آید بر آنن نیز تکلیف گذاشته است. به عنوان مثال به خاطر قدرت جسمانی که به مردان عطا فرموده است در مقابل نفقه زن را بر گردن مرد نهاده، و جهاد را بر مردان واجب فرموده است.
    در ادامه چندین آیه و حدیث در باب تکریم زنان ارائه می شود تا مشخص گردد زن در نگاه اسلام همچون مرد دارای ارزش و احترام است:
    در همین قرآنی که شما به آن استدلال می کنید که حقوق زن نادیده گرفته شده است خداوند متعال در خصوص زنده به گور کردن دختران می فرماید “وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سُئِلَتْ بِأَىِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ ”
    حضرت محمد(ص)

    ۱ – هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید

    ۲ – نزدیکترین شما به جایگاه من در روز رستاخیز ، کسانی هستند که با زنانشان بهتر رفتار کنند

    ۳ – منافق کسی است که همسرش باید به میل او غذا بخورد (به همسر تحمیل میکند) و مومن کسی است که خود به میل همسرش غذا میخورد (همسر را برای نوع غذا در تنگنا نمیگذارد)

    ۴ – اگر هنگام نماز ، پدر شما را صدا کرد نباید نماز را قطع کنید ، اما اگر مادر شما را صدا کرد باید نماز را قطع کنید

    ۵ – هر که زنی گیرد و در خاطر داشته باشد که مهر او را نپردازد هنگام مرگ چون زناکاران بمیرد

    ۶ – زن بگیرید و طلاق ندهید ، زیرا عرش از وقوع طلاق می لرزد

    ۷ – جبرئیل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر این که عمل زشتی(خلاف عفت) از آنها سر بزند

    ۸ – هر زنی که در مقابل بد اخلاقى ‏هاى شوهرش ‏بردبارى کند خدا ثواب آسیه را به وى عطا خواهد کرد

    ۹ – از ما نیست کسی که وسعت زندگی بر او داده شود و او بر خانواده اش سخت بگیرد

    ۱۰ – هر مردى که ‏به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مامور دوزخ (مالک) دستور می دهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند و هر مردى که دستش را بر موهاى زن مسلمانى بگذارد (براى اذیت موى سرش را بگیرد) در دوزخ‏ دستش با میخ هاى آتشین کوبیده می شود

    ۱۱ – نشستن مرد در كنار خانواده اش ، نزد خداي بزرگ دوست داشتني تر از اعتكاف در مسجد من است

    امام علی(ع)

    ۱ – زنان امانت هاى خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید

    ۲ – هميشه با همسرت مدارا كن، و با او به نيكي همنشيني كن تا زندگيت باصفا شود

    امام صادق(ع)

    ۱ – وقتی انسانی زنان را بیشتر دوست بدارد آنگاه است که ایمانش رشد میکند

    ۲ – هر کس زن‏ گرفت ، ‏باید او را گرامى و محترم بشمارد

    ۳ – به زنان خود نسبت ناروا ندهيد ، زيرا در اين كار براي شما پشيماني طولاني و كيفر سختي خواهد بود

    ۴ – یکى از اخلاق پیغمبران اینست که نسبت‏ به‏ همسرانشان محبت دارند

    ۵ – هر زني كه به شوهرش مقداري آب دهد ، خداوند به جاي آن ، شهري در بهشت برايش مي سازد و شصت گناهش را مي آمرزد

    ۶ – هر زني كه در خانه شوهرش چيزي را براي سامان دادن وضع خانه جابه جا كند، خداوند نظر [رحمت] به او مي كند . و هر كس مورد نظر [رحمت] خدا قرار گيرد، خدا عذابش نمي كند

    ۷- حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند:
    جبرییل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر این که عمل زشتی(خلاف عفت همسر داری) از ایشان آشکار گردد.

    ۸-امام صادق علیه السلام درمورد حقی که زن بر شوهرش دارد فرمود:
    حق زن بر شوهر، غذا دادن، لباس پوشاندن، با او خوشرفتاری کردن و رو ترش نکردن است اگر مردی چنین رفتاری نماید ، وظیفه شرعی خود را در ازای حقوق همسرش به انجام رسانیده است.

    ۹- حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
    بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

    ۱۰-حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرموده اند:
    هرکه آزار و اذیت زنان را تحمل کند و بردباری نماید اگرچه در برابر یک سخن ناروا باشد خداوند او را از آتش جهنم آزاد کند بهشت را بر او واجب گرداند در نامه عمل او دوصد هزار نیکی بنویسد دوصد هزار زشتی از آن محو کند مقام او را دوصد هزار درجه بلند نماید و به شماره موهای بدنش عبادت یک سال برای او بنویسد.

    ۱۱-پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    هر زنی که در مقابل بد اخلاقى ‏هاى شوهرش ‏بردبارى کند خدا ثواب آسیه دختر«مزاحم‏»را به وى عطا خواهد کرد.

    ۱۲-رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
    بهترین شما مردى است‏ که با همسرش به خوبى رفتار کند و من از همه شما نسبت ‏به همسرم‏ خوشرفتارتر هستم.

    ۱۳-امیر المومنین‏ علی علیه السلام فرمود:
    آنها (زنان) نزد شما امانت هاى خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.

    ۱۴-پیامبر اسلام‏ صلی الله علیه و آله فرمود:
    هر مردى که ‏به صورت همسرش سیلى بزند. خدا به فرشته مامور دوزخ (مالک) دستور می دهد که در دوزخ هفتاد سیلى بر صورتش بزند و هر مردى که دستش را بر موهاى زن مسلمانى بگذارد (براى اذیت موى سرش را بگیرد) در دوزخ‏ دستش با میخ هاى آتشین کوبیده می شود.

    ۱۵-حضرت صادق علیه السلام از پدرش نقل کرده که فرمود:
    هر کس زن‏ گرفت ، ‏باید او را گرامى و محترم بشمارد.

    ۱۶- امام صادق علیه السلام فرمود:
    یکى از اخلاق پیغمبران اینست که نسبت‏ به‏ همسرانشان محبت دارند.

    ۱۷-رسول خدا (ص) فرمود:
    هر چه ایمان انسان کامل تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می نماید.
    .
    .
    .
    .
    والسلام علی من اتبع الهدی

    1. دوست گرامی چرا فکر میکنید اینجا مسجد است و شما هم بر روی منبر هستید ؟؟
      چرا فکر میکنید با نوشتن مطالب بدون سند و مدرک و تفسیر های من درآوردی و آمارهای خود ساخته خوانندگان محترم این سایت فریب خورده و حرف شماره باور میکنند ؟؟
      بهتر نیست قبل از هرچی کمی به عقل و شعور مخاطب احترام گذاشته و نشان دهید که بیهوده نویسی نمیکنید ؟
      همینکه نوشتید وظیفه زن تمکین از مرد هست خودش بدترین توهین به زنان هست. این ادعای شما براستی اثبات میکند که چقدر به زنان احترام میگذارد و مانند برده با آنها رفتار نمیکنید.
      درضمن شما اثبات کن که اعراب زنان را زنده به گور میکرده اند ؟؟ این دین اسلام بود که زنان را زنده به گور کرد. قبل از اسلام در میان اعراب زنان نامدار زیاد بود همانند خدیجه ولی شما فقط و فقط یک زن در کل تاریخ اسلام به من نشان دهید که توانسته آزادانه کاری انجام دهد.
      واقعا عجیب است که با وجود تمام شواهد بر زن ستیزی دین اسلام و ترویج تن فروشی و فاحشگی در جامعه شما از احترام به زنان در اسلام نام میبرد.

      چرا فکر میکنید مردم کورند و نمیبینند ؟
      این تفکر ارتجاعی آخوندی را دور بریزید که دیگر خریداری ندارد.

      1. قیس زمانی که مسلمان می‌شود در مجلس حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم ) سرگذشت زنده به گور کردن یکی ازدخترانش را این گونه بازگو می کند:
        ای پیامبر خدا (ص)من زمانی رهبر گروه (تمیم) بودم، درآداب و رسوم ما زنده به گور کردن دختر نشانی از مردانگی وغیرت به شمارمی رفت پس من شش تا از دختران خودم را زنده به گور کردم.
        در یکی از سال ها عازم سفری شدم درحالی که همسرم باردار بود، بعد از اینکه بچه به دنیا آمد و متوجه شدیم که آن نوزاد دختر است ؛همسرم از ترس من بچه را به دایی هایش می‌دهد، زمانی که از سفر برگشتم درباره ی بچه از او سوال کردم ، همسرم جواب داد: که بچه مرده است ! با وجود این که حرفش را قبول کردم ولی شک وگمان تمام وجودم را فرا گرفت!
        بعداز گذشت چندین سال از این ماجرا و بزرگ شدن وزیبا دختر ،روزی به دیدن مادرش آمد ؛ وقتی اورادیدم ، او خیلی زیبا و دل گیر به نظم آمد پس در دل آرزوی داشتن چنین دختری را کردم ! همسرم که از نزدیک احساسات من را نسبت به آن دختر زیر نظر داشت گفت : قیس آیا می دانی این دخترتوست ؟! از سخنش خیلی عصبانی شدم ؛ پس از مدتی اورا با خود به کوهی بردم و شروع کردم به کندن گودال!
        دخترهم در کندن گودال کمکم می کرد ؛ وقتی که دخترم را به گودال انداختم گریه کنان ازمن پرسید :پدر می خواهی با دختر خودت چه کار کنی؟!
        تا زمانی که همه خاک را برسر و صورتش ریختم صدای آه و ناله و گریه هایش را می شنیدم ؛ تا اینکه برای همیشه ساکت شد!
        پیامبر (صلی الله علیه و سلم ) وهمراهانش با شنیدن این سرگذشت اسفناک گریه کردند و سپس این آیه نازل شد: واذاالموئودة سئلت باي ذنب قتلت / زمانی که از دختر زنده به گور شده می پرسند : به کدامین دلیل و گناه کشته شدی؟؟ سوره التکویر آیه( ۸-۹)
        در ضمن منبع کدام یک از موارد بالا رو میخواهی تا برات ارسال کنم.

        برخی از مورخین می گویند: پیدایش این رسم غلط به دوره «نعمان بن منذر» پادشاه حیره باز می گردد. داستان از این قرار است که بنی تمیم مالیات وضع شده را نمی پرداخت؛ نعمان فرمان داد، تا به این قبیله هجوم برند. در نتیجه تعدادی از فرزندان و زنان قبیله، به اسارت رفتند. وقتی روابط حسنه شد، قیس و سران قبیله برای بازپس گرفتن اسیران نزد نعمان رفتند. او به زنان و دختران اسیر خطاب کرده و گفت: هر یک از شما مایل است، آماده حرکت باشد؛ و هر یک از شما میل دارد بماند. دختر قیس بن عاصم در جمع کسانی بود که نزد قبیله خویش نرفت پس از این ماجرا نذر کرد، دخترانش را زنده به گور کند. بدین ترتیب، بیش از ده تن از دخترانش را زنده به گور کرد به جهت رواج این رسم ناصحیح و عادت زشت، آیاتی در مذمت وأد نازل شد.۱
        برخی از مورخین، دخترکشی های قیس بن عاصم را در رواج سنت «وأد» در میان قبایل مؤثر می دانند. حتی بعضی به اشتباه او را پایه گذار این رسم دانسته اند؛ در حالیکه بنا به گفته یکی از مورخین معاصر این رسم به قبل از زمان قیس بر می گردد؛ چه بسا مربوط به قبل از میلاد باشد. البته جای انکار نیست که در هر اجتماعی کارهای رؤسای قوم، مورد تقلید توده مردم است.۲
        گروهی دیگر از مورخین معتقدند: این پدیده، چون غیر عقلانی، غیر منطقی، و با احساسات و عواطف بشر در تعارض بوده، سابقه چندان طولانی نداشته، و قریب به عصر اسلام پدید آمده است. بعضی از اخبار، این پدیده شوم را به قبیله «ربیعه» نسبت می دهند؛ و این که رئیس قبیله ربیعه این عادت شوم را میان قبایل رواج داده است.۳
        «میدانی» از قول «هیثم بن عدی» نقل می کند که: این کردار زشت در میان تمامی قبایل عرب رواج داشته، و حدود یک دهم از مردم طوایف مختلف به این پدیده شوم گرفتار بودند.۴
        عده ای نیز معتقدند که این عمل جاهلی تنها در بعضی قبایل رواج داشته؛ و قبایل قیس، تمیم، أسد، هذیل و بکربن وائل را از آن جمله دانسته اند.۵
        دیدگاه اخیر معقول تر به نظر می رسد؛ زیرا اگر وأد عمومیت داشت، از تعداد زنان کاسته شده و عملاً پدیده تعدد زوجات مطرح نمی شد و با عنایت به رواج کامل شعر در آن دوران، شعرا نیز باید به این عمل، مباهات کرده و کسی را که مرتکب چنین عملی نشده، مورد هجو قرار دهند. حال آنکه اشعار بر جای مانده (شعر جاهلی) مُثْبِت چنین ادعایی نمی باشند.
        در عین حال دکتر جواد علی به نقل از کتاب «Enct Brita» می نویسد: «فرزندکشی و وأد بنات تنها در بین عرب یافت نمی شود، بلکه در سایر اقوام و ملل نیز این عادت رواج داشته؛ در مصر، یونان، رومانی و قبایل استرالیائی به جهت عوامل متعدد، از جمله عامل دینی (اعتقاد به حلول ارواح) و هم چنین اقتصادی (ترس از فقر)، به این عمل دست می زدند.»۶
        چنانکه ملاحظه شد، به گواهی تاریخ این پدیده شوم به طرز فجیع تری در میان سایر ملت ها رواج داشته است. فنیقیها که طبیعت را پرستش می کردند، و بتی به نام «مولوخ» را «اله نور» دانسته، و بتی به نام «عشتر» (زهره) را شریک و همسرش می دانستند، برای تقرب به «عشتر» زنان را قربانی می کردند؛ و برای تقرب به «مولوخ»، فرزندان خود را در آتشِ شعله ور زنده زنده می سوزاندند.۷
        یهودیان می توانند فرزندان خود را برای بردگی بفروشند؛ و تورات این حق را برای آنان قائل شده است. حتی پدر می تواند فرزند خود را اعم از صغیر و کبیر به قتل برساند.
        اسبراطیون فرزندان ضعیف و مریض خود را می کشتند؛ و آنان را طعام وحوش و پرندگان می کردند. مشابه همین برنامه در روم و یونان رواج داشت.۸
        چینی ها وقتی فرزندشان دچار عوز۹ می شد، او را به دریا می انداختند. در تاهیتی، والدین فرزند خود را می کشتند؛ بدون آنکه کسی متعرض آنان شود.۱۰
        جایگاه و منزلت زن در نزد رومیان به این صورت بود که آنان سرشت و طبیعت زن را بد می دانستند. و زنان از حقوقی برابر با مردان برخوردار نبودند. و از آن جایی که قوانین اروپائی سخت متأثر از رومیان نخستین است، ازاین رو قانون انگلیسی تا قرن نوزدهم به مرد اجازه می داد تا زنش را بفروشد؛ و هیچ دخالتی به جز در نرخ گذاریش نداشت. قانون فرانسه تا به امروز نیز عملکرد زن را در امور مالی تابع خواسته شوهرش می داند.۱۱
        به اعتقاد برخی محققان، اعراب پیش از اسلام با زنده به گور کردن بسیاری از فرزندان اناث خود، نفرت خویش را تا سر حدّ نابودی زنان ابراز می کردند. این رسم وحشتناک که در میان قبایل قریش و کنده بسیار رواج داشت، با سخنان آتشین محمد صلی الله علیه و آله تقبیح گردید؛ و همراه با عمل غیرانسانی قربانی کردنِ کودکان در پای خدایان، (که اعراب همچون اقوام دیگر به آن عمل می کردند)، به موجب مجازاتهای شدید ممنوع گردید.۱۲
        گر چه بعضی زنده به گور کردن دختران را در جاهلیت امر نادری دانسته و معتقدند: این رسم بازمانده رسم قربانی کردن انسان در مذهب شرک است؛ و نشانه تحقیر و تخفیف زن نیست؛ زیرا اعراب جاهلی، الهگان را نیز می پرستیدند.
        در میان مشرکین نیز فرزندکشی به دختران محدود نمی شد؛ بلکه گاهی پسران را نیز می کشتند؛ قرآن در این زمینه می فرماید:
        وَ کَذلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَکاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللّه ُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ . (انعام: ۱۳۷)
        و این گونه برای بسیاری از مشرکان، بتانشان کشتن فرزندانشان را آراستند، تا هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشتبه سازند؛ و اگر خدا می خواست چنین نمی کردند. پس ایشان را با آن چه به دروغ می سازند رها کن.
        آنان نذر می کردند اگر خواسته شان بر آورده شود، یکی از پسران خود را قربانی کنند؛ یا برای تقرب به خدایان و به انگیزه دینی، پسرشان را قربانی می کردند.۱۳
        در تاریخ آمده است: عبدالمطلب نذر کرد اگر صاحب ده پسر شود، و آنان به سن رشد برسند، به شکرانه این نعمت، یکی از آنان را قربانی کند. وقتی خواسته اش بر آورده شد، قرعه به نام عبداللّه افتاد، به عبدالمطلب پیشنهاد شد یکصد شتر عوض عبداللّه فدیه دهد.۱۴
        چنانکه ملاحظه می شود، نص آیه شریفه از فرزندکشی (اعم از دختر و پسر) نهی می کند.
        البته کشتن پسر به مراتب در قیاس با زنده به گور کردن دختر کمتر مشاهده شده، زیرا فرزند ذکور نقش مهمی در حیات اقتصادی و اجتماعی پدر خانواده و حتی قبیله اش داشته است؛ زیرا در جنگها شرکت می جسته و اسارتش نیز مایه ننگ نبوده است.
        پس می توان گفت این سنت غلط در اکثر اقوام بدوی و قرون وسطایی رواج داشته است؛ و به علل و عوامل مختلف به اشکال گوناگون دختران خود را می کشتند. همانطور که قبلاً اشاره کردیم، چینینان عقیده داشتند که: دختر شدن مولود دلیل عدم رضایت ارواح اجداد از پدر مولود است؛ که بدین وسیله او را تنبیه و جریمه کرده اند. ناگفته نماند که در کتب تاریخی به نمونه هایی هر چند اندک بر می خوریم که بااین پدیده شوم مبارزه کرده اند.
        با این همه، یکی از اندیشمندان معتقد است: جاهلیت نخستین عرب، از جاهلیت های یونان و روم به ویژه در مورد اوضاع اجتماعی زن بهتر بوده است. اگر چه شرک به خدا در بین همه این جاهلیت ها بطور یکسان رواج داشته است؛ چنانکه «هبل» معبود دروغین عرب، همان «ایولو» معبود دورغین یونانیان است؛ و هیچ کدام از این دو گروه بهتر از دیگری نیست؛ ولی توجه به زن و حفظ آبرو و شرف او، از ویژگی های منحصر به فرد عربها بوده است؛ که رومیان و یونانیان قدیم از آن بهره ای نداشته اند.
        ماجرای «صعصعة بن ناجیه» که اغلب مورخین حکایتش را آورده اند، نمونه دیگری است. وی در حالی که اسلام آورده بود، خدمت رسول صلی الله علیه و آله رسید و گفت: در جاهلیت عملی انجام داده ام؛ آیا به حال من سودی دارد؟ حضرت فرمود: عمل تو چیست؟ جواب داد: روزی دو شتر آبستن از من گم شد؛ بر شتری سوار شده، و به جست وجو پرداختم، از مردی که در کنار خیمه ای نشسته بود از شترانم جویا شدم. از من پرسید: داغ و نشانشان چیست؟ داغ مخصوص قبیلگی خودمان را گفتم. گفت: دو شترت را یافته و اینک نزد من است. درهمین حال پیرزنی از عقب خیمه در آمد؛ آن مرد از او پرسید: چه زائید؟ بدون آنکه منتظر جواب بماند، ادامه داد: اگر پسر باشد که با ما شریک مال و زندگی و وارث ما خواهد شد؛ و اگر دختر باشد، که به خاکش می سپاریم.
        پیرزن جواب داد: دختر است.
        صعصعة ادامه داد: ای رسول خدا! نمی دانم چه انقلابی در من پدید آمد که بی اختیار به آن مرد گفتم: آیا این دختر نوزاد را می فروشی؟ گفت: هرگز شنیده ای عرب بچه فروش باشد؟ گفتم: نفروش؛ بلکه در مقابل احسان و بخششی، او را به من ببخش. گفت: حاضرم به همان دو شتر و شتری که بر آن سواری مبادله کنم. راضی شدم؛ شترها را داده، و دختر را گرفته، و به دایه ای سپردم. از آن پس این روش را ترک نکردم؛ و تا کنون دویست و هشتاد دختر را با بهای هر یک به سه شتر از مرگ نجات دادم. حضرت پاسخ داد: این کار تو بابی از نیکی برایت بوده، و از جانب خداوند نیز أجر خواهی داشت؛ چون به شرف اسلامی نیز توفیق یافتی».۱۵
        درباره زید بن عمرو بن نفیل نیز گفته شده، ۹۶ موؤده را نجات داده است.۱۶
        به گفته مورخین این عادت زشت، به اشکال مختلف صورت می گرفت:
        ۱. نخست وقتی فرزند دختر به سن شش سالگی می رسید، مرد از همسرش می خواست که لباس پاکیزه بر تنش کند، تا به دیدن خویشان برود؛ اما او را به صحرا برده، در چاهی که قبلاً فراهم کرده بود می انداخت و با خاک، بدنش را می پوشاند.
        در سرزمین نیل، دختران را به بهترین آراستنی ها زینت می دادند؛ سپس در آبهای نیل می انداختند؛ هندیان نیز قبل از سوزاندن، دختر را می آراستند؛ شاید فلسفه آراستن دختران، از بقایای عادات مشرکین باشد که قربانیان خود را به بهترین نحو می آراستند.۱۷
        ۲. دیگر این که زن در حین وضع حمل بر بالای چاله ای نشسته، اگر فرزندش دختر بود، در چاله می انداخت؛ و اگر پسر بود، با خوشحالی و رضایت از او مراقبت می کرد. برخی فرزند خود را از بالای کوه پرتاب کرده یا در دریا غرق می کردند و یا ذبح می نمودند.
        ۳. در برخی موارد هم دختر را با خواری و خفت به سن شبانی رسانده، سپس لباس خشن و پشمینه بر تنش کرده و به دنبال گله می فرستادند.۱۸
        جالب توجه این که: چون مرد «ربّ البیت» بود، آئین جاهلیت مانع فرزندکشی او نمی شد؛ و کسی که مرتکب چنین عملی می شد، هیچگاه قاتل محسوب نشده، و حتی همسرش نیز حق نداشت، او را از این کردار زشت باز دارد؛ زیرا تنها صاحب حق و تصمیم گیرنده، مرد خانواده بود.۱۹
        اشعار و گزارش های تاریخ درباره عکس العمل مادران در مقابل وأد فرزندانشان ساکت است؛ اما از جریانات مختلف چنین بر می آید که: مادر مایل به حفظ فرزندش بوده است اما جرأت اعتراض و مقاومت در برابر خواست شوهر (نسبت به نوزادی که ماه ها رنج و سختی پرورشش را تحمل نموده بود)، نداشت.
        طبیعی است که مادر با آن همه عاطفه و مهرورزی دل به این قساوت نداده و راضی نبوده که جگرگوشه اش طعمه خاک شود.۲۰
        این یکی از نمونه های تحقیر زن نزد عرب جاهلی است.

        ۱ . بلوغ الأرب، ج ۳، ص ۴۲ و المفصل، ج ۵، ص ۹۰.

        ۲ . المفصل، ج ۵، صص ۹۱ ـ ۹۲.

        ۳ . بلوغ الأرب فی معرفة احوال العرب، ج ۳، ص ۴۳؛ المفصل، ج ۵، ص ۹۰.

        ۴ . همان.

        ۵ . عزالدین، ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمدابوالفضل ابراهیم، قم، منشورات مکتبة آیه اللّه المرعشی النجفی، اُفست، ۱۴۰۴ ق، ج ۳، ص ۲۴۳.

        ۶ . المفصل، ج ۵، ص ۹۸.

        ۷ . اسعد السحمرانی، المرأة فی التاریخ و الشریعة، ط ۲، بیروت، دارالنفائس، ۱۴۱۷ق، ص ۴۴.

        ۸ . علی عبدالواحد وافی، الاسرة و المجتمع، ط ۸، القاهره، دارنهضة مصر، بی تا، ص ۱۱۸.

        ۹ . سوء تغذیه.

        ۱۰ . تاریخ تمدن، ج ۱، ص ۶۲ .

        ۱۱ . محمد غزالی، مسایل زنان بین سنت های کهن و جدید، ترجمه مجید احمدی، ج ۱، تهران، نشر احسان، ۱۳۷۹ش، صص ۸۰ ـ ۸۱ .

        ۱۲ . روح اسلام، ص ۲۱۲.

        ۱۳ . محمد دروزه عزه، عصرالنبی، ط ۲، بیروت، دارالیقظه العربیه، ۱۹۶۴ م، ص ۲۵۹.

        ۱۴ . بلوغ الارب، ج ۳، ص ۴۴؛ سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۱۶۷؛ الکامل فی التاریخ، ج ۱، ص ۲۱۵.

        ۱۵ . بلوغ الارب، ج ۳، ص ۴۶.

        ۱۶ . همان، ج ۳، ص ۴۵.

        ۱۷ . المرأة فی ظل الاسلام، ص ۱۷.

        ۱۸ . بلوغ الأرب، ج ۳، ص ۴۳؛ محمد مرتضی الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ط ۱، بیروت، منشورات دارمکتبة الحیاة، ۱۳۰۶ق؛ المفصل، ج ۵، ص ۸۸ .

        ۱۹ . المفصل، ج ۵، ص ۵۲۸.

        ۲۰ . علی الهاشمی، المرأة فی الشعر الجاهلی، بغداد، مطبعة المعارف، ۱۹۶۰م، صص ۳۰۰ ـ ۳۰۳.

      2. شما چرا زبانت به توهین و اهانت باز شده و با چه حقی دیگران رو قضاوت می کنی؟ یه جوری حرف میزنی کانه عقل کلی و دیگران همه هیچی نمی فهممند آخر سر هم ادعای روشنفکری می کنی

      3. دوست گرامى من به هيچ شخصى تاكنون توهين نكرده و نخواهم كرد
        شما اول بايد به قرآن و ائمه محترم شيعه اعتراض كنيد كه چرا به مخالفينشان توهين ميكنند

        من نظرم را در مورد نويسنده مطالب گفتم و هيچ اهانتى نكردم، اينكه شما در ١٢٠٠ سال گذشته با همين داستانها مردم را فريب داده ايد و اينك كسى پيدا شده كه شما را افشا كند، اهانت است؟؟
        اتفاقا اين شما ملاها هستيد كه فكر ميكنيد عقل كل هستيد و همه بايد به شما تمكين كنند نه من.

        جالب است كه نقل قول از كتب خودتان را توهين به عقايدتان تلقى ميكنيد.

      4. شما اول بايد به قرآن و ائمه محترم شيعه اعتراض كنيد كه چرا به مخالفينشان توهين ميكنند
        محمد و قران چه در لفظ و چه در عمل و احکام همواره دگر اندیش را به باد توهین و تمسخر گرفته و دستور به نابود کردن وی داده.حال برای چنین آئینی چگونه میتوان احترام قائل شد؟ آئینی که در کنار توهین و فحاشی ؛ کشتار شما را هم بلامانع می داند.

        – آنان (کافران) گستاخ , خشن , زنازاده و بی اصل و نسب هستند . (قرآن .سوره قلم . آیه ۱۳)

        – اف بر شما و بر آنچه غير از الله مى ‏پرستيد مگر نمى‏ انديشيد. (قرآن . سوره انبیاء . آیه ۶۷)

        – چه شده که است از این پند اعراض می کنند؟ مانند خران وحشی که از شیر می گریزند. (قرآن .سوره مدثر. آیه ۴۹و۵۰)

        – بدترین جانوران نزد الله ، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان هم نخواهند آورد. (قرآن . سوره انفال . آیه ۵۵)

        – کافران، مثل حیوانی است که کسی در گوش او آواز کند و او جز بانگی و آوازی نشنود اینان کرانند ، لالانند ، کورانند و هیچ در نمی یابند. (قرآن . سوره بقره . آیه ۱۷۱)

        – و به راستى بسيارى از جن و انس را براى جهنم آفريده ‏ايم، دلهايى دارند كه با آن در نمى‏ يابند و چشمهايى دارند كه با آن نمى ‏بينند و گوشهايى دارند كه با آن نمى ‏شنوند، آنان چون چهارپايانند، بلكه اينان گمراه ‏ترند، ايشان بى خبرند . (قرآن .سوره اعراف . آیه ۱۷۹)

        – خدا کسانی را که ایمان آورده و نیکوکار شوند را وارد باغ هایی از بهشت می کند که نهرها از زیر درختانش جاری است و انانکه به راه کفر به شهوت رانی و شکم پرستی مانند چهار پایان پرداختند عاقبت منزل انها آتش دوزخ خواهد بود. (قرآن . سوره محمد . آیه ۱۲)

        – و همچون شتران مبتلا به بیماری عطش، از آن می آشامید. (قرآن .سوره واقعه. آیه ۵۶)

        – آیا گمان می بری بیشتر آنها می ‏شنوند یا می ‏فهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر. (قرآن .سوره فرقان. آیه ۴۴ )

        – همانا بدترين جنبندگان نزد الله كران و لالان هستند آنهائی كه نمى ‏انديشند. (قرآن .سوره انفال . آیه ۲۲)

        – در دلهایشان مرضى است و الله بر مرضشان افزود و انها راست عذاب دردناکبدین سبب که دروغ می گویند. (قرآن . سوره بقره .آیه ۱۰)

        – و هنگامی که به آنان گفته شود: همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید، می گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟! بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند. (قرآن .سوره بقره. آیه ۱۳)

        – مثل كسانى حمالان تورات شدند آنگاه آن را حمل نکردند، مانند خرى است كه كتابهايى را برپشت مى‏ كشد؛ چه زشت است بیان آن گروهی كه نشانه ‌های الله را دروغ پنداشتند و الله گروه ستمگر را راهنمائی نمی ‌نماید. (قرآن .سوره جمعه. آیه ۵)

        – به طور قطع از حال کسانی از شما، که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، آگاه شده اید. ما به آنها گفتیم: به صورت بوزینه هایی طرد شده درآیید. (قرآن .سوره بقره. آیه ۶۵)

        – اى مؤمنان همانا مشركان نجس هستند، لذا نبايد پس از امسال ایشان به مسجدالحرام نزديك شوند، و اگر از تنگدستى مى‏ ترسيد، پس در آینده نزدیک الله شما را از فضل خويش توانگر گرداند، كه الله داناى فرزانه است. (قرآن .سوره توبه . آیه ۲۸)

        – بگو : آیا شما را از کسانی که در نزد الله کیفری بدتر از این دارند خبر، بدهم : کسانی که خدایشان لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و بعضی را بوزینه و خوک گردانیده است و خود بت پرستیده اند؟ اینان را بدترین جایگاه است و از راه راست گمگشته ترند. (قرآن . سوره مائده. آیه ۶۰)

        – و اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام می بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند. (قرآن .سوره اعراف. آیه ۱۷۶)

        – و الله مثالي زده است: دو نفر را كه يكي از آن دو گنگ مادر زاد است و قادر بر هيچ كاري نيست و سر بار صاحبش می‌ باشد، او را به سراغ هر كاري بفرستد عمل خوبي انجام نمي‏دهد، آيا چنين انساني با كسي كه امر به عدل و داد مي ‏كند و بر راه راست قرار دارد مساوي است؟ (قرآن .سوره نحل. آیه ۷۶)

        – حال اين دو گروه (مؤ منان و منكران) حال نابينا و كر و بينا و شنوا است آيا اين دو همانند يكديگرند؟ آيا فكر نمي‏كنيد؟ (قرآن .سوره هود. آیه ۲۴)

        – بگو من نميگويم خزائن الله نزد من است و من آگاه از غيب نيستم و به شما نمي ‏گويم من فرشته ‏ام ، من تنها از آنچه به من وحي مي‏شود پيروي مي ‏كنم ، بگو آيا نابينا و بينا مساويند؟ چرا فكر نميكنيد؟ (قرآن .سوره انعام . آیه ۵۰ )

        – آيا كسي كه مي ‌داند آنچه از طرف پروردگارت بر تو (ای محمد) نازل شده حق است همانند كسي است كه نابيناست؟! تنها صاحبان انديشه متذكر مي‏شوند . (قرآن .سوره رعد. آیه ۱۹)

        – هرگز نابينا و بينا مساوي نيستند، همچنين كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده ‏اند با بدكاران يكسان نخواهند بود، اما كمتر متذكر مي‏شويد. (قرآن . سوره غافر. آیه ۵۸)

    2. اين هم ارزش زن در دين مبين اسلام
      متن عربى روايت :
      اذا کانت عند الانسان الختان المملوکتان فنکح احدهما ثم بدا له فی الثانیه فلیس ینبغی له ان ینکح الاخری حتی تخرج الاولب من ملکه یهبها او یبیعها فان وهبها لولده یجزیه
      .
      ترجمه:
      از امام صادق شنیدم که فرمود هرگاه دوخواهر مملوک از آن کسی باشد و با یکی از آنها همبستر شود هیچ راهی ندارد جز اینکه اولی را از ملک خود خارج بسازد یا او را به کسی ببخشد و یا بفروشد و حتی اگر به فرزند خودش ببخشد کافی است

      اینها نمونه هایی از کرامت زن در اسلام است که هروقت شوهرش هوس زن دیگری کرد که خواهر او باشد میتواند این زن که از او خسته شده را بفروشد و با خواهرش همبستر شود.

      .
      منبع متن :
      شیخ طوسی / تهذیب / ج ۷ ف / ص ۲۸۸ / ح

      1. اینکه امام فرمودند برای شرایط مختلف حکم دادند چرا که در دین مبین اسلام جمع اختین (عقد همزمان دو خواهر) حرام است. حال اگر زنی که در عقد شخص است برده (کنیز ملکی) باشد می تواند با فروش یا هدیه کردن آن را از عقد خود خارج نماید و با خواهر او ازدواج کند. و الا در مورد زنان آزاد (غیر برده) این حکم (فروش یا هدیه) موضوعیت ندارد. به نظر بنده این خود سندی بر کامل بودن دین اسلام است چرا که برای هر شرایطی راهکار ارائه کرده است. از آنجایی یکی از گناهان کبیره که بر اساس شرع مقدس مستوجب بدترین مجازات یعنی آتش زدن، سنگسار و اعدام است همان زنای محصنه است، حال چطور اسلام حکم به فروش و یا هدیه زن محصنه می دهد؟ توصیه می شود در احادیث این بزرگوارن دقت بیشتری به خرج دهید.
        جالب تر اینکه اسلام برای مبارزه با برده داری در بسیاری از موارد کفاره گناهان را آزاد کردن بردگان قرار داده است.
        مواردی هم که به فلاسفه اسلامی اشاره کردی بنده با توجه به اینکه رشته تخصصی ام حسابداری است در خصوص صحت و سقم آنها نمی توانم قضاوت نمایم. ولی این دو شخصیت هر قدر که بزرگ هم باشند معصوم نیستند لذا برداشت شخصی این بزرگواران جای نقد دارد.
        نکته قابل ذکر اینکه افراد اسلام شناس متاسفانه به دلیل عدم حضور در چنین سایت هایی از نظراتشان محرمیم و گرنه با توجه به تخصصشان قطعا جواب های منطقی خواهند داشت. لذا از همه عزیزانی که دارای شبه هستند استدعا دارم برای دریافت پاسخ در خصوص شبهات مطرح شده به سایت های مربوطه مراجعه فرمایند.

    3. زن از ديد ملاصدرا

      بارها و بارها از زبان اسلامگرايان و روحانيون مسلمان شنيده باشيد كه:
      قبل از ظهور اسلام زنها هيچ ارزش و اعتبارى نداشتند و با ظهور اسلام اين قشر از جامعه به ارزش و كرامت والايى دست يافت.

      براى اثبات اين موضوع هم روايات و احاديث دروغين و من درآوردى كه خلاف وقايع تاريخى صدر اسلام است را نيز طوطى وار تكرار ميكنند،
      اما جالب ترين مسئله در اينمورد علاوه بر آيات ضد زن و احكام زن ستيز اسلام،
      فتواهاى گوناگون فلاسفه اسلامى و علماى بزرگ اين دين است كه در جاى جاى كتب تاريخى و روائى اسلامى ديده ميشود.

      در اين نوشتار قصد داريم اظهار نظر دوتن از بزرگترين علما و فلاسفه اين دين را در مورد زنان خدمت شما ارائه خواهيم كرد.

      ١– مُلا صدرا :
      صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (درگذشته ۱۰۴۵ قمری)، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است.

      #ملا_صدرا در مورد زنان ميگويد:
      «و منها تولد الحیوانات المختلفه… بعضها للاکل… و بعضها للرکوب و الزینه… و بعضها للحمل… و بعضها للتجمل و الراحه… و بعضها للنکاح… و بعضها للملابس و البیت و الاثاث…»(١)

      ترجمه:
      «و از عنایات الهی در خلقت زمین، تولد حیوانات مختلف است… که بعضی برای خوردن اند… و بعضی برای سوار شدن… و بعضی برای بار کشیدن… و بعضی برای تجمل… و بعضی برای نکاح و آمیزش… و بعضی برای تهیه لباس و اثاث خانه…»

      همانطور كه ديديد اين فيلسوف بزرگ مسلمان، زن را در رده حيوانات و تنها براى ادامه نسل و لذت جنسى مردان، برشمرده است.

      ٢- مُلا هادى سبزوارى:
      هادی سبزواری (۱۲۱۲–۱۲۸۹ هجری قمری) دانشمند علوم اسلامی و فیلسوف معروف و شاعر و فقیه ایرانی است.

      #ملا_هادی_سبزواری در تفسیر عبارات بالا و در حاشیه ای که بر اثر #ملا_صدرا نوشته است گفته است:
      «فی ادراجها فی سلک الحیوانات ایماء لطیف الی ان النساء لضعف عقولهن و جمودهن علی ادراک الجزئیات و رغبتهن الی زخارف الدنیا، کدن ان یلتحقن بالحیوانات الصامته حقا و صدقاً، اغلبهن سیرتهن الدواب و لکن کساهن صوره
      الانسان لئلایشمئز عن صحبتهن و یرغب فی نکاحن و من هنا غلب فی شرعنا المطهر جانب الرجال و سلطهم علیهن فی کثیر من الاحکام کالطلاق و النشوز و ادخال الضرر علی الضرر»(٢)

      ترجمه:
      «اینکه صدرالدین شیرازی زنان را در عدد حیوانات در آورده است اشاره لطیفی دارد به اینکه زنان به دلیل ضعف عقل و ادراک جزئیات و میل به زیورهای دنیا، حقاً و عدلاً در حکم حیوانات زبان بسته اند.
      و اغلبشان سیرت چهارپایان دارند ولی به آنان صورت انسان داده اند تا مردان از مصاحبت با آنها متنفر نشوند و در نکاح با آنان رغبت بورزند و به همین دلیل در شرع مطهر مردان را در کثیری از احکام، مثل طلاق و نشوز و… بر زنان چیرگی داده…»

      اين جناب فيلسوف و شاعر و فقيه بزرگ مسلمان با تأييد ادعاى ملا صدرا و تفسير ادعاى او، دليل خلقت زنان به شكل انسان را اين ناميده است كه:
      مردان در هنگام لذت جنسى از آنها بيزار نشوند و جذب و فريفته آنها شوند.

      حال بايد از روحانيون و آخوندهاى امروزى پرسيد :
      علم و دانش و سواد شما از اسلام بيشتر است يا ملا صدرا و ملا هادى سبزوارى ؟؟

      همانطور كه ديديد و خوانديد اسلام با زنده به گور كردن زنان در بستر تاريخ و در خانه نشاندن آنها و پيچاندن آنها در چادر و پالان مشكى، از آنها مانند حيواناتى استفاده ميكنند كه بايد فقط در طويله بوده و در خدمت لذات جنسى مردان مسلمان.

      اين همان كرامت زن در اسلام است.

      منابع :
      ١- اسفار اربعه جلد ٧ فصل ١٣ ص ١٣٦. مکتبه مصطفوی
      ٢- همان منبع قبلى، حاشیه ملاهادی سبزواری.
      ٣- ترجمه ها از عبدالکریم سروش، فربه تر از ایدئولوژی، موسسه فرهنگی صراط،۱۳۷۲، پاورقی برگ ۳۹

  7. جناب رحیمی درود .

    شما فرمودید :
    ” در ضمن در فاحشه گری زن شوهر دار همزمان که در عقد همسرش است به دیگری نیز تمکین می کند. ”

    پاسخ بنده :
    دوست گرامی شما این پیش فرض شوهر دار بودن یک فاحشه را از کجا آوردید؟ از جنابعالی انتضار انصاف بیشتری داشتم.
    قصد ما مقایسه متعه و فاحشه گری است. یعنی دو زن با شرایط مساوی. نه اینکه شما یکی را شوهر دار و دیگری را به دلخواه خود مجرد انتخاب کنید.

    برای اینکه راحتتر بتوانیم این بحث را به نتیجه برسانیم اجازه بدهید اینطوری سئوال کنم :
    ۱- خانمی یائسه با نام ایکس ( که شوهر هم ندارد !!) پیش مرد متاهلی رفته و میگویدک در قبال یک تومان شما اجازه دارید که بنده را به مدت یک ساعت بگائید ( با پوزش بخاطر استفاده از این کلمه. البته قصد بنده اهانت نیست بلکه میخواهم به یک نکته ای اشاره کنم که در آخر متوجه خواهید شد). بعد بهمراه آن مرد داخل یک اطاق شده و به مدت یک ساعت مشغول هستند. در این مدت زمان توافق شده یعنی یک ساعت هم خانم ایکس از اطاق خارج نمیشود و با شخص دیگری هم نمیخواید.)

    ۲- همان خانم ایکس ( با همان شرایط) بعد از اتمام کار و خداحافظی با مرد قبلی سراغ مرد متاهل دیگری میرود . ولی اینبار شخص طلبه است و به خانم ایکس میگوید که میخواهم صیغه کنم. خانم ایکس هم می گوید هیچ مشکلی نیست . بعد همان کلماتی را که به مرد قبلی گفته بود به این طلبه میگوید. منتها اینبار از کلمات عربی استفاده میکند و میگوید : انکحت نفسی علی الصداق المعلوم فی المدت المعلوم. ( در ازای یک تومان و به مدت یکساعت میتوانی با من نکاح کنی. ( معنی اصلی نکاح همان گائیدن است ولی فعلا بحث بر سر آن نیست. اگر مایل بودید بعد بر سر آن موضوع نیز بحث خواهیم کرد).

    سئوال اول:
    فرق این دو مورد که در بالا ذکر شد در چیست ؟ تمنا می کنم شرایط را یکسان در نظر گرفته و عوض نفرمائید.

    حالا یک حالت سومی را هم در نظر بگیریم:
    ۳- همان خانم ایکس در یک رستوران جوان مجردی را می بیند. بعد از لذت از مصاحبت با یکدیگر جهت لذت بیشتر از مصاحبت همدیگر به منزل آن آقای مجرد و یا خانم ایکس میروند و همان شب با هم همبستر میشوند. منتها هیچ پولی و یا کلماتی مانند گائیدن و نکاح رد و بدل نمیشود.

    سئوال دوم :
    کدامیک از سه حالت فوق در اسلام مقبول و کدام مطرود میباشند؟
    این دو سئوال بسیار ساده بوده و امیدوارم آنها را پیچیده نفرمائید.

  8. با سلام
    در صیغه تفاوتی که هست اولا باید باز هم تاکید می کنم باید مدت مشخص شود ثانیا باید و باز هم تاکید می کنم باید صداق یا همان مهریه مشخص باشد در غیر این صورت عقد باطل است. حتی اگر به زبان عربی هم نباشد ایرادی ندارد. ولی در فاحشه گری طبق حالات فوق اولاً صیغه جاری نمی شود به این معنی که زن بگوید من خودم را به مدت فلان در قبال مثلا a ریال مهریه به عقد شما درآوردم.
    ثانیا در فاحشه گری عمدتا زمان به طور دقیق مشخص نمی شود. در حالی که در صیغه زن تا مدت تمام نشده اختیار طلاق ندارد مگر اینکه مابقی مدت را مرد به او ببخشد. مثلا اگر برای دو ساعت صیغه کرده بعد از یک ساعت می تواند ساعت دوم را به او ببخشد و بعد از دو ساعت هم اگر تمایل داشته باشند می توانند ادامه دهند.
    در ضمن در صیغه پس از عمل دخول شخص مشمول احکام جدیدی خواهد شد. منجمله مرد نمی تواند همزمان دو خواهر در عقد داشته باشد. ازدواج با مادر زن تا ابد برای او حرام است. همچنین ازدواج با دختران وی نیز حرام است و… ولی در فاحشه گری قیدی وجود ندارد
    بر اساس شرع مقدس محارم را نیز نمی توان صیغه کرد ولی در فاحشه گری مرزی وجود ندارد.
    در پایان نیز ذکر این نکته لازم است که اگر همه شرایط که در صیغه وجود دارد شخص فاحشه نیز رعایت کند شرعا صحیح بوده و مشکلی نخواهد داشت. به عبارت دیگر عنوان مهم نیست بلکه رعایت حدود مهم و معیار است.

    1. من واقعا نمیدانم که شما چند مرتبه با یک فاحشه رابطه جنسی داشته اید که چنین مطالبی را بیان کرده اید.
      خدمت شما در متن بالا نوشته ام که
      در فاحشگی نیز مانند صیغه زمان مشخص است و این را همه میدانند
      در فاحشگی نیز مانند صیغه رضایت دو طرف شرط است
      زیرا فاحشه یا تن فروش در مقابل مبلغ مشخص و با رضایت کامل اینکار را میکند.
      در فاحشگی همانند صیغه بعد از اتمام رابطه جنسی مرد هیچ حقی ندارد و نمیتواند از زن چیزی طلب کند.

      تنها تفاوت فاحشگی و صیغه (فاحشگی اسلامی) جاری کردن چند جمله به زبان اعرابی است که بدینوسیله بتوان الله را هم در این تن فروشی شریک کرد.

      این همه تلاش و زور زدید که صیغه را توجیه کنید ولی نه به سوال آسان آن دوست گرامی پاسخی دادید و نه توانستید تفاوتی بین فاحشگی اسلامی و غیر اسلامی پیدا کنید.

      امیدوارم کمی به منطق و عقل خود مراجعه کنید و به جای این هم دگم بودن از منطقتان کمک بگیرید.
      همه ما روزی مانند شما مغزمان منجمد شده بود ولی توانستیم به این نادانی و جهالت پایان دهیم.

  9. جناب رحیمی با درود
    شما فرمودید : “در پایان نیز ذکر این نکته لازم است که اگر همه شرایط که در صیغه وجود دارد شخص فاحشه نیز رعایت کند شرعا صحیح بوده و مشکلی نخواهد داشت. به عبارت دیگر عنوان مهم نیست بلکه رعایت حدود مهم و معیار است.”

    پاسخ :
    ما که از اول همینو می گفتیم ! از منظر و مصالح یک زن چه متعه و چه فاحشگی فرقی ندارد. ( شرایط هم همانطور که در کامنت بالا عرض کردم و همانطور که دوست نازنین دکتر روشنگر اشاره کردند یکی ست).
    امیدوارم در آینده اگر از شما سئوال شد : فرق متعه و فاحشه گری جهت زنی که به هر دلیلی مجبور به آنکار میشود در چیست در جواب همین حرفی را که اینجا زدید تکرار بفرمائید. یعنی بفرمائید که هیچ فرقی ندارند.

    پس چطور معتقد هستید ( لااقل آخوندها اینطوری می گویند) که با ترویج متعه جلوی فحشا گرفته میشود؟

    1. با سلام
      اگر شخصی جمیع شرایط را رعایت کند دیگر نام فاحشه بر او اطلاق نمی شود. در ضمن حدودی که عرض کردم فقط مدت و مبلغ نبود. رعایت عده برای زنان غیر یائسه، رعایت محرم و نامحرم و … حال اگر شخصی جمیع این شرایط را رعایت کند چه ایرادی دارد برای دیگری صیغه شود. مگر نه این است که باید با رضایت کامل به عقد دیگری در بیاید ما نباید کاسه داغ تر از آش باشیم. نکته آخر اینکه تمام زنانی که فاحشه گری می کنند و یا در چارچوب شرع مقدس صیغه می شوند به خاطر مشکلات مالی نیست بلکه بسیاری از آنان به حاطر کامجویی است چرا که بسیاری از روابط نامشروعی که اتفاق می افتد بدون دریافت هیچ گونه وجهی اتفاق می افتد که همه این رو می دانند.
      چه بسا افرادی که به نان شب هم محتاجند ولی نه تنها تن فروشی نمی کنند حتی دست به سوی دیگران دراز نکرده و عزت نفس خود را نگه می دارند که خداوند متعال در قران کریم بیشتر در کمک رسانی به این افراد تاکید فرموده است.
      لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
      صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شده‌اند و توانایی آنکه در زمین بگردند (و کاری پیش گیرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بی‌نیازند، به (فقر) آنها از سیمایشان پی می‌بری، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است.

  10. جناب رحیمی با درود
    این حدیث زیر هم بی ارزشی زن در اسلام رو ثابت میکنه و هم تاییدی ست بر پست قبلی بنده که فاحشگی و صیغه هیچ فرقی ندارند ( که البته شما نیز تایدید فرمودید)
    ترجمه: زراره ميگويد به امام باقر عرض كردم :
    قربانت گردم ! شخصى ازدواج موقت ميكند مدت به پايان ميرسد و شخص ديگرى با اين زن ازدواج ميكند.
    سپس از او جدا ميشود ، نفر اول براى دومين بار به صورت موقت با اين زن ازدواج ميكند و اين ماجرا تا سه بار تكرار ميشود. پس از اينكه نفر اول براى سومين بار از اين زن جدا شد آيا باز هم ميتواند با او ازدواج كند؟
    فرمود : آرى ؛ به هر تعدادى كه بخواهد. زن موقت مانند زن آزاد (دائم) نيست ؛ اين زن اجاره اى است و به [سان كنيز] است

    منبع: الفروع من الكافي نویسنده : الشيخ الكليني جلد : ٥ صفحه : ٤٦٠

    نکته اینجاست که معصوم فرموده اند : این زن اجاره ای است و به [سان کنیز ]است

    سان همدر لغت به معنای : طرز ، روش ، قاعده ، قانون ، و عادت هست .

    میتوان نتیجه گرفت که جایگاه و منزلت زنان صیغه ای و کنیز از دیدگاه اما باقر یکسان است

  11. با درود جناب احمدی اولا من کجا گفتم که صیغه فرقی با فاحشه گری ندارد؟ من گفتم اشتراکاتی مانند مدت و صداق (مهریه) دارند. در حالی که افتراقاتی همچون بحث محارم جدید و … با هم دارند.
    در ضمن این راهیه که خود زن صیغه ای انتخاب میکنه کسی که او را مجبور یا وادار نکرده است. اتفاقا در شرع مقدس زن بیوه یا همان غیر باکره نیاز به اذن ولی ندارد و خود تصمیم گیرنده است حال اگر احساس کنیزی و یا اجاره ای بودن دارد اجباری در کار نیست.

  12. با عرض سلام ، از دیدگاه شیعه متعه حلال است ولی از دیدگاه اکثریت قاطع مسلمانان متعه حرام و همان زناست آیه ایی که آوردید هیچ ربطی به متعه نداره و در آیه قبل و بعدش در مورد ازدواج سخن میگه و در اون آیه هم به مراحل ازدواج اشاره میکنه و اینکه وقتی زن و شوهر از هم لذت بردن یعنی همبستر شدن مهریه پرداختش واجب میشه و فماستمعتم به معنای بهره بردن و لذت بردن یا همان شب زفاف است نه به معنای متعه و در مورد حدیثی هم که از عمران بن حصین آوردی از صحیح بخاری این حدیث در مورد حج متعه(انجام همزمان حج و عمره که به تمتع یا حج متعه مشهور است)و در باب حج متعه اومده نه نکاح متعه که در زمان پیامبر و ابوبکر و مدتی از خلافت عمر انجام میشد و در اون موقع عمر برای رونق گرفتن عمره در تمام سال و خلوت نشدن کعبه انجام همزمان حج و عمره رو موقتا منع کرد که با مخالفت عده ایی از اصحاب مثل عمران و اسما بنت ابوبکر مواجه شد و با این امر مخالف بودن و در زمان عثمان این حکم برچیده شد ، متعه طبق روایات صریح و صحیح بعد جنگ خیبر همراه گوشت خر اهلی حرام اعلام شد و بعضیها هم میگن بعد فتح مکه برای همیشه حرام اعلام شد و عمر تنها در زمان خلافتش به عده ایی از اعراب بادیه نشین که چنین کاری میکردن هشدار داد که متعه رو پیامبر حرام اعلام کرده و هر کسی انجام بده حد زنا رو برش جاری میکنم در اسلام نه علی و نه عمر تعیین کننده حلال و حرام نیستن که با تحریم عمر حرام بشه و با تااید علی حلال بلکه شارع قران است و شرح دهنده اش پیامبر و بس

    یکی از دلایلی هم که شیعه قران رو تحریف شده میدونه همین آیه ۲۴ سوره نسا است که میگن در اصل اینطوری بوده! :

    از ابن ابی عمیر روایت میکند: آیه ۲۴ نساء اینطور نازل شده: «فما استمتعتم به منهن الی اجل مسمی فاتوهن اجورهن فریضه»
    (فروع کافی ج۵ ص ۴۴۹ حدیث سوم)
    حال آنکه در قرآن لفظ «الی اجل مسمی» نیست یعنی” تا مدت معلوم ” نیست و آقایون ادعا دارند که بوده و حذفش کردن تا این معنی ازدواج موقت که زماندار است رو نده

    متعه با اسناد صحیح حرام است و انجام دهنده اش زناکار محسوب میشه

  13. در قران و در سوره معارج و بعدا در سوره مومنون اومده که تنها زوجه و کنیز بر مرد حلال هستند و در اصطلاح عرب به زن دائم زوجه میگفتن و به زن صیغه ایی زوجه نمیگفتن در این سوره اومده:
    و الذين هم لفروجهم حافظون(۲۹)

    إلا على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فإنهم غير ملومين(۳۰)

    فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون(۳۱)

    آیات بیست و نه و سی و سی و یک سوره معارج

    والّذين هم لفروجهم حافظون (۵)

    الاّ على ازوجهم او ما ملكت ايمانهم فانهم غير ملومين (۶)

    فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون (۷)

    آیات پنج و شش و هفت سوره مومنون

    و همانهايند كه عورت خود را از حرام و نامحرم حفظ مى كنند

    مگر از همسران و يا كنيزان خود كه در مباشرت با اين زنان ملامتى ندارند

    و كسى كه غير از اين زنان را به مباشرت طلبد البته ستمكار و متعدى خواهد بود

    همچنین در مورد کسانی که امکان ازدواج ندارند در سوره نور اجازه متعه زنان مردم رو نمیده بلکه دستور به عفت ورزی میکند

    وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
    ابتدای آیه سی و سه سوره نور

    و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمى‏ يابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بى ‏نياز گرداند

    و در همون سوره نسا هم آخر آیه ۲۵ برای کسانیکه امکان ازدواج ندارند دستور به صبر پیشه کردن میده و اجازه صیغه کردن نوامیس مردم رو نمیده

    همچنین در احادیثی صحیح این تحریم متعه توسط پیامبر هم اومده است:

    علی علیه السلام می فرماید: حرم رسول الله- صلی الله علیه وآله- یوم خیبر لحوم الحمر الأهلیه و نکاح المتعه
    یعنی حرام کرد رسول خدا صلی الله علیه وسلم در روز خیبر، گوشت خر اهلی و نکاح متعه را
    تهذیب الحکام شیخ طوسی ج۷ ص۲۵۱
    استبصار۳/۱۴۲
    وسائل الشیعه ۱۴/۴۴۱

    وفي صحيح مسلم:
    عن الربيع بن سَبْرَة بن معبد الجهني، عن أبيه: أنه غزا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فتح مكة، فقال: “يأيها الناس، إني كنت أذنت لكم في الاستمتاع من النساء، وإن الله قد حَرم ذلك إلى يوم القيامة، فمن كان عنده منهن شيء فليخل سبيله، ولا تأخذوا مما آتيتموهن شيئًا” وفي رواية لمسلم في حجة الوداع وله ألفاظ موضعها كتاب “الأحكام”.
    و در صحیح مسلم از ربيع بن سبره الجهني روايت شده است كه ايشان مي‌فرمايند پدرم به من گفت من به همراه پیامبر در فتح مکه بودم كه ايشان فرمودند: اي انسانها من قبلاً به شما نكاح موقت و متعه را اجازه داده بودم و امروز خداوند آن را تا قيامت حرام گردانده است و هر كسي كه زني را نكاح موقت و متعه کرده است رها نمايد و از آن چيزي تحويل نگيرد.

دیدگاهتان را بنویسید