ادعای مضحك قرآن درباره رعد و برق

Print Friendly

 

مسلمانان همیشه ادعا می کنند که قرآن جامع همه علوم, از ازل تا به ابد است و هيچ سئوالى نيست كه قرآن آنرا بى پاسخ گذاشته باشد.
اسلامگرايان نوين و مفسرين جديد قرآن سعی و تلاش زيادى ميكنند كه کشفیات علمی جدید را به قرآن نسبت داده و از آن بعنوان اعجاز علمی قرآن نام ببرند.

اعجاز تبديل نطفه به جنين جنین، ستاره شناسی ستاره وگا، علت بوجود آمدن زلزله، بيگ بنگ و…. نمونه های دست و پا زدن های مذبوحانه ای است که اسلامگرايان برای پنهان سازی تضادهای قرآن با علوم جدید انجام ميدهند. البته ادعاى اوليه را خود قرآن در ايه ٥٩ سوره انعام آورده است.
 آیه ۵۹ انعام:  لَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ «انعام۵۹»
ترجمه:  هیچ تر و خشکى نیست مگر آنکه در کتابى روشن [ثبت] است.
با این پیش زمینه و با علم به اينكه تمام وقايع طبيعى داراى توضيحى از سوى قرآن هستند، به سراغ نظر قرآن درباره رعد و برق می رویم و در ادامه برای روشن تر شدن عمق اعجاز علمی اين كتاب، چند روایت از پيامبر اسلام و ائمه شيعه كه مدعى دارا بودن علم لايتناهى الهى بوده اند را در این باره می آوریم.
قرآن در سوره رعد آیات ۱۲و۱۳ فلسفه وجودی رعد و برق را از دیدگاه خود نشان می دهد. قرآن می گوید الله رعد و برق را برای ترساندن و امید بخشیدن به انسانها می نمایاند. سپس رعد را هم بصورت انسان یا فرشته ای باز می شناساند که الله ر استایش میکند و جالب است نام رعد را در کنار فرشتگان می آورد و اين اتفاق را بعنوان يك مخلوق فيزيكى و جزو مخلوقاتش معرفى ميكند.
و در ادامه نيز رعد و برق را اسلحه ای برای سركوب كسانى كه به مخالفت با الله به پا ميخيزند، رونمايى ميكند. به آيات زير و ترجمه آنها توجه بفرماييد:

آيه ١٢: هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِئُ السَّحَابَ الثِّقَالَ [۱۲]
ترجمه: اوست كه برق را براى ترسانيدن و اميد بخشيدن به شما مى‌نماياند و ابرهاى گرانبار را پديد مى‌آورد.

آيه ١٣: وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلَائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَنْ يَشَاءُ وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ [۱۳]
ترجمه: رعد به ستايش او و فرشتگان از ترس او تسبيح مى‌كنند. و صاعقه‌ها را مى‌فرستد تا هر كه را بخواهد بدان آسيب رساند. باز هم درباره خدا مجادله مى‌كنند. و او به سختى عقوبت مى‌كند.

اين آيات اثبات ميكند كه الله اطلاع چندانی نداشته که برق، در اثر برخورد ابرهای حاوی بار الکتریکی مثبت و منفی بوجود می آید و رعد، صدای تولید جریان شدید برق است !! در ادامه و در تایید این آیات قرآن شمه ای از علم سرشار پیامبر اسلام و امام ششم شیعیان كه از قضا بعنوان دانشمندى بزرگ ازو ياد ميكنند را هم می آوریم که بیشتر به اعجاز علمی قرآن و علم لايتناهى بزرگان اسلام پی ببرید.

متن عربى روايت اول: قال النبی صلی الله علیه وآله وسلم ان الرعد صوت ملک اكبر من الذباب واصغر من الزنبور فينبغی لمن سمع صوت الرعد ان يقول: سبحان من يسبح الرعد بحمده و الملائكه من خیفته.
ترجمه: پیامبر درباره رعد گفت: رعد فرشته‌ای است بزرگتر از مگس و کوچکتر از زنبور و اگر کسی بخواهد این صدا را بشنود باید بگوید پاک و منزه است کسی که رعد با ستایشش و فرشتگان هم از ترسش او را تسبیح می‌کنند.(۱)

متن عربى روايت دوم: قال ابن عباس اقبلت يهود الی النبی صلى الله عليه وسلم فقالوا: يا ابا القاسم: اخبرنا عن الرعد ما هو؟ قال: ملك من الملانکه موكل بالسحاب معه مخاريق من نار يسوق بها السحاب حيث شاء الله؛ فقالوا: فما هذا الصوت الذي نسمع؟ قال: زجره بالسحاب اذا زجره حتى ينتهی الى حيث امر قالوا صدقت.

ترجمه: ابن عباس گفت: یهودیان نزد پیامبر رسیدند و گفتند: ای ابالقاسم، ما را از رعد آگاه کن و آن چیست؟ پیامبر گفت: رعد فرشته‌‌ای از فرشتگان موکل ابرهاست، گرزی از آتش دارد که ابرها را به جائی که بخواهد هدایت می‌کند، پس گفتند: این صدائی که می‌شنویم صدای چیست؟ پیامبر گفت: ناله‌ی ابر است هنگامی که ناله می‌کند تا اینکه برسند به جائی که دستور داده شده، گفتند: راست گفتی.(۲)

متن عربى روايت سوم: العياشی عن ابی بصیر عن جعفرصادق (ع): سالته عن الرعد ای شی يقول؟ قال: انه بمنزله الرجل يكون في الابل فيزجرها ” های های” كهيئه ذلك ، قلت: فما البرق؟ قال لي: تلك مخاريق الملائكه تضرب السحاب فتسوقه الى الموضع الذی قضى الله فيه المط
ترجمه: ابو بصیر گفت از ايشان(امام صادق) پرسیدم که رعد چیست؟ گفت: همانا او مانند مردی است که شتری را می‌راند و فریاد می‌زند “های های” یا مانند این. و گفتم برق چیست؟ به من گفت: آن گرز فرشته‌ای است که ابرها را می‌زند و به مکانی که الله خواسته باران ببارد هدایتشان می‌کند.(۳)

خب همانگونه که ملاحظه می فرمایید این هرسه حدیث در پیوند با همان آیات سوره رعد است که در ابتداى متن آوردیم و روایت دوم اصلا روایت ابن عباس است ازشأن نزول این آیات.
می بینید که قرآن و پیامبر وامام ششم و دانشمند مذهب شیعه، رعد را فرشته ای میدانند با توصیفات عجیبی كه در اين روايات آمده بود.

اگر در زمان حال از يك كودك ٧-٨ ساله بپرسيد رعد و برق چيست؟ آيا تصور و دانشش بيشتر از پيامبر اسلام و امام صادق نيست؟؟
آيا نبايد ادعاى اعجاز قرآن و علم لدنى اين آقايان را، ادعاى كودكانه دانست؟؟

منابع :

۱. وسائل الشیعه/کتاب الصلا،باب صلاه الاستسقاء، شیخ حر عاملی، جلد ۵، صفحه ۱۶۷

– من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق ، جلد ۱ ،صفحه ۵۲۶

۲. سنن ترمذی کتاب تفسیر قرآن باب سوره‌ی رعد

– نسائی سنن الکبری جلد ۵ صفحه ۳۳۶

– شیخ آلبانی صحیح الجامع حدیث شماره ۳۵۵۳

۳. بحارالانوار جلد ۵۶/صفحه‌ی ۳۷۹

 

18 thoughts on “ادعای مضحك قرآن درباره رعد و برق

  1. قرآن مربوط به انسانهای اولیه هست که با موجودات خیالی سروکار داشته اند ولی در دنیای جدید ثابت شده که خدا و جن و شیطان و فرشته وجود ندارند حتی پیشرفته ترین دستگاههای تصویر برداری هم عدم وجود این موجودات خیالی را ثابت میکند دیگر جای هیچ حرفی از سوی آخوندهای آبکی و پست و ملعون نیست و الان که دروغ بودن مذهب ثابت شده به هیچ عنوان اخلاقی نیست که حکومت آبکی اسلامی در ایران وجود داشته باشد بلکه دکترها و مهندسین و متخصصین باید بر کشور حکومت کنند تا ریشه خرافات و آخوند برای همیشه از ایران عزیز کنده شود .

  2. شخصی از روی نادانی سایت روشنگر نقد اسلام را مزدور نامیده لازم است به او گفته شود مزدور کسی است که حق ملت ایران را به ناحق غارت میکند و ملت ایران هم از ظلم و غارت آنها به خوبی خبردارند ،سایت روشنگر نقد اسلام به هیچ وجه اراجیف این ویروسها را نباید در سایت بگذارد و باید صدای آنها را خفه کند . چون سایت نقد اسلام جای حرف های منطقی و عقلانی است نه چرندیات دینی .

    1. درود بر شما
      دوست نازنین ما تلاش میکنیم نظراتی که حاوی توهین خانوادگی و جنسی نیست را حذف نکنیم. اتفاقا با دیدن اینگونه نظرات میتوان به راحتی طرز تفکر و سطح دانش و منطق این افراد را سنجید.
      سپاس از لطف و همراهی شما

  3. به یاری وبسایت شما واقعا حقایق بسیاری برای مردم افشا شده. نمیدونم چطور میشه سپاسگذاری کرد چون شما دارین مردم رو از یک توهم هزار و آهارصد ساله بیدار می کنید. باید به اندازه ی هزار و چهارصد سال و از طرف صدها میلیون نفر از شما و همه ی روشنگران سپاسگذاری کرد

  4. با درود
    خدمت این دوست عزیز و نااگاه که میفرمایند ۴۷نفر باید عرض کنم مردم بی دفاع و مظلوم ایران از ادمخوارهای متعصب مذهبی که تمام ثروت و قدرت این کشور در دست دارن و بی اندازه بی رحم و خونریز هستن میترسن برای همین در درج کامنت و فعالیتهای دیگه در درون سایت کمتر استقبال میکنن ولی مطمئن باشین تعداد بیشماری این مطالب رو مطالعه میکنن و با خرد محوری و نه با نگاه تعصب که خوده تعصب یکی از نواقص رفتاری ما انسانهاست در موردش قضاوت میکنن تعداد خردگرایان در کشور ما کم نیست و روز به روز به تعدادشون اضافه خواهد شد روزی خواهد امد که خورشید حقیقت سر بر اورد و همه متوجه خرافه گرایی و تحجر و ازهمه بدتر دروغگویی ادیان بشوند وحتی خوده شما هم روزی پی میبرید به جای گذشتن خخخخخخ اعتراف میکنید که اشتباه میکردید گواه من خواندن مطالب این سایت میباشد به ان اهتمام خاصی دارید
    باسپاس ارادتمند

  5. درود
    تعبیرات زیادی در قرآن وجود دارد که کنایه هستند از یک حقیقت همانطور که دست برای خدا وجود ندارد بلکه منظور قدرت خداست
    در رابطه با این موضوع هم
    فرشتگان وجود مادی ندارند . تعبیراتی که از روایات گوناگون می بینم حاکی از این است که نیرو های طبیعت را به فرشته تشبیه می کنند و تسبیح پروردگار هم از همه موجودات (حتی کافران) نیز ذکر شد . _ اوست که هر آنچه در آسمان و زمین است او را تسبیح می گویند_ پس لازم نیست حتما صدایی از کسی شنیده شود تسلیم بودن در برابر امر خدا تسبیح است
    ما می گوییم صدای انسان ، در حالی که ارتعاشات حنجره باعث جابه جایی هوا میشود و صدا به وجود می آید(صدای انسان)
    ابر هم انرژی الکتریکی دارد که توسط تخلیه الکتریکی به صدا تبدیل می شود(صدای ابر)
    در رابطه با رانده شدن ابر (وسع اطلاعات فیزیکی بنده) بار های الکتریکی باعث رانده شدن و یا جذب شدن می شود

    1. دوست نازنین جناب حجت
      این مواردی که شما ذکر کردید توسط اسلامگرایان و قرنها بعد از درگذشت محمد, به تفسیر اضافه شده اند و الا خود قرآن قائل به جسمت خدا بوده و در آیات مختلف و حتی مفسرین اولیه این موارد ذکر شده است.
      در مورد جسمیت خدا میتوانید این مقاله را بخوانید.

      در این مورد مقایسه ای که کرده بودید, باید خدمت شما بگویم که این مقایسه کاملا غلط هست و در واقع ارتباطی با مطالب بیان شده در آیات ندارد.
      در آیه برای یک پدیده فیزیکی جسمیت قائل شده و این پدیده فیزیکی را جزو مخلوقات الله میداند که برای ترساندن انسان خلق شده در صورتی که در جاهایی که زمستان وجود ندارد و ابری هم نیست این اتفاق نمی افتد, پس اتفاقات طبیعی دلیل به وجود آمدن رعد و برق هستند نه وجود یک خالق و …….

  6. خیلی جالبه ,کلی دانشمند هستن که هر چه بیشتر باطرافشون نگاهمیکنن از این همه نظم وکوچکی یا بزرگی ذرات و اجسام بهت زده هستن و اینکه یه کسی اینا رو داره مراقبت میکنه.و همه هم خب یه دلیل علمی داره و صرف داشتن این دلایل نمیشه گفت کسی بالای سر این همه منطق علمی نیست.
    ینی چون علم ثابت کرده پس خدا هیچ کاره بوده.
    خودتون بشینین فکر کنین مثلا یه دونه رو میندازی تو خاک اینجوری رشد میکنه و به ثمر میرسه بگین خب طبیعیه دیگه غذا و اب بهش میرسه رشد میکنه میوه میده.چقد ساده این شما که نخوایید قبول کنید یکی داره اینکارا رو انجام میده.

    1. دوست عزیز
      در متن بالا هیچ حرفی از وجود یا عدم وجود خدا نیامده بلکه این آیات اثبات میکنند که نویسنده یا نویسندگان قرآن انسان بوده اند و کوچکترین دانشی نداشته اند.
      شما به جای پرداختن به نقدی که در متن بالا شده با طرح کردن وجود یا عدم وجود خالق میخواهید اثبات کنید که خدایی وجود دارد در صورتی که متن ما درمورد این مساله نیست.

  7. سه منجي میتراییان واقعین و هر هزار سال یه بار ظاهر میشه یکیشون و هر کدوم ۵۷ سال عمر میکنن دومی اونها ابن سینا بود پس اولی باید ۲۰ سال قبل میلاد در ایران متولد شده باشه و اون هینه که بهش میگن حضرت عیسی و او را اهل فلسطین جعلی میدونن پس سومی ۳۰ سال قبل هزاره یعنی حدودا و یا بیش از ۳۰ سال قبل اول دی ۱۳۸۹ متولد شده و تا سال ۱۴۱۶ زندگی میکنه و ظهور اواخر امسال و یا سال ایندس

    پیامبران هم همه ایبرانی بودن و انجیل و تورات و قران بخش اعظمشون کپی از منابع ایران باستانه

    برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ من مراجعه کنید http://antaresmars.livejournal.com

  8. قرآن طبق معمول سخنی نسنجیده و غیر قابل سنجش زده است.
    فرض کنید به انسانی بگویند پرواز کن و برو و از پنجره طبقه ۲۰ یک ساختمان بپر و بیا اینجا. و یا در مثالی دیگر فرض کنید به یک نفر که در عمرش یک کلمه زبان اسپانیایی نخوانده و نشنیده یک متن اسپانیولی بدهند و بگویند ببین چه مفاهیم بلندی در این متن نوشته شده است.
    یک موجود آگاه و دانا و حکیم وقتی دستور به انجام کاری توسط یک انسان می دهد که توانایی های او را شناخته و خارج از توان یک انسان به او سخنی نمی گوید

    الله در قرآن آیه ۱۳ سوره رعد می گوید
    رعد به ستايش او و فرشتگان از ترس او تسبيح مى‌كنند. آخر کدام انسانی و به چه طریقی می تواند درک کند که صدای دلخراش ناشی از تخلیه بار الکتریکی ابرها دقیقا معادل تسبیح گفتن برای خداست و شبیه به تسبیح گفتن فرشتگانی که نه انسان دیده و نه می تواند آنها را درک کند و نه سخن آنان را بشنود . آخر صدای رعد و برقی که انسانها و فرهنگهای مختلف از ان تعابیر مختلف دارند چگونه می توانند پدیده هایی جهان شمول باشند. آیا انسانها قابلیت درک و ترجمه صدایی که از رعد می شنوند دارند تا بفهمند که مثلا رعد دارد می گوید سبحان ربی العظیم بحمده و یا دارد مثلا می گوید آخ وای دلم درد گرفته است.
    در جایی که انسانها توانایی تشخیص صدا و حرف زدن رعد ( به مفهومی که شنیدن صدا برای انسان دارد ) را ندارند آیا این ادعا تنها خیالبافی کودکانه ای نیست.
    من اگر بروم به یک بانک بگویم که یک میلیون دلار در بانک شما دارم و همین الآن باید به من این پول را بدهید آیا باید بانک بلافاصله به من پول را بدهد یا از من مدرک جهانشمول و محکمه پسند دقیق بخواهد . هر قدر ادعایی مهمتر و جدی تر باشد باید مدرکش هم معتبر تر و جهانشمولتر باشد. آیا ما به صرف طرح کردن ادعای غیر قابل اثبات تنها خودمان را متهم به توهم و خیالپردازی نکرده ایم که ادعایی واحی و غیر قابل اثبات را مطرح می کنیم.
    ادعای این که همه حیوانات و گیاهان بلکه موجودات در آسمانها و زمین ! در حال تسبیح الله هستند (يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿۱) آیه اول سوره جمعه ) ((أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَالْطَّیْرُ صافّاتٍ کُلّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ؛آیه ۴۱ سوره نور) و در جایی دیگر از قرآن ادعای اینکه در حال تسبیح هستند اما شما نمی فهمید(تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا ﴿۴۴﴾ آیه ۴۴ از سوره اسرا) یعنی چه؟ اگر مخاطب انسان است باید ادعا یی که مطرح می شود در چارچوب قابل اثبات برای درک و فهم انسان با تمام ناتوانی ها و محدیودیتهای دیداری و شنوایی و حسیش باشد و از توان درک او خارج نباشد تا بتواند با درک و فهم خودش آن را قبول و یا رد کند . صرف ادعای غیر قابل اثبات و خارج از توانایی انسان آیا چیزی جز به مسخره گرفتن خرد انسان نیست. آیا کسی می تواند ادعا کند که انسان را می شناسد و بلکه او را آفریده است اما از درک توانایی های ادراکی انسان و آوردن دلیل قابل درک برای همین انسان عاجز است و بلکه اعتراف می کند که اصلا ادعا میکند که باید چیزی را بپذیرید که شما نمی توانید درک نید.
    آیا آوردن دلیلی با توجه به درک انسان حداقل حق انسان برای یافتن ادعای حق از باطل نیست؟!!!!
    اگر اینچیزی قابل درک برای انسان نیست اصلا چرا باید مطرح شود. آیا اگر به یک انسان فلج مادرزاد بگویند در مسابقات دو و میدانی المپیک شرکت کن حرف این حرف درستی است. وقتی میدانیم یک فرد فلج است و اصلا توان و درکی از راه رفتن و دویدن ندارد اساسا پرا حتی باید به خودمان اجازه دهیم که چنین چیزی را مطرح کنیم؟!!
    در حالی که مثلا برای هیچ انسانی قابل درک نیست که مثلا صدای ماو ماو یک گاو بخاطر دل درد ناشی از زیاد خوردن علوفه است و یا برای تحریک جنسی شریک جنسی اش است و یا برای حمد خدا و یا صدای برخورد در با چارچوب بر اثر وزش باد شدیدآیا صدای آخ گفتن در است و یا صدای تسبیح خدا! شوربختانه مایه تعجب است که هنوز بسیاری به این هجویات باورمندانه اعتقاد دارند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *