امام زمان شيعيان، بزرگترین دروغ تاریخ

Print Friendly, PDF & Email
اين مقاله در واقع وام گرفته اى (با ويرايش و اضافاتى از سوى نويسنده) از مطالب مهم كتابى است به نام (عجيب ترين دروغ تاريخ) كه با بررسى هاى دقيق عقلى و نقلى، وجود امام دوازدهم شيعيان يا همان مهدى غايب را نفى كرده و موجوديت چنين شخصى را زاده تخيل روحانيون شيعه دانسته و ازين رو دروغ بزرگ روحانيون شيعه را در مورد وجود امام زمان افشا ميكند.
افسانه امام زمان كه سرتاسر خرافه و دروغ پردازى روحانيون شيعه براى داشتن دليل بر زندگى زالو وار خود و ارتزاق از حاصل دست رنج پيروان تشيع است، در واقع پاشنه آشيل اين مذهب و متولیان آن, ميباشد.

با افشاى دروغين بودن اين داستان، كاخ پوشالى ساخته شده از خرافات بر روى جهل و نادانى پيروانش، به خاكستر تبديل خواهد شد. من با ويرايش قسمتهائى از متن اصلی, آنرا در این مقاله خلاصه کرده و خدمت شما ارائه خواهم كرد.
پیرامون شخصیت محمد بن حسن عسکری يا همان امام مهدى، معین بودن مادرش که آیا کنیز بوده یا آزاده، چگونگی دوران باردارى، زمان تولدش، کیفیت رشد و نمو او، محل اقامت و بازگشت او به شکل پیر یا جوان، مدت حکومت او، مدت غیبتش، علت غیبـتش، امکـان رؤیـت او توسط اشخاصى در زمـان پـدرش، شـک و تردیدھای پیرامون نائبانش، ضعیف بودن روایاتی که بـر ولادتـش دلالـت مـیکنـد،  بیخبری بسیاری از شیعیان گذشته از او و کارھایی که ھنگام خروج انجام میدھـد، بالاخره غایب بودن او برای مدت طولانی و اقدام شیعیان به انتقال صـلاحیتھای او بـه علمای مجتھد، اختلاف و کشمکش زیادی هميشه در ميان فرقه هاى مختلف تشيع و روحانيون بزرگ و كوچيك اين مذهب هزار فرقه وجود داشته و دارد.
محمد رضا مظفر میگوید: عقیده ما در مورد مجتھد جامع الشرایط این است که در زمان غیبت نائب امام ؛ باشد، پس مجتھد حاکم و رئیس مطلق است و در قضاوتھا و رفع اختلافات میان مردم مثل امام است و کسی که او را رد کند مانند این است کـه امام را رد کرده باشد، و رد امام مثل رد خداوند متعال است، و این در حد شرک به خدا است!!
ھمچنانکه در حدیثى از امام صادق نقل شده است که:
مجتھد جامع الشرایط تنھا در فتوا مرجع نیست بلکه ولایت عام دارد، و حق حکم و قضـاوت و فصـل میان مردم را دارد، و این از ویژگیھای او اسـت و جـز بـا اجـازه او کسـی حـق نـدارد، ھمچنانکه اجرای حد و تعزیرات جز با امر و حکم او انجام نمیشـود، و در امـوالی کـه حق امام است، حق دارد و این منزلت و ریاست را امام ؛ به مجتھد جامع الشـرایط داده است تا در زمان غیبت نائب او باشد. بنابراین نائب امام نامیده میشود.(عقائد الامامیة، مظفر، ص٣٤-٣٥)
با استناد به اين حديث، شیعیان به تشکیل دولت و احكام اجتهادى من درآوردى فقهايشان اقدام کردند که در نظـر بسیاری از شیعیان جز از طرف مھدی منتظر، اجرای آنھا درست نیست و برخلاف اصول مذهبشان ميباشد
يكى از بزرگترين علماى شيعه، آیت الله محمد آصـف محسـنی در مورد استفاده شيعيان از امام زمان در زمان غيبت مـیگویـد: امکـان بھره گرفتن ما در مسائل دینی از امام زمان در زمان غیبت چیزی اسـت کـه جـز فـرد بیعقل, آن را قبول نمیکند(مشروعة بحارالانوار، ص٢٢٣ / ج ٢)
پس چه فرقی میان قتل و مرگ و غیبت او برای شیعه وجـود دارد؟! چـرا کـه آنھـا حتی در زمان غیبت صغری بھره ای دینی از او نمیبرند، و تنها بهره آنها اين بود كه حاصل دسترنج خود را دو دستى به نواب اربعه ايشان به نام سهم امام تقديم كنند كه آنها بدون ريخت قطره اى عرق جبين، امورات زندگى مرفح خود را بگردانند.
صدالبته تمام اين فرضيات زمانى قابل قبول است كه ما پيش فرض تولد او را پذيرفته باشيم. آيت الله خمینی در مورد رسالت پيامبران در كتاب مختارات الحديث میگوید: ھر پیامبری برای اجرای عدالت آمده اسـت و ھـدف آنھـا اجـرای عدالت در دنیا بوده است ولی موفق نشدند!! حتی محمد خاتم پیامبران که بـرای اصلاح و پاک کردن بشر و اجرای عدالت آمده بود، او نیز موفق نشد!! و کسـی کـه بـه معنای واقعی کلمه پیروز خواھد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواھد کرد، مھـدی منتظر است!(مختارات من احادیث و خطابات الامام الخمینی، ج ٢ ص ٤٢)
سؤال مھم که در اینجا پیش میآید، این است که:
اگر بپذيريم كه بنابر به اعتقاد مسلمانان، محمد آخرين پيامبر و تكميل كننده دين خدا بوده و قرآن را براى هدايت بشر آورده است، موفق نبوده و رسالتش شكست خورده، چگونه بايد انتظار پيروزى در اين رسالت را از شخصى داشت كه نه تولدش اثبات شده، نه موجوديتش قابل اثبات است و نه هيچگونه مدرك عقلى و منطقى دال بر وجود خود يا رسالتش در دست است؟؟
ببينيد با كمى تفكر و تعمق در اين مسئله و ادعاى اسلامگرايان شيعه در مورد اين شخص، به راحتى ميتوان بر موجوديت او خط بطلان كشيد. ولى بگذاريد با بررسى بيشتر و با سركشى بر كتابهاى خود علماى شيعه نكاتى را برملا كرد كه تاكنون كسى درصدد افشاى آنها نبوده است. ما با بررسى بيشتر اين موضوع ميخواهيم بـه طـور آشـکار بـه حقیقتـی برسيم که قبول آن برای شیعیان بسیار سخت اسـت و آن ایـن اسـت کـه مهدى يك شخصیت توھمی غائب است نه يك منجى كه در اكثر اديان به او اشاره شده است
در ابتداى اين مقاله و قبل ورود به بحث ميپردازيم به بيوگرافى كامل مهدى شيعيان يا همان امام زمان, نخست نامهای او را كه در كتب مختلف شيعيان به آنها اشاره شده را از نظر ميگذرانيم.
مھدی، محمد، قائم، غائب، صاحب، حجت، خائف، خلف، ابوصـالح، ناحیـه مقـدس، آواره، صاحب ُکره اسب سفید و یاور و کمک و نامھای فراوان دیگر تا جـایی کـه تعـداد آنھا به ١٨٢ اسم در كتابها و احاديث شيعيان میرسد. علامه نوری طبرسی از روحانيون نامدار شيعه تمامى آنها را در كتاب {النجم الثاقب ..} ذکر میکند(النجم الثاقب فی احوال الحجه الغائب، علامه نوری طبرسی، ص٢٦٦)
ھمچنین از نامھای او، نام چھل و ھفتم او چنانکه امام نووی(از علماى بزرگ اهل سنت) میگوید، خسرو مجـوس است، تا آنجا كه ميدانيم اعراب ايرانيان را بدليل احترام به آتش، مجوس يا آتش پرست خطاب ميكردند، حال سئوال اينجاست كه چگونه مجوس به صاحب زمان نفوذ پیدا کرده است! و چگونه لقب اوخسرو مجوس شده است ؟؟
 ھمچنین از نامھـای او: اقیذمو، ایزدشناس، ایستاده، پرویز، بنده یزدان، خجسـته، فیـروز، خداشـناس، سـروش ایزد، زندافریس، شماطیل، فرخنده و کوکما است(تعجب كردن شما از خواندن اين نامها عجيب نيست) و سایر نامھای که نوری طبرسی در کتاب بسيار معروف خود به نام »النجم الثاقب في أحوال الحجة الغائب« ذکر کرده است.
حال ميخواهيم بدانيم كه دليل نامیدن مهدی به این اسم چيست؟
شیعیان دوازده امامی در مـورد مھـدی اخـتلاف زیـادی دارنـد، نخسـت در مـورد اسمش اختلاف دارند.
اما در روايتى عجيب از امام جعفر صادق- روایت کرده اند که در مورد مهدى ميگويد: صاحب این امر(امام زمان) مردی است که جز کافران اسم او را نمینداند (الکافی، کلینی ٣٣٣/١؛الانوار النعمانیة، جزائری ٥٣/٢؛ الإمامة و التبصرة، ص١١٧، وسائل الشیعة، ٢٣٨/١٦)
و در روايتى عجيبتر امام باقر اززبان امام على میگوید: عمر در مورد مھدی سؤال کرد و پرسید: ای پسـر ابوطالب، به من بگو که اسم مھدی چیست؟ گفت: اسمش را نمیگویم، چون دوست و رفیقم از من عھد گرفته که تا زمانی که مبعوث نشود، اسمش را نگویم، و ایـن چیـزی است که خداوند علم آن را به رسولش داده است( الاصابه و التبصره، ابن بابویه قمی، ص١١٧؛ بحار الانوار ٣٣/٥١؛ کمال الدین ص٦٤٨)
و اما در روايتى كه متناقض با روايات قبلى است از ابو محمد، حسن عسکری روایت کرده اند که او به مادر مھدی گفت: تو به يك پسر حامله خواھی شد که اسمش محمد خواھد بود و او بعد از من میآید( الأنوار النعمانیة، ٥٥/٢؛ کمال الدین و تمام النعمة، صدوق، ص٤٠٨؛ بحار الانوار ٢/٥١)
حالا قضاوت بر عهده انسانهاى خردمند و عاقل، یک بار میگویند امام حسن عسکری اسم او را محمد نامیده و یـک بـار مـیگوینـد کـه جز افراد كافر نام او را نميدانند!
حال تكليف اين همه شيعه زاده اى كه نام او را ميدانند چيست؟ بالاخره اين بينواها كافرند يا مسلمان ؟؟
زمان ولادت امام مهدى
برخى از روحانيون شيعه گفته اند که در ھشتم ذی القعده سال ٢٥٧ھـ يا سال ٢٥٨ھـ برخى ديگر اما تولدش را یا نیمه شـعبان سـال ٢٥٥ھـ یا سال ٢٥٢ھـ و اما تعدادى ديگر نيز روز تولد او را ھشتم شعبان سال ٢٥٦ھـ یا نیمه رمضان – بدون اینکه سال را مشخص کنند- به دنیا آمده است…!!(فرق الشیعة از نوبختی، ص١٠٣؛ المقالات و الفرق، قمی ص١١٤؛ الفصول المختاره از شيخ مفید، ص٢٥٨؛ کمال الدین از شيخ صدوق، ص٤٣٢؛ الغیبة، از شيخ طوسی، ص٢٢٩-٢٥١، بحار الانوار از مجلسى  ٢/٥١، ٤، ١٥، ١٦، ٢٢، ٢٣)
 آیا جسم مهدى قابل رؤيت است؟؟
شاید خواننده از این سؤال تعجب کند ولی این حقیقتی است که در کتابھای شیعه روایت شده است. از ریان بن صلت نقل شده که گفت: از ابوالحسـن رضـا شـنیدم کـه گفت: – در مورد قائم سؤال شد – گفت: جسمش قابـل دیـدن نیسـت و نـامش قابـل نامیدن نیست!!(الإمامة والتبصرة، از ابن بابویه اقمی ص١١٧؛ الکافی از کلینی، ٣٣٣/١؛ کمال الدین، شيخ صدوق، ص٣٧٠؛ وسائل الشیعه، از حر عاملی، ٢٣٩/١٦)
چگونه جسم او رشد ميكند؟
از ابوالحسن؛ نقل شده که گفت: ما گروه جانشینان و اوصیای پیـامبر در یک روز به اندازه یک ھفته دیگران رشد میکنیم!(مدینة المعاجز، از ھاشم بحرانی، ٢٥/٨؛ دلائل الإمامة، ص٥٠١؛ بحار الانوار  از مجلسى ٢٧/٥١)
و از ابوالحسن ؛ نقل شده که گفت: »بچه ھای ما وقتی یک ماه بر آنھا میگذرد گویی که یک سال بر آنھا گذشته است«(روضة الواعظین، ص٢٥٩، کمال الدین تمام النعمة، ص٤٢٩)
و از ابوالحسن نقل شده که گفت: »ما جماعت ائمه در یک روز به اندازه یـک سـال دیگران رشد میکنیم«(الغیبة، شيخ طوسی، ص٢٩٣؛ بحارالانوار، ٢٩٣/٥١، الخرائج و الجرائح، ٤٦٦/١)
و این روايات متناقض و بى سر و ته در كتابهاى حديث جماعت عبا و عمامه و خرافات، پایان و انتھا ندارند…!!
مکان و جای مهدی
برخی گفته اند که در مدینه زندگی میکند(الکافی، کلینی، ٣٢٨/١)
برخی نیز گفتـه انـد کـه در جبـل رضوی است(كتاب الغیبة از شيخ طوسی، ٥٤-٥٥
 عده ديگرى ميگويند كه: در مکه و ذی طوی است و نیـز اينكه در سردابى(زير زمين) در سامرا میباشد(مستدرک سفینة البحار، از علامه شاھرودی، ٣٦١/٤)
تا جایی که شاعر میگوید: ای کاش میدانستم که کجایی و بلکه در کدام سرزمین ھستی. آیا در سرزمین رضوی ھستی یا در ذی طوی؟ خیلی برایم ناگوار است که ھمه مردم را میبینم ولی تو از دیدھا پنھانی!! و حتی نجوای تو را، و صدای پای تو را نمیشنوم!!(مشھدی، المزار: ص:٥٨٠-٥٨١)
امام زمان به چه صورتى ظهور ميكند؟؟
از مفضل روایت شده که گفت: از امام صادق ؛ پرسیدم: سرورم آیا مھدی به صـورت جوان بر میگردد یا به صورت پیر؟ گفت: سبحان الله، تو چگونه این را نمیدانی، او در ھر شکل و صورتی که بخواھد بر میگردد و ظاھر میشود(بحار الانوار، ٧/٥٣؛ الزام الناصب، ٢٢٣/٢)
سپس در روایت دیگری آمده که او به شکل یک جوان ٣٢ ساله ظھور میکند(الغیبة، نعمانی، ص١٩٥؛ معجم احادیث المھدی، ٧٧/٤)
اما روايتى دیگر هست كه ميگويد: او به شکل یک پسر ٥١ ساله ظھور میکند(تاریخ ما بعد الظھور، از آيت الله صدر، ص٣٦١)
روايت در اين زمينه آنقدر متناقض و فراوانند كه ميتوان از آنها يك كتاب تهيه كرد و تنها به يكى ديگر از آنها اشاره ميكيم كه ميگويد: او به شکل یک جوان موفق ٣٠ ساله ظھور میکند(الغیبة، از شيخ طوسی، ص٤٢٠؛ بحار الانوار از علامه مجلسى، ٢٨٧/٥٢)
توضیح: تمامی منابع با رنگ قرمز مشخص شده اند.

دیدگاهتان را بنویسید