آيا بايد كل ماه رمضان را روزه گرفت

Print Friendly, PDF & Email

آيا بايد كل ماه رمضان را روزه گرفت و بدن خود را در معرض هزاران بيمارى و مشكل قرار داد؟
آيا در قرآن كه كتاب مرجع مسلمانان است به روزه يك ماهه توصيه شده است يا اينكه اين فقيهان مسلمان هستند كه اين موضوع را به خورد مسلمانان داده اند؟

در متنى كه سایتها و رسانه های منتسب به حوزه آورده اند, آيات ١٨٣ تا ١٨٦ از سوره بقره را آورده اند و به اين آيات براى اثبات روزه ٣٠ روزه يا همان ماه كامل استناد كرده اند.

ما هم براى روشن شدن موضوع همان آيات را با ترجمه مينويسم و اين موضوع را بررسى ميكنيم.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر پيشينيان شما مقرر شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد (۱۸۳).

در آيه ١٨٣ سوره بقره گفته شده است كه روزه بر شما مقرر شده همانطور كه بر پيشينيان شما مقرر شد كه پيشينيان اشاره به يهوديان و مسيحيان دارد زيرا در قرآن اين اديان را اديان ماقبل از اسلام به حساب آورده اند و از

آنجايى كه همه ميدانيم در هيچكدام از اين دو دين روزه گرفتن ١ ماه كامل وجود ندارد و روزه هاى آنها تنها چند روزى و به قولى تا ٦ روز ميباشد.

اگر اين آيه را در نظر بگيريم و دستورى كه در اين آيه وجود دارد ميبينيم كه اگر مسلمانان هم بايد مانند دو دين قبلى روزه ميگرفتند بايد به تبعيت از آنها همان چند روز يا حداكثر ٦ روز را روزه بگيرند. اما در آيات بعدى به وضوح

اين مقدار را روشن و واضح توضيح داده است.

به سراغ آيه ١٨٤ ميرويم:
أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۸۴﴾

ترجمه: روزه در روزهاى معدودى بر شما مقرر شده است اگر كسى از شما بيمار يا در سفر باشد تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانى كه [روزه] طاقت‏ فرساست كفاره‏ اى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس

به ميل خود بيشتر نيكى كند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانيد روزه گرفتن براى شما بهتر است(۱۸۴).

خوب در اين آيه گفته است كه اياماً معدودات كه معادل فارسى آن ميشود چندروز. در ادامه آيه ميگويد اگر مريض بوديد يا در مسافرت به سر ميبرديد، تعدادى از روزهاى ديگر را روزه بگيريد.

اينجا تاكيد دوباره اى كرده در مورد همان روزهاى معين و محدود كه اگر نتوانستيد، چند روز ديگر در زمانى ديگر بگيريد. خوب كجا نوشته اگر نتوانستيد يك ماه ديگر يا بنا بر فتواهاى من درآوردى ٦٠ روز و ……. اما فقهاى مسلمان

ميگويند اين اياماً معدودات يعنى ٣٠-٢٠ روز كه كل ماه است.

اما آيا اشاره به اياماً معدودات فقط در همين يك آيه از قرآن نوشته شده است؟؟

پاسخ خير است. در دو آيه ديگر نيز به اياما معدودات اشاره شده كه در آيه ٢٠٣ همان سوره بقره اياماً معدودات را مشخص كرده است و از آنجايى آيات قرآن به وضوح و سادگى براى فهم اعراب ١٤٠٠ سال پيش نوشته شده است و

خود قرآن در مورد آياتش ميگويد:

(بعضاً يفسر بعض) يعنى آيات همديگر را تفسير ميكنند.

ما هم با توجه به اين موضوع به سراغ آيه ٢٠٣ سوره بقره ميرويم تا ببينيم معنى اياماً معدودات چه هست!

وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۰۳﴾

ترجمه: و خدا را در روزهايى معين ياد كنيد پس هر كس شتاب كند در دو روز گناهى بر او نيست و هر كه تاخير كند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نيست [اين] براى كسى است كه [از محرمات] پرهيز كرده باشد و از

خدا پروا كنيد و بدانيد كه شما را به سوى او گرد خواهد آورد(۲۰٣).

باتوجه به آیه ای که در قسمت قبل ارائه شد اياماً معدودات دو روز نيست و بيشتر از ٣ روز هم نيست. پس در آيه {١٨٣/١٨٤} توصيه به روزه همانند اديان قبل و در روزهاى معين (محدود) شده است و با توجه به آيه ٢٠٣ آن روزهاى

محدود ٣ روز ميباشد و نه یک ماه كامل.

در واقع اين فمن تعجل في يومين قرينه است بر اينكه اعراب از اياما معدودات عدد ٣ را مى فهميده با همان سابقه ذهنى نويسنده قرآن با آنها درباره عدد روزه نيز صحبت مى كند.حال ببينيم اين روزه یک ماه را از كجا آورده اند و

به خورد مردم داده اند؟

يكى از مسائلى كه هميشه فقها و روحانيون بوسيله آن قوانين و احكام من درآوردى به خورد مردم ميدهند:

عدم درك كامل مردم از قواعد و قوانين و حتى ترجمه لغات عربى است، حتى در كشورهاى عربى اين مسئله صدق ميكند به چند دليل كه يكى از مهمترين آنها سواد كم مردمان اين مناطق بوده است. و البته موارد ديگرى كه در

فرصت مناسبى به آن خواهيم پرداخت.

آيه ديگرى كه به آن استناد ميشود آيه ١٨٥  سوره بقره است كه نكته اى كه در مورد زبان عربى به آن اشاره كرديم در اين آيه نهفته است.آيه و ترجمه اش را خواهيم نوشت و سپس توضيحات كامل را در ادامه مينويسيم.

شهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ

هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴿۱۸۵﴾

ترجمه: ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى ] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درك كند بايد آن را روزه

بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مى‏ خواهد و براى شما دشوارى نمى‏ خواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده

است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد(۱۸۵).

در اينجا و قبل از ادامه اين بحث و توضيحاتش يك مسئله مهم را بايد مد نظر داشت:

در آيه اول: كتب عليكم الصيام، از كلمه (صيام) استفاده شده كه معناى آن ميشود عمل روزه گرفتن ولى در آيات بعدى از كلمه (صوم) استفاده شده است كه ميشود روزه.  پس تفاوت ماهوى بين اين دو كلمه وجود دارد. اعراب در آن

زمان روزه هاى زيادى داشتند از جمله روزه سكوت، روزه تنهايى و .. كه در قرآن به برخى از آنها در نقل داستان پيامبران قبل اشاره شده است

تنها مسئله اى كه فقها و روحانيون به آن براى روزه يك ماه كامل استناد ميكنند آيه ١٨٥ سوره بقره و قسمتى از آيه است كه ميگويد:فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ

ترجمه: هركسى از شما ماه رمضان را درك كرد روزه اش را بگيرد.

حال نكته مهم اينجاست كه بايد پرسيد كدام روزه ماه رمضان؟؟

پاسخ اين است كه همان روزه اى كه در آيات قبلى به آن اشاره كرده بود و مقدار آن را نيز تعيين كرده بود. و براى اثبات اين ادعا ادامه همين آيه را مى آوريم:

وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ

ترجمه: و اگر كسى مريض و يا در مسافرت بود چند روز در زمانى ديگر بگيرد.اگر قرار بود روزه كل ماه باشد كه اينجا بايد ميگفت اگر مريض يا در سفر بود يك ماه ديگر بگيريد و نمى گفت چند روز ديگر.

بازهم براى قانع شدن ادامه آيه را ميخوانيم:

يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ

ترجمه: خدا براى شما آسودگى ميخواهد و نه سختى.

در اينجا سئوال ما از روحانيون و فقهاى مسلمان است كه نخوردن آب و نياشاميدن در صحراى سوزان حجاز آسان بوده يا سخت؟؟

اگر بگوييد سخت بوده كه مخالف اين قسمت از آيه است، و اگر بگوييد آسان بوده كه بايد به عقلتان شك كرد!!

براى اينكه از اين بحث و مطالبى كه تاكنون نوشته ايم نتيجه بگيريم به صورت خلاصه مطالبى كه تا اينجا در موردش بحث شد را به صورت شماره گذارى شده مينويسيم:

روزه رمضان سه روز است نه كل ماه، به دلايل زير:

سه آيه پياپى در مورد روزه است(١٨٣-١٨٤-١٨٥ سوره بقره) اولين آيه وجوب روزه گرفتن را بيان ميكند.

دومين آيه تعداد روزهاى آنرا و سومين آيه به بازه زمانى آن اشاره دارد به هنگام ترجمه معناى هر سه آيه را بايد در نظر گرفت و هر سه را با هم معنا كرد نه اينكه قسمتى از آنرا ترجمه كرد و نتيجه گرفت.  وقتى در آيه سوم مى

گويد روزه گرفتن رمضان، در آيه قبليش گفت كه مراد أياما معدودات است آيه قبلى را نبايد از كار انداخت و بايد به آن توجه كرد.

در «أياماً معدودات» أيام  جمع مكسر است حداقل بر سه دلالت دارد براى بيش از آن دليل قانع كننده لازم دارد كه روحانيون قادر به آوردن آن نيستند.

بنابر تاكيد خود قرآن، نويسنده آن با كسى شوخى ندارد كه معما و چيستان نوشته باشد و مطالب را به سادگى تمام و بدون نياز به هيچ تفسير و تأويلى ارائه كرده است. اگر منظور سى روز باشد يا يك ماه كامل باشد بايد از كلمه

چند هفته استفاده ميشد و نه چند روز، چند روز براى اشاره به كمتر از هفته است كه نه تنها در زبان عربى بلكه در تمامى زبانهاى دنيا همينگونه است. در آيه سوم (١٨٥) مى گويد يريد الله بكم اليسر آيا ٣٠ روز روزه در صحراى

سوزان کار آسانى است؟؟ مسلماً خير

در ادامه آيه سوم مى گويد و لتكملوا العدة يعنى بايد عدد روزه تكميل شود و پى در پى باشد همانطور که در باب طلاق مى گويد بايد پى در پى باشد(و أحصوا عدة) اگر مراد از عدد، ٣٠ باشد، زنان تا قبل از يائسگی هيچ وقت نمى

توانند عدد را تكميل كنند چون حيض، مانع پى در پى بودن مى شود. و در واقع اين حكم هم غير عاقلانه و هم غير اجراست. چگونه روحانيون معتقدند اين احكام از طرف خداست ولى نه عاقلانه است و نه قابل اجرا؟