اثبات تحريف قرآن توسط یکی از بزرگترین علماى شيعه

Print Friendly, PDF & Email

همانطور که خوانندگان فرهیخته این سایت مطلع هستند ما بخشی از مطالب سایت را به تحریف قرآن و اثبات آن اختصاص داده‌ایم, و در چند مطلب جداگانه به آن پرداخته‌ایم. که با مراجعه به این لینک میتوانید مطالب قبلی را بخوانید.
اما در اين متن ميخواهيم به موضوع بسيار مهمى اشاره كنيم و آن هم اثبات تحریف قرآن از سوی یکی از بزرگترین و نامدارترین علمای مذهب شیعه میباشد که این روحانی بزرگ شخصى است به نام علامه نورى طبرسى. ایشان كه كتاب قطورى در مورد نقص قرآن و حذف آيات و سوره‌هاى گوناگون آن نوشته است به موارد بسیار مهمی اشاره کرده که در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد. اما در ابتدا بايد ببينيم اين شخص كيست، در چه زمانى ميزيسته و چه مقام و منزلتی در نزد شيعيان داشته است.

علامه حسين بن محمد نورى طبرسى معروف به ميرزا حسين نورى طبرسى(علامه محدث نورى) از بزرگترين علماى متأخر شيعه ميباشد، علامه محدث نوری فرزند محمدتقی نوری مازندرانی (محمدتقی محدث نوری مازندرانی طبرسی) و نوهٔ علی محمد مازندرانی طبرسی مستوفی، محدث و چهره سرشناس علمای شیعه در قرن چهاردهم هجری میباشد.
براى اينكه بدانيم علامه نورى طبرسى چه جايگاهى در ميان علماى شيعه داشته، شمّه اى از زندگى، آثار و شاگردان وى را بطور مختصر بيان ميكنيم كه ديگر جاى هيچ بهانه اى براى كسى باقى نماند و كسى نخواهد با كم اعتبار كردن ايشان و يا كتابهايشان گفته هاى ما را نقد كند، و سپس به اصل موضوع ميپردازيم.img_6838

این فقیه شيعه، مفسر و شاعر در ۱۸ شوال ۱۲۵۴ قمری در روستای یال‌رود از توابع نور مازندران به دنیا آمد. او در ۲۷ جمادی ۱۳۲۰ هجری قمری در نجف درگذشت. از القاب دیگر وی می‌توان به خاتم المحدثین، علامه نوری, میرزای نوری، محدث نوری، حاجی نوری و نوری اشاره کرد. وی دایی و پدر همسر شیخ فضل‌الله نوری بود. علامه حسین نوری شاگرد روحانیون بزرگ شیعه بوده و منجمله آنها میشود از علمایی نام برد که جایگاه ویژه ای در میان علمای متاخر شیعه دارا هستند منجمله:
۱- میرزای شیرازی مرجع عام شیعیان، سید محمدحسن حسینی شیرازی (۱۱۹۴-۱۲۷۳).
۲- شیخ عبدالرحیم بروجردی (درگذشته ۱۳۰۶ ق)، ایشان پدرزن محدث نوری نیز بود.
شیعیان در مورد وی میگویند: محدث نوری یکی از کم نظیرترین چهره‌های علمی است که در این عصر پا به عرصه وجود نهاد. او نشانه‌ای از نشانه‌های الهی بود و شگفتی‌های فراوانی در نهادش نهفته بود. محدث نوری از دانشمندان بزرگی بود که در میان علمای شیعه درخشید و عمر ارزشمند خود را صرف خدمت به دین و مذهب نمود. او تالیفات گرانقدر خود جاودانگی را برای همیشه به یادگار نهاد و همه نویسندگان و مورخان را ملزم به اعتراف به فضل و دانش خود کرد.به نوشته میرزا محمد تهرانی عسکری در کتاب هشت نکته, دربارهٔ محدث نوری: سالهای دراز در خدمتش بودم، در سفر و حضر. در علم درایه و رجال و حدیث نزد او درس آموختم که در این دانشها تسلّط داشت و داناترین فرد زمان خود در این دانشها بود، گرچه در دانشهای دیگر نیز مهارت داشت. کافی است خاتمهٔ مستدرک او بر کتاب وسائل الشیعه را ببینی که در علم رجال مانند آن نوشته نشده است. در این کتاب، در پژوهش مسائل رجال، و افزونیِ فوائد آن و استخراج نکات ظریف، تحقیق و تدقیق‌هایی به سامان آورد که بسی ارزشمند است.

يكى از شاگردان معروف علامه طبرسی شيخ آغا بزرگ تهرانی ميباشد كه در کتاب نقباء البشر دربارهٔ ایشان می‌گوید: اگر انسان بر آنچه از کتب گرانسنگ و تالیفات با ارزش که همچون دریایی موّاج از تحقیق و دقت نظر است؛ و همچنین بر وسعت اطلاعات بی نظیر او، کمی تأمل و تفکر نماید؛ بدون شک پی خواهد برد که او به تاییدات روح القدس (از ملائکه مقربین) و مورد تأیید بوده است. با استناد به اين ادعا مقام ايشان آنقدر نزد علماى شيعه بزرگ بوده كه ميتوانسته مورد تأييد ملائكه مقربين باشد.
مرتضى مطهرى از روحانيون سرشناس قرن حاضر شيعه در کتاب ده گفتار دربارهٔ حدیث مشهور (ان الله یبعث لهذه الامه علی راس کل مائهٔ سنهٔ من یجدّد لها دینها) می‌نویسد: برای این حدیث هیچ طریقی از طرق روایی شیعی موجود نیست، چرا که حاجی نوری آن را از کتاب‌های اهل سنت نقل نموده و این بزرگترین دلیل بر عدم وجود آن در کتب شیعی است و گرنه حاجی نوری [که بسیار اهل تتبّع بوده است] آن را نقل می‌کرد.
با استناد به اين ادعاى مطهرى علامه طبرسى در جمع آورى احاديث بسيار خبره و دقيق بوده و طبعا چنين شخصى نميتوانسته احاديث بى اعتبار و ضعيف را حجت قرار دهد و يا آنها را گردآورى و نقل كند.
نظیر اين تعريف و تمجيدات كه از ايشان شد, از مولی کاظم خراسانی و سیدمحسن امین [مؤلف اعیان الشیعۀ] و دیگر بزرگان شيعه بسیار نقل شده که جملگی از عظمت تسلط محدث نوری بر حدیث و رجال حکایت می‌کند. و اما علامه نورى طبرسى شاگردان زيادى نيز داشته كه به تعدادى از مهمترين اين اشخاص اشاره ميكنيم:
١. شیخ فضل‌الله نوری، پسر خواهرش و دامادش
٢. سید محمد کاظم خراسانی
٣. سید محسن امین مؤلف اعیان الشیعهٔ
۴. شیخ آقا بزرگ تهرانی
۵. حاج شیخ عباس قمی
۶. شیخ محمد حسین کاشف الغطاء
۷. سید عبدالحسین شرف الدین عاملی
۸. شیخ اسماعیل اصفهانی
۹. شیخ مرتضی بن محمد عاملی
۱۰. سید جمال‌الدین عاملی اصفهانی
۱۱. شیخ محمدباقر بیرجندی مؤلف کبریت احمر
۱۲. میرزا ابوالفضل تهرانی معروف به کلانتری نوری و نویسنده «شفاء الصدور فی زیاره العاشورا»
۱۳. شیخ مهدی نوری فرزند میرزا هادی نوری، برادر زاده محدث نوری
۱۴. میرزا ابوالفضل تهرانی معروف به کلانتری نوری و نویسنده «شفاء الصدور فی زیاره العاشورا»
البته در اين ليست تعداد بيشترى از علماى شيعه نيز وجود داشتند كه ما مهمترين آنها را ذكر كرديم. از آثار مهم علامه طبرسى ميتوان به كتب زير اشاره كرد:

١- كتاب مستدرك الوسائل: وی در مقدمه اين كتاب می‌نویسد: عالم کامل، متبحر خبیر، محدث نقّاد و آگاه، نشر دهنده آثار، جمع آورنده روایات، شیخ محمد بن حسن حر عاملی د ر کتاب وسائل الشیعه روایات و احادیث فراوانی را از میان کتابهای روایی علما و اصحاب جمع‌آوری نموده است، روایاتی که برای جان لذت بخش و برای دیده نور چشم است. این کتاب یکی از معتبرترین کتب شیعه میباشد و روحانیون شیعه استناد زیادی به روایات این کتاب میکنند.

٢- كتاب نجم الثاقب: این اثر که نام کامل آن نجم الثاقب فی احوال الامام الغائب است، دومین كتاب ايشان در اين باب و به زبان فارسى ميباشد.

٣- كتاب لؤلؤ و مرجان: اين كتاب از آثار مهم ايشان است. محدث نوری در مقدمه این کتاب نوشته: عالمی از هند به سراغم آمد و دردودل کرد که در هند روضه‌هایی بدون اصالت و ریشه خوانده می‌شود. وى براى رفع اين مشكل اين كتاب را نوشت.

٤- کتاب الفیض القدسی فی ترجمه العلامه المجلسی
۵- دارالسلام فی ما یتعلق بالرؤیا و المنام : این اثر در سال ۱۲۹۲ ق، در سامرا نوشته شده و دربارهٔ خواب و تعبیر خواب است.
۶- فصل الخطاب فى تحريف كتاب رب الأرباب
تا بدينجا با علامه نورى طبرسى، زندگينامه، اساتید, شاگردان، و بعضى آثار او آشنا شديد و همچنين نظر علماى بزرگ شيعه در مورد جايگاه ايشان را خوانديد. مهمترين مطلب در مورد زندگى اين دانشمند بزرگ شيعيان، نوشتن كتابى است در تحريف قرآن به نام فصل الخطاب فی تحریف الکتاب كه البته خلاصه شده نام طولانى ترى ميباشد به عنوان فصل الخطاب فى تحريف كتاب رب الأرباب. اين كتاب را علامه نورى طبرسى به زبان عربى نوشته است.image
شيخ آقا بزرگ تهرانی از شاگردان برجسته ايشان، هنگام معرفی کتاب در مجموعه بزرگ کتاب ‌شناسی‌اش، با دروغ و فريب این کتاب را کتابی در رد تحریف قرآن می‌خواند و می‌نویسد: «أثبت فیه عدم التحریف بالزیادة والتغییر والتبدیل وغیرها؛
ترجمه: در این کتاب، عدم تحریف قرآن را اثبات کرده است و دور بودنش از تحریف به زیادت و تغییر و تبدیل و جز آن.
علامه محدث نوری در ۲۸ جمادی‌الثانیة سال ۱۲۹۲ق تأليف اين كتاب را به پايان رساند. و همانطور كه از عنوان کتاب برمی‌آید، در اين كتاب اثبات شده كه  قرآن, تحریف شده همان گونه که بنابر عقیده مسلمانان انجیل و تورات تحریف شده است.
بنابر متن کتاب و نیز بنابر آنچه شیخ آقابزرگ تهرانی از استادش نقل ميكند، نظر علامه نوری طبرسى از تحریف کتاب این نیست که قرآن فعلی کلام خدا نیست یا چیزی به آن اضافه شده، بلكه به باور ايشان قرآن فعلی دقیقاً همان است که در زمان عثمان جمع‌آوری شده است. طبرسى معتقد است پیش از جمع‌آوری، آیاتی در قرآن بوده که هم اکنون در آن نیست  و حذف يا همان تحريف شده است. ايشان با استفاده از رواياتى كه در اين كتاب ذكر شده است اثبات ميكند كه آيات و سوره هاى زيادى از قرآن کاسته شده است كه در ادامه به آن اشاره ميكنيم.img_6836
خوب تا اينجا فهميديم كه مهمترين كتابى كه در اثبات تحريف قرآن نوشته شده، توسط يكى از بزرگترين و معتبرترين علماى شيعه به نام علامه نورى طبرسى ميباشد. ذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه تا قبل از سال ۱۲۹۲ روایت و گفتار علماى شيعه درباره تحریف قرآن در کتابهای گذشته‌شان  و به صورت روايات پراكنده بود، و بیشتر مردم بر آن آگاهی نمی‌یافتند تا اینکه نوری طبرسى در سال ۱۲۹۲ هجری در شهر نجف اين کتاب قطور را برای اثبات تحریف قرآن تالیف نمود، و نام آن را (فصل الخطاب فی إثبات تحریف کتاب رب الأرباب) نامید. کتاب فصل الخطاب دارای دو باب است:
اول: ادله تحریف قرآن (طبق مذهب شیعه)
دوم: رد کسانی که تحریف قرآن را قبول ندارند
طبرسی در این کتاب هزاران روایت آورده است تا ثابت کند قرآن اصلی قرآنی نیست که در دست مسلمانان است بلکه این قرآن مورد تحریف قرار گرفته و قرآن اصلی را مهدی با خود می آورد، وی با تایید و توثیق روایات تحریف قرآن می‌گوید: بدان این روایات از کتب معتبری نقل شده است که در اثبات احکام شرعی و آثار نبوی مورد اعتماد اصحاب ما است( فصل الخطاب ۲۴۹ )
نوری طبرسی در خلال بحثی طولانی و بررسی دقیق اقوال علمای خود با نقل‌های موثق می‌نویسد قول به تحریف و تغییر قرآن و اعتقاد به ناقص بودن، عقیده علمای بزرگ و محققان شیعه است که مورد اعتماد و الگوی آنها در دین هستند او پس از نامبردن بسیاری از علمای شیعه که قائل به تحریف بودند، پنج صفحه از کتاب را با اسامی آن علمای شيعه پر کرده است(فصل الخطاب ص ۲۵-۳۰).img_6846img_6847
وى همچنین در این کتاب روایات بسیاری برای اثبات ادعايش درباره این که قرآن تحریف شده است ذکر نموده، و بر مهمترین مصادر نزد علماى ديگر شيعه از کتابهای حدیث و تفسیر اعتماد کرده و از آنها صدها روایات منسوب به ائمه درباره تحریف بیرون آورده است، و ثابت کرده است که عقیده تحریف قرآن، همان عقیده علمای گذشته‌شان می‌باشد كه وى با گردآورى همه آنها اين ادعا را به اثبات رسانده. علامه طبرسى در کتاب خود می نویسد: بعضی از آیات قرآن مسخره و الکی(سخافه) ميباشد. مولف در مقدمه سوم کتابش اسامی علمای مذهب تشیع را که معتقد به وقوع تحریف در قرآن بودند را ذکر کرده است و از کسانی دیگر که قائل به تحریف هستند نام برده است. که در این میان میتوان به شیخ فضل بن شاذان اشاره کرد که در جاهای از کتاب «الایضاح» به تحریف قرآن اعتراف کرده و همچنین از علمای قدیمی‌تر مانند شیخ محمد بن الحسن شیبانی صاحب کتاب تفسیر: «نهج البیان عن کشف معانی القرآن» نام برده است.
طبرسى در همین کتاب برخی آیات و سوره‌ها را ذکر می‌کند و با استناد به احادیث و روایات مدعی می‌شود که این آیات و سوره‌ها از قرآن حذف شده‌اند!! به عنوان مثال ايشان به سوره‌اى اشاره كرده به نام سوره النورین که به اعتقاد او توسط عثمان از قرآن حذف گردیده است!!
به متن قسمتی از سوره النورین دقت کنید:
یا ایها الذین آمنوا بالنورین أنزلناهما یتلوان علیکم آیاتی ویحذرانکم عذاب یوم عظیم نوران بعضهما من بعضی وانا السمیع العلیم. إن الذین یوفون رسوله فی آیات لهم جنات النعیم (کذا) والذین کفروا …..الخ
ناگفته نماند این سوره علاوه بر اینکه در کتاب فصل الخطاب نوری طبرسی ذکر شده در کتب زیر نيز آمده است.
۱) کتاب منهاج البراعه نوشته علامه میرزا حبیب الله هاشمی خوئی ج، ۲ ص، ۲۱۷٫
۲) کتاب تذکره الائمه نوشته علامه محمد باقر مجلسی ص، ۱۹-۲۰ فارسی، چاپ ایران
علاوه بر این سوره‌ها اين، روحانيون شيعه در برخی از آیات قرآن نیز دست برده و در آن تغییراتی ایجاد کرده‌اند برای مثال آیت الکرسی را شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی که از محدثان شیعی قرن چهاردهم هجری است در کتاب  مفاتیح الجنان به صورت ديگرى ويرايش كرده است.
يكى از سوره هايى كه علامه طبرسى ادعا كرده از قرآن حذف شده سوره‌اى به نام ولايت ميباشد که در تصویر می‌بینید. وجود اين سوره‌ها و ادعاهايى كه اين علما و مخصوصا علامه طبرسى كرده حاوى نكات بسيار مهمى است كه به آنها اشاره می‌كنيم.image
١) اگر ادعاى اين علماى مسلمان صحيح باشد و اين سوره‌ها از قرآن حذف شده باشند، بزرگترين دليل در تحريف قرآن و باطل شدن ادعاى قرآن در معجزه بودن آن ميباشد. و خود به خود اين ادعاى قرآن كه از طرف خدا به محمد وحى شده و خدا آنرا از تحريف و نقصان مصون ميدارد بكلى بى اثر شده و به يك لطيفه تبديل ميشود.
٢) اما نكته مهم ديگر اين است كه اگر ادعاى اين علماى مسلمان صحيح نباشد و آنها اين سوره‌ها را خودشان نوشته باشند، باز هم ادعاى قرآن در مورد تحدى آوردن سوره‌اى مثل قرآن را باطل ميكند و بازهم ادعاى الهى بودن قرآن بى اثر ميشود.
زيرا وقتى به اين راحتى كسانى كه خود را مومن به قرآن و پيرو دستورات قرآن ميدانند، بتوانند سوره‌هايى را بنويسند و آنها را منسوب به قرآن كنند خود بزرگترين دليل براى كودكانه بودن ادعاى قرآن در تحدى و همانند آورى ميباشد.
با خواندن اين نكات بسيار ساده و اما بسيار مهم ميتوان براحتى ادعاى غير الهى بودن قرآن را اثبات كرد و ادعاى اسلامگرايان در مورد معجزه بودن اين كتاب را به چالش كشيد. اين نتيجه‌گيرى نه از سوى ما بلكه بر اساس ادعاى بزرگترين علماى مسلمان بدست آمده است و كسانى اين ادعاها را مطرح كرده اند كه خود را جزو دانشمندان علوم اسلامى و تبيين كننده و تفسير كننده آيات قرآن ميدانند. در این لینک لیستی از بزرگترین روحانیون شیعه را می‌بینید که قائل به تحریف قرآن بوده‌اند.
علامه طبرسی در كتاب فصل الخطاب فی اثبات تحريف كتاب رب الارباب – ص ۳۴ راجع به شيخ طوسی از بزرگترین علمای شیعه و صاحب ۲ کتاب از ۴ کتاب معتبر شیعه(کتب اربعه), و کتاب تفسير التبيان ایشان می‌گويد:img_6835

لا يخفى على المتأمل في كتاب التبيان أن طريقته فيه على نهاية المداراة والمماشاة مع المخالفين، فإنك تراه اقتصر في تفسير الآيات على نقل كلام الحسن وقتادة والضحاك والسدي وابن جريج والجبائي والزجاج وابن زيد وأمثالهم ولم ينقل عن أحد من مفسري الإمامية ولم يذكر خبرا عن أحد من الأئمة عليهم السلام إلا قليلا في بعض المواضع لعله وافقه في نقله المخالفون بل عد الأولين في الطبقة الأولى من المفسرين الذي حمدت طرائقهم ومدحت مذاهبهم وهو بمكان من الغرابة لو لم يكن على وجه المماشاة فمن المحتمل أن يكون هذا القول منه نحو ذلكومما يؤكد كون وضع هذا الكتاب على التقية. ما ذكره السيد الجليل علي بن طاووس في سعد السعود وهذا لفظه: نحن نذكر ما حكاه جدي أبي جعفر بن الحسن الطوسي في كتاب التبيان وحملته التقية على الاقتصار عليه من تفصيل المكي من المدني والخلاف في أوقاته.
ترجمه به اختصار:
بر كسي مخفی نیست كه اگر در كتاب تفسير تبيان شيخ طوسی (كه در آن ادعا شده قرآن تحريف نشده است) تامل بكند اين كلام او بخاطر مدارا و مماشات با مخالفان (اهل سنت) است و در آن می‌بينی كه برای تفسير آيات اقتصارا نقل كلام از قتاده و ضحاك و ابن جريح و جبايی و ابن زيد می‌كند و از احدي از مفسرين اماميه چيزی نقل نمی‌كند و از ائمه عليهم السلام خبری نمی‌آورد مگر به تعداد اندك و در برخی مواقع با مخالفان موافقت می‌كند. اگر اين كار ايشان بر وجه مماشات نباشد پس يحتمل اين است كه اين قول از او مانند آن باشد و تاكيد می‌شود كه وضع و تاليف اين كتاب بر اساس تقيه بوده است. دليل هم برای اين گفته كلام سيد طاووس در سعد السعود است و اين لفظش است: ما بيان می‌داريم كه آنچه جدّ من شيخ طوسی در كتاب التبيان بيان كرده بر تقيه حملش می‌كنيم.
نام کتاب: سعد السعود نویسنده: السيد بن طاووس جلد: ۱ صفحه : ۲۸۶

بر طبق این ادعا شیخ طوسی که در واقع بزرگترین عالم شیعیان میباشد نیز قائل به تحریف قرآن بوده ولی با توسل به تقیه, کتابی را در رد تحریف قرآن نوشته است.
 در پایان ذكر اين نكته را ضرورى ميدانم كه در ميان علماى برجسته شيعه تنها علامه نورى طبرسى نيست كه درمورد تحريف قرآن كتاب نوشته بلكه تعداد زيادى از علماى شيعه اقدام به نوشتن كتابهايى در اينمورد كرده‌اند كه که در این لینک میتوانید نام آنها و کتبی که نوشته‌اند را بخوانید. و اما طبق معمول روحانيون در اينباره, باب تقيه و دروغ را باز می‌بينند و با هزار دوز و كلك سعى در ماله كشى و كتمان اين حقيقت روشن دارند و بعنوان مثال روايات فراوان كتاب فصل الخطاب كه به آن اشاره كرديم را روايات ضعيف مينامند در صورتى كه در شرح حال علامه نورى ديديد كه ايشان از مسلط ترين و دقيق ترين علماى شيعه در علم حديث ميباشند و استفاده چنين شخصى از روايات ضعيف آنهم در كتابى به اين اهميت غير ممكن ميباشد و اين ادعاى آخوندهاى شيعه در اينباره بسيار مضحك و کودکانه است.

7 thoughts on “اثبات تحريف قرآن توسط یکی از بزرگترین علماى شيعه

  1. شیعیان نخستین در ابتدا به دلیل ذکر جزییاتی مانند نام زید و یا ابولهب (عبدالعزی عموی محمد ) و نیامدن حق امامت بلافصل علی در قرآن قایل به تحریف قرآن و حذف آیات و گاها سوره های مرتبط با ولایت علی بودند اما به دلیل تکفیر شدن و محجور ماندن در میان سایر گروه های مسلمانان به تلبیس دیگری افتادند و مانند امامانشان در یک حرکت مزورانه و منافقانه ، شیعیان دوره ها و نسلهای بعدتر شروع به تقیه نمودند و ظاهر ایات را به همین شکل پذیرفته اما تفاسیر را دچار تغییر و تحریف کردند و مثلا از آیه اولوالامر ولایت علی را دریافتند و از لعن الله علی الجبت و الطاغوت حکم لعن بر ابوبکر و عمر را بیرون کشیدند و… اما شاید جزو معدود دفعاتی است که حق تا اندازه ای با همان شیعیان نخستین باشد که به درستی دریافته اند که قرآن دچار تغییر و تحریف و تقطیع شده است.

    اسلام همانا زوال عقل و انسانیت است برای امری تباه و پوچ و رسیدن به بهشتی موهوم

  2. درود دکتر
    ۱ چه کسی این اطلاعات رو در اختیارمحمد قرار داده ۲ ایا محمد واقعا بی سواد بوده ۳ درست که قران اشتباه هم زیاد داره ولی قبول دارین در۱۴۰۰ سال پیش برای یه شخص بی سواد گفتن اینها خیلی عجیب بوده۴ ایا قبول دارید محمد (پیامبر نه) ولی ادم با هوشی بوده چرا که الان ۹۰ درصد مردم اصلا به این چیزها فکر هم نمیکنن ودو میلیارد ادمو سرکار گذاشته
    باتشکر از سایت خوبتون اگر ممکنه جواب این سوالها رو بدین

    1. درود شاهرخ جان
      فراموش نکن محمد پونزده سال رئیس کاروان تجاری بوده
      و در این مدت طولانی به اقسا نقاط جهان سفر کرده و با فرهنگ ها و عقایدشون اشنا شده
      ۲- خیر سواد داشتن
      اخه مگه میشه رییس کاروان تجاری بی سواد باشه
      برای دلایل بیشتر اینجارو بخون
      https://zandiq.com/2009/03/26/ommi-bodane-mohammad/

    2. درود
      شاهرخ گفتي که”چه کسي اين اطلاعات را در اختيار محمد قرار گذاشت”دوست عزيز محمد چيزي جديدي رو نياورد به جز جهاد و خمس(که معلول حکومت محمد بودن)قصص قران مانند طوفان نوح،خلقت ادم و…محمد انها رو از تورات کپي کرده البته با کمي شايد به علت فراموش کردن يا…باشد

    1. دوست نازنين
      شما ظاهرا معناى تحريف را هنوز نميدانيد….
      هرگونه تغيير – نقص يا زيادت در مطلبى يا نوشتارى، تحريف نام دارد.
      حال با توجه به معناى تحريف كامنت خودتان را دوباره بخوانيد.

پاسخ دهید