سئوالات عجيب و پر از ابهام قران 

 

 در بعضي از آيات قرآن سؤالات عجيبى مطرح شده است كه خواننده به وضوح اثبات ميكند قران زمينى و توسط انسان تدوين شده و دانش اين انسان فراتر از دانش انسانهاى عصر خود نبوده !
به چند نمونه از آنها اشاره ميكنيم:
 ۱. مشركان عقيده داشتند كه فرشتگان، زن هستند. قرآن از اين موضوع شگفت‌ زده شده و در‌ آيه ۱۹ سوره زخرف ميپرسد:
و فرشتگان را كه بندگان خدايند، زن پنداشتند. آيا به هنگام خلقتشان آنجا حاضر بوده‌اند؟

Continue reading “سئوالات عجيب و پر از ابهام قران “

روش تلقین قرآن در القاء باورهای خرافی

 

عبدالله پسر فضاله نقل میکند که از ابی عبدالله صادق شنیدم که می فرمود:

زمانی که پسر بچه ای سه ساله شد، هفت بار به او «لا اله الا الله» تلقین‬ کنند و او را واگذارند، تا در سه سال و هفت ماه و ده روزگی «محمد رسول الله» را هفت بار به او تلقین کنند تا چهار ساله شود و آنگاه هفت بار «صلی الله علی محمد» را به او تلقین نمایند و او را واگذارند تا پنج ساله شود و از او بپرسند دست راست تو کدام است و دست چپت کدام، اگر آن را بداند به سوی قبله برش گردانند Continue reading “روش تلقین قرآن در القاء باورهای خرافی”

محمد به مردم فحش می داد

 

در احاديثي كه در ذيل مي خوانيم ميبينيم كه محمد پيامبر اسلامي به بعضى افراد فحاشى ميكرده و گفته روحانيون كه ميگويند ايشان در مقابل فحاشين هم اخلاق حسنه داشتند چرندياتي بيش نيست .
متن عربی :
حدثنا زُهَيْرُ بن حَرْبٍ حدثنا جَرِيرٌ عن الْأَعْمَشِ عن أبي الضُّحَى عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ قالت : دخل على رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم رَجُلَانِ فَكَلَّمَاهُ بِشَيْءٍ لَا أَدْرِي ما هو فَأَغْضَبَاهُ فَلَعَنَهُمَا وَسَبَّهُمَا فلما خَرَجَا قلت يا رَسُولَ اللَّهِ من أَصَابَ من الْخَيْرِ شيئا ما أَصَابَهُ هَذَانِ قال وما ذَاكِ قالت قلت لَعَنْتَهُمَا وَسَبَبْتَهُمَا قال أَوَ ما عَلِمْتِ ما شَارَطْتُ عليه رَبِّي قلت اللهم إنما أنا بَشَرٌ فَأَيُّ الْمُسْلِمِينَ لَعَنْتُهُ أو سَبَبْتُهُ فَاجْعَلْهُ له زَكَاةً وَأَجْرًا. Continue reading “محمد به مردم فحش می داد”

علم ملكوتى پيامبر اسلام

 

‌ اولین روزی که خلقت آغاز شد یکشنبه بود

۱) يزيد بن سلام روايت كرده است كه از رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم پرسيد: به من بگوييد اولين روزي كه خداوند عز و جل خلقت را آغاز كرد چه روزي بود؟

فرمود: روز يكشنبه. پرسيد: چرا به نام يكشنبه ناميده شده؟
فرمود: چون يكي و محدود است. پرسيد: دوشنبه چطور؟
فرمود: آن دومين روز دنياست. پرسيد و سه شنبه چطور؟
فرمود: سومين روز دنيا است. پرسيد: چهارشنبه چطور؟ فرمود: چهارمين روز دنياست. پرسيد: پنج شنبه چطور؟
فرمود: روز پنجم دنياست و روز انيس است كه ابليس در آن روز لعنت شد و ادريس به آسمانها برده شد. پرسيد: روز جمعه چرا جمعه ناميده شد؟

فرمود: آن «يَومٌ مَّجْمُوعٌ لهُ النَّاسُ وذَلكَ يَومٌ مَّشْهُودٌ» روزي است كه مردم را براي آن گرد مي‏آورند و آن (روز) روزي است كه (جملگي در آن) حاضر مي‏شوندو جمعه روز شاهد و مشهود است. پرسيد: شنبه چطور؟
فرمود: شنبه روز استراحت است.لذا خداوند عز و جل در قرآن فرمود: «ولقَدْ خَلقْنَا السَّمَاواتِ والأَرْضَ ومَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» كه از روز يكشنبه تا جمعه شش روز است و شنبه تعطيل است. گفت: راست گفتي اي رسول خدا.

منبع :
علل الشرايع از شيخ صدوق، ج ۲، ص ۵۰۳,۵۰۵,۵۰۷، باب ۲۲۲، ح ۳۳

image image image image