داستان مضحك حضرت لوط و دخترانش در قرآن

Print Friendly, PDF & Email
در قرآن وقتى كه داستان قوم لوط بيان شده است، ميخوانيم  كه وقتى فرشتگانى براى هلاك قوم لوط رفتند و نزد لوط مهمان بودند، چون فرشتگان بصورت پسرانى زيبا بودند قوم لوط جمع شدند كه با آنان لواط كنند:
وَجَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ-۶۷ قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُونِ-۶۸ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَلاَ تُخْزُونِ-۶۹ قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِينَ-۷۰ قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ-۷۱

ترجمه: و مردم شهر شادى كنان روى آوردند (۶۷) ]لوط[ گفت اينان مهمانان من هستند، مرا رسوا مكنيد (۶۸) و از خدا پروا كنيد و من را خوار نسازيد(۶۹) گفتند آيا تو را از مردم بيگانه منع نكرديم (۷۰) گفت اگر ميخواهيد انجام دهيد[عمل جنسى] اينان دختران منند[با آنها انجام دهيد] (۷۱).
قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ (حجر ۷۱)
ترجمه: لوط گفت اينان دختران منند اگر مى‌خواهيد عمل(جنسی) انجام دهيد. مشاهده می‌كنيد كه, لوط دخترانش را به مردم شهر عرضه مى‌كند كه دسته جمعى با آنان رابطه‌ى جنسى برقرار كنند و از ميهمانانش بگذرند.
آيا در اين رفتار لوط اثرى از انسانيت مى‌بينيد چه رسد به پيامبرى؟
اولا: اين چه تعصب افراطى است كه شخص حاضر باشد دخترانش را بدست قوم لواط گر بدهد تا ميهمانانش اذيت نشوند؟ مگر دخترانش انسان نيستند؟
ثانيا: فرستادگان در آيات قبل به لوط گفته بودند كه ما فرستاده‌ى خدا هستيم و براى عذاب كردن قومت آمده‌ايم. بر اين اساس لوط بايد مى‌دانست كه قومش نمى‌توانند با آنان لواط كنند و نيازى به عرضه‌ى دخترانش نيست.
ثالثا: اين آيات نيز شأن زن را در اسلام نشان مى دهد. زنان حتى دختران لوط وسيله ى شهوترانى مردانند و نيازى به رضايت خودشان هم نيست.
واقعيت اينست كه اين داستان ضد انسانى در تورات آمده است و محمد هم بدون دقت و اصلاح، آنرا به قرآن منتقل كرده است:
ترجمه: از تورات (كتاب خلقت):” مردان شهر سدوم، پير و جوان، از گوشه و كنار شهر، منزل لوط را محاصره كرده، فرياد زدند آن دو مرد را كه امشب مهمان تو هستند، پيش ما بياور تا به آنها تجاوز كنيم. لوط از منزل خارج شد تا با آنها صحبت كند و در را پشت سر خود بست. لوط به ايشان گفت: دوستان، خواهش مى‌کنم چنين كار زشتى نكنيد ببينيد، من دو دختر باكره دارم. آنها را به شما مى‌دهم. هر كارى كه دلتان مى‌خواهد با آنها بكنيد؛ اما با اين دو مرد كارى نداشته باشيد، چون آنها در پناه من هستند.”
وجود اين داستان در تورات و قرآن دليلى بر غير الهى بودن هر دوى آنهاست.
 و زشتى ديگر اينست كه مترجمان و مفسران فريبكار خواسته‌اند اين داستان زشت را اصلاح كنند و مثلا در ترجمه آورده اند كه “بياييد با دختران من ازدواج كنيد”
چطور ممكن است مردم يك شهر با دو دختر ازدواج رسمى شرعى داشته باشند؟
مگر ميشود دو دختر را همزمان به عقد ازدواج يك عده درآورد؟؟؟
اگر كسى بيايد و براي رهايى از آزار مهمانانش به آنها بگوید با دختران من عمل جنسى انجام دهيد، عكس العمل شما بعنوان يك انسان چيست ؟؟

15 thoughts on “داستان مضحك حضرت لوط و دخترانش در قرآن

  1. مزخرف نگو.گفت بادختران من ازدواج ونکاح کنیدقران روبلدنیستی ترجمه کنی.قرانو ولش کن بروتو بایبل بخون پیامبرلات.زنشم باقوم لواطی ها بودکه سنگ شد.ففط قران نیست بایبل وتورات هم نوشته شده.

      1. جناب دکتر قرآن داستان بیان نمی کند که شما جزیئات را نشانه گرفتی سخن قرآن بیان واقعه است برای عبرت گیری .اگر خوب توجه کنی در قران همیشه وقایع و حادثه ها مهم بوده است بطوریکه نه اسم و نه محل حا ثه مهم بوده . موضوع قوم لوط برای عبرت است اگر پیامبر قوم لوط مردم را باز می دارد و حتی دخترانش را پیشنهاد می کند اصل اول اینست که مردم را از چنین کار منزجر کننده ای باز دارد . من نمی دانم شما چگونه چنین ایرادهای بیخودی از قرآن می گیرید .
        مشگل شما از آنجائیست که انصاف را کنار گذاشتیت و از ابتدا شروع خواندن قرآن با نیت اشکال تراشی و کینه ورزی این کار را می کنی
        بهتر است با فکری باز و بدون سو نظر و کمی انصاف به آیات رجوع کنی مطمئنا جواب بهتری می یابی
        کسی که خود را به خواب بزند بیدار کردنش خیلی مشگل است

    1. خوب بایبل و تورات هم یکی مثل قرآن. وقتی قرآن از روی اونها به شکل ناقصی کپی برداری شده دیگه چی انتظار میشه داشت
      شما میگی طبق قرآن به مردم شهر (جاء اهل المدینه) گفته همتون بیاید با این دو تا دختر من ازدواج کنید .
      مگه یه دختر می تونه همزمان با چند نفر ازدواج کنه؟
      خوب واسه ازدواج مگه یه مقدماتی لازم نیست. اصلا دختر مگه کالاست که یارو بیاد بفرما بزنه بگه بیا اینو ببر به جای مهمونهام. مگه دختر کالا هست مگه رضایت خود دختر شرط نیست که ازش بپرسن ببینند اون چی میگه؟

      1. مگه حضرت لوط مسلمون بوده که شما دارین ازش ضد اسلام سواستفاده می کنید. در اسلام هم اینگونه رفتارها منع شده و در قرآن کریم هم از این آیه ها استفاده نمی شود برای چنین رفتارهایی و صرفا برای تقبیح لواط، این داستان آمده. جناب، شما باید نوع بشر را به مثابه یک انسان ببینید که با گذر زمان درحال رشده و خداوند عزوجل در هر مقطع زمانی متناسب با شرایط آن زمان پیامبرانش را میفرستاده تا راهنمای بشریت باشند تا زمان پیامبر عظیم الشان ما و واقعه غدیر که بشر به بلوغ رسید و آیه مذکور جهت تربیت نوع بشر و منع او از همجنسگرایی نازل شده. از نکته ای هم که من در بالا گفتم به هیچ وجه نمیتوان نتیجه ای که شما گرفتید را استنتاج کرد و قصد من هم بیان اخلاقی بودن همه ارزشهای مدرن نیست. ولی استنباط من از کار شما که سروکارتون با قرآن مجیده اینه که کلی ثواب میبرین، چون باعث میشه خوانندگان این سایت از طریق شما یه نگاهی به این کتاب آسمانی بندازن و من کماکان معتقدم که هیچگاه به ارزشهای متعالی قرآن خللی وارد نخواهد شد همانطور که در طی بیش از ۱۴ قرن وارد نشده و این تلاش شما به نتیجه مطلوب شما نخواهد رسید.

  2. باز هم اصل قضیه فراموش شد.
    رابطه های بین انسانها و خدای کتابهای آسمانی را که مطالعه می کنم خنده ام می گیرد، خداوند با این همه نبوغ خلقت و شگفتی های
    موجود در جهان و جانوران و طبیعت مانده ام که چرا سیستم کنترل و ارتباط مستقیم با مخلوقات خود ندارد و میترسد که به خودش
    نزدیک شوند و باید با عوامل دیگری مخلوقات خودش را کنترل کند آن هم با کتاب و پیغمبرانی که الان بلاتکلیف و مبهم و ناقص
    هستند بعد یک سری داستانهای تخیلی که تا کنون هم ثابت نشده اند و ترساندن شدید بندگان از خودش آن فقط به صورت داستان !
    خوب اگر راست است که خدا بر بندگانش تسلط دارد چرا این بندگان را از طریق ارتباط با مغز و مستقیم هدایت نمی کند آیا
    می ترسد که خدا بودنش لو برود!؟ چه نیازی به داستانهای تخیلی شاخدار خیلی قدیمی دارد!؟ جزوه و داستان گفتن با این همه قدرت
    و خلقت کمی مضحک و خنده دار نیست؟

    1. شما فکر می کنی خدا وند عقل را به چه خاطر آفریده است اگر کمی فکر کنی و به اطرافت نگاه کنی عظمت و بزرگی خدا در همجا قابل مشاهده است این همه آفرینش این همه زیبائ و خلقت چه در آسمانها و چه در زمین نشانه از چیست . مسلما نشانه آفریدگاریست بی همتا و یگانه . با این وجود عد ه ای هستند که آنچنان مشغول دنیا و زیبائیهای ان می شوند که قدرت فکر کردن را از دست می دهند و عده ای هم بخاطر اینکه مصلحتشان ایجاب نمی کند به خدا فکر کنند چون آنوقت مجبور می شوند از کارهایشان و حتی سودهای که از این نوع نگاه بدست می آورند دست بکشند .
      دیدن خدا چشم سر نمی خواهد فقط کافیست چشم دلت را باز کنی و ابتدا از خودت شروع کنی و بیندیشی چگونه به این دنیا آمدی و چه کسی این همه هماهنگی و بی نقصی را در وجودت آفریده و بعد به اطرافت و به آسمانها بنگر .
      آیا واقعا تا به حال برایت اتفاق نیافتاده که لحظات بسیار دشواری داشته باشی و در آن شدت ناخوداگاه در فطرت خدا را صدا بزنی ؟
      اگر چنین حالاتی نداشتی و یا با دیدن نمی توانی حضور خدا را حس کنی باید گفت متاسفانه شدت گناه قلبت را تاریگ کرده انباشت گناه و سماجت در شرک به خدا باعث می شود هیچوقت نتوانی رو به خدا شوی
      کمی تامل کن اگر آن چیزهای که من گفتم درست باشد مسلما تو در آن دنیا ضرر می کنی و اگر بر فرض محال درست نباشد من و امثال من زندگی بدی نداشتیم چون ادیان به ویژه اسلام انسانها را به درست زندگی کردن و دوست داشتن مردمان دعوت می کند . در آنصورت من در آن دنیا و این دنیا ضرر نکردم
      ولی تو اگر اشتباه کرده باشی مسلما متضرر می شوی.

  3. دين اسلام چيزي واسه دفاع كردن نداره،،لطفاً بخودتون بيايد واينقدر سنگ اعراب را ب سينه نزنين،،اگه دين اسلام ازطرف خداست وكاملترين دينه چرا مثل مسيح باعملكرد مثبت وخوبش و با عشقش مردمو جذب دين نكردن؟؟دين اسلام فقط با زور شمشير وجنگ وخونريزي وتجاوز بناموس مردم گسترش پيداكرد،،فراموش نكني كه بكشور ماهم حمله كردن وسيصدهزار دختر وزن ايرانيو بعنوان كنيز باخودشون به عربستان بردن،،اونوقت شما داريد ازمتجاوزين به خاك ومال وناموس كشورمون دفاع ميكنين

    1. عزیزم شما بهتر است زندگانی پیامبر را بخونی تا بفهمی پیامبر چه شخصیتی بوده .اگر می خواهی نظر بدی کمی مطالعه کن . هیچ شخصیتی به اندازه پیامبر اخلاق نیکو نداشته بطوریکه در قرآن خداوند او را رحمه العالمین می خواند و در جای دیگر او را اسوه حسنه می داند .
      این که دیگر ثابت کردن نمی خواهد فقط باید کمی وقت بزاری و زندگانی پیامبر را مطالعه کنی . البته کتابهای که مستند تاریخ باشد نه نتیجه گیریهای این و آن
      اگر خشونتی در بعضی از فرق اسلام می بینی بخاطر اینست که آنها قرآن و اسلام را آنطور که خود می خواهند تفسیر می کنند . وگر نه در قرآن هرگز چنین خشونتهای وجود ندارد.

  4. اتفاقا این سخن لوط بسیار بجا واخلاقی است وکثیف بودن عمل لواط را کاملا اشکار میکند بحث ازدواج نیست بلکه علنا لوط دختران خود را به مردم عرضه میکند تا به ان مردمان نافهم ودیگر لواط کاران بفهماند که زشتی لواط صدها بار زشتتر وکثیفتر از این است که دختران را به فحشا وادار کنی چرا که عمل جنسی مرد با زن عملی کاملا طبیعی است گرچه باید در چارچوب ازدواج باشد اما اگر قرار است لواطی که خلاف خلقت وطبیعت بشر است صورت گیردبسیار ناپسند تر از واگذاری دختران میباشد ضمنا فراموش نکنید که لوط در حالت عادی قرار نداشته جماعتی بسیار با شعوری در حد صفر پشت در خانه او را گرفته اند واو دارای مهمانهای مکرمی بوده در واقع او با این عمل دو مورد اخلاقی را رعایت نموده یکی تقبیح شدید لواط دیگری تکریم مهمانانش باز هم میگویم لوط در موضع اقتدار ودر حالت عادی چنین پیشنهادی نداده بلکه در حالت ناچاری واضطرار بوده

    1. به به
      پس عمل لواط اینقدر بده که تجاوز به دختران لوط امری پسندیده به حساب میاد و بین بد و بدتر ایشون گناه کوچکتر رو انتخاب کردند؟ اگه لواط اینقدر بده و مثل اینکه در روایات اومده نکبت به همراه داره و خوب قرآن هم که میگه بلای سنگینی بر سر قوم لوط نازل شده پس چرا الآن بلایی بر سر لواط کاران اروپا و امریکا و و برزیل و … نازل نمیشه. چرا برعکس اونها بارندگیشون زیاد و این ما و عربها هستیم که تو خشکسالی گیریم. نکنه قاریان قرآن مثل حاج سعید طوسی عامل خشکسالی اند. چرا هیچ لواط کاری دیگه تبدیل به سنگ نمیشه؟ خداوند تصمیمشون برای برخورد نسبت به قدیم الایام عوض شده؟؟
      آخه به نظر شما ایشون اول نسبت به حفظ دو تا دخترش وظیفه داشته یا مهمونهاش. دو تا دختر بیگناه رو بده دست یه شهر که هر کاری خواستن باهاشون بکنن. به اینم میشه گفت پدر؟ خسته نباشید واقعاً ؟
      حالا چرا به مهمونهاش گیر دادند؟ شایدم مهمونهاش مشکلی داشتن؟

پاسخ دهید