اشتباه علمی قرآن و تحریف مترجمین

Print Friendly, PDF & Email

در آیه های ۶-۷ از سوره طارق خلقت انسان از مابین ستون فقرات مردان و استخوان سینه زنان معرفی شده و مترجمین و مفسرین قرآن در اینباره آنقدر متناقض عمل کرده اند که این مساله را به یک لطیفه تبدیل کرده اند, تعدادی با داستان سرایی آنرا علمی و معجزه معرفی کرده اند و تعدادی نیز با تحریف کلمات و تغییر ترجمه تلاش در ماستمالی بر این اشتباه برآمده اند.
ما در این مقاله به این مساله میپردازیم و اعتراف یکی از معروفترین مترجمان ایرانی قرآن را خدمت شما ارائه میکنیم.️

ترجمه آیات: پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده استاز آب جهنده اى خلق شده (طارق،٦) [كه] از بين ستون فقرات و استخوانهاى سينه بيرون مى آيد (طارق،٧)
و اما در آيه ى زير ضمن تاکید بر این مساله مى گويد نسل آدم را از پشت انسان برگرفته است كه مؤيد همان آيات قبل است.
ترجمه آیه: و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه (نسل) آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.(سوره اعراف،۱۷۲)
اما امروزه مشخص است كه منى در بيضه ها ساخته مى شود و در كيسه ى منى ذخيره مى شود و از مجراى ادرار خارج مى شود و محل ساخت و مسير خروج آن هيچ ربطي به ستون فقرات و سينه ندارد. پس اين گفته ى قرآن، غلطى فاحش است.
اين غلط فحش قرآن، ريشه در خرافات باستاني دارد. مثلا Hippocrates پزشك يونانى در ۲۵۰۰ سال قبل معتقد بود كه منى از مغز سرچشمه مى گيرد و سپس وارد نخاع موجود در ستون فقرات مى شود و از آنجا به كليه و بيضه و مجراى ادرار مى رود.
همچنين در تورات (۳۰۰۰ سال پيش) در موارد متعدد بهمين مطلب اشاره شده است از جمله خدا در خطاب به يعقوب می گويد ” پادشاهان بسيار از پشت (صلب) تو پديد خواهند آمد”
اين غلط در بين اعراب نيز از قديم و حتى امروز شايع است. می بينيد كه محمد يك غلط عاميانه را به اسم خدا وارد قران كرده است.
بيچاره خدائى كه نمی داند منى در كجا ساخته و جريان مى يابد. خطاى واضح ديگر در آيات سوره ى طارق اينست كه مى گويد
انسان از مني مرد ساخته می شود. چون گفته شده كه انسان از آب جهنده ساخته می شود. و همه میدانید که آب جهنده فقط در مورد منی در مرد ها صادق است. چون زن اصولا فاقد منی است و تنها ترشحاتی در ديواره ی مجرای تناسلی و رحم دارد كه انتقال اسپرم را تسهيل میکند. و تخمك زن هم با پاره شدن جدار تخمدان آزاد می شود و آب جهنده نيست.
از طرف ديگر اگر می خواست بگويد كه انسان از منی مرد و زن ساخته می شود بايد آب جهنده را بصورت جمع بكار می برد نه مفرد. بعلاوه در هيچ جای قرآن به نقش زن در نطفه اشاره ای نشده است. اين هم يك باور غلط قدیمی بود كه بچه را صرفا حاصل منی مرد می دانستند و حتی تا همين اواخر نيز در جوامع رايج بود. بازهم می بينيد كه محمد اين غلط رايج را وارد قرآن كرده و به خدا نسبت داده است.
لازم به ذكر است كه در روایاتی صحبت از آب زن و مرد شده است. در صورت صحت روايات مذكور که بعید است واقعی باشند, به نظر مى رسد كه محمد متوجه اين خطاى خود در قرآن شده است و در حديث تلاش در اصلاح آن كرده است ولى بهر صورت آنچه در قرآن آمده است غلط است.
اما نکته بسیار جالب و تکان دهنده ای که به آن میرسیم اعتراف بهاالدين خرمشاهى یکی از مترجمین بسیار معروف قرآن به اين موضوع است كه مفسران و مترجمان كلام خدا را اصلاح می كنند و سعي می كنند آن را با علم امروز تطبيق دهند!!
بها الدين خرمشاهى مترجم و مفسر قران، در پايان قران ترجمه خود صفحه ٦٤٨ به اين ايات اشاره مى كند. ایشان چنين مى نويسد اين آيات، به ويژه كلمه ايه آخر، معركه آراء مفسران است. خصوصا مفسران جديدى است كه مى كوشند آن را با علم امروز تطبيق دهند…. “ترائب” جمع است و مفرد آن “تريبه” به معنى استخوان سينه يا ترقوه است. اما بعضي از مفسران آن را قفسه سينه و توسعا قسمت پيشين بدن زن گرفته اند و بعضى ديگر از جمله محمد اسد (يكي از مترجمان قران به انگليسى) ان را به “لگن خاصره” ترجمه كرده اند. خرمشاهى نتيجه مى گيرد كه:
“بارى اگر مترجم به لغت وفادار باشد، اين كلمه را به سينه ها و يا استخوانهاى سينه ترجمه مى كند (‼️)… و اما اگر مترجم به علم وفادار باشد آنرا به چيز ديگر (‼️؟؟؟) بايد ترجمه كند.
´حیرت انگیزترین قسمت حرف ایشان این است که مگر مترجم قران مى تواند به لغت قران وفادار نباشد؟؟
چرا اصلا كلام خدا با علم اختلاف دارد، كه مترجمين و مفسرين سعى مى كنند اشتباهات قرآن را به علت وفادارى به علم تغيير دهند و تحريف كنند؟؟
ايا اين إصلاحات و تغييرات در كلام الله نشان دهنده خطا بودن كلام خدا و در اخر غير الهى بودن قرآن نيست؟؟؟

منابع:
قران ترجمه بهاالدين خرمشاهى ص ٦٤٨
نقد قران دكتر سها صص ۴۹-۵۰-۵۱

mtrjm

 

45 thoughts on “اشتباه علمی قرآن و تحریف مترجمین

  1. یکی از داستانهای بی اساس قرآن هم در اینجا اومده:
    (( و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه (نسل) آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم ))

    یعنی چون فرزندان آدم گواهی داده بودند که الله پروردگار اونهاست، الان ما نمیتونیم بگیم که از این موضوع اطلاعی نداریم؟
    آخه این چه منطقیه؟ چطور مسلمانان این کتاب رو قبول دارند؟

  2. سپاس از مطالب زیبایتان
    من هر روز به این سایت سر میزنم و از خواندن مطالبتان لذت میبرم.
    من با خواندن مطالب شما دین اسلام و مذهب شیعه را با تمامی خرافاتش از ذهنم دور ریختم.
    واقعا ممنون از این همه زحمت شما

  3. \سپاس از مطالب زیبایتان
    من هر روز به این سایت سر میزنم و از خواندن مطالبتان لذت میبرم.
    من با خواندن مطالب شما دین اسلام و مذهب شیعه را با تمامی خرافاتش از ذهنم دور ریختم.
    واقعا ممنون از این همه زحمت شما

  4. «صلب»; استخوانى است که از قسمت بالاى پشت، نزدیک گردن شروع شده و تا دنبالچه (که جاى آن در انسان در جایگاه دم در حیوانات است) ادامه یافته است(قاموس). «تریبة» (مفرد «ترائب»); یعنى، بالاترین استخوان قفسه سینه که زیر چانه قرار گرفته است (نهایه ابن اثیر). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سینه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سینه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى کنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممکن است به اعتبار تغذیه کیسه منى از آن جا باشد.
    بـعـضـى گـفـتـه اند اين آيه اشاره به يك نكته دقيق علمى است كه اكتشافات اخير از روى آن پرده برداشته و در عصر نزول قرآن مسلما از همه پنهان بود، و آن اينكه : نطفه از (بـيـضـه ) مـرد و (تـخـمـدان ) زن گـرفـتـه مـى شـود، و مـطـالعـات دانـشـمندان جـنـيـنـشـنـاسى نشان مى دهد كه اين دو در ابتداى امر كه در جنين ظاهر مى شوند در مجاورت كـليـه هـا قـرار دارد، و تـقـريـبا مقابل وسط ستون فقرات در ميان صلب (پشت ) و ترائب (پـايـيـن تـرين دنده هاى انسان ) قرار گرفته ، سپس با گذشت زمان و نمو اين دو عضو تدريجا از آن محل پايين مى آيند، و هر كدام در موضع فعلى خود جاى مى گيرد، و از آنجا كـه پـيـدايـش انـسـان از تـركـيـب نـطـفـه زن و مـرد اسـت ، و محل اصلى اين دو در آغاز در ميان (صلب ) و (ترائب ) قرار دارد، قرآن چنين تعبيرى را انتخاب كرده ، تعبيرى كه در آن روز براى هيچكس شناخته شده نبود، و علم جنين شناسى جديد پرده از روى آن برداشته است .
    بـه تعبير روشن تر بيضه مرد و تخمدان زن در آغاز پيدايش يعنى در آن هنگام كه مرد و زن خـود در عـالم جـنـيـن بـودنـد در پشت آنها قرار داشت تقريبا محاذى وسط ستون فقرات بـود، بـه طـورى كـه مى توان گفت دستگاه نطفه ساز مرد و دستگاه نطفه ساز زن هر دو بـيـن صـلب و تـرائب بـودنـد، ولى تـدريـجـا كـه خـلقـت مـرد و زن در شـكـم مـادر كـامـل مـى شـود از آنـجـا جدا شده و تدريجا به پايين مى آيند، به طورى كه هنگام تولد بـيـضـه مـرد بـه خـارج از شكم و در كنار آلت تناسلى قرار مى گيرد، و تخمدان زن در مجاورت رحم
    بعضى نيز گفته اند عمده ترين عامل پيدايش منى (نخاع شوكى ) است كه در پشت مـرد و سـپس قلب و كبد است كه يكى زير استخوانهاى سينه و ديگرى در ميان اين دو قرار دارد، و همين سبب شده كه تعبير ما بين صلب و ترائب براى آن انتخاب گردد.

    1. ای کاش قبل از کپی پیست کردن این مطلب بی مدرک و سند که زاییده ذهن یک آخوند میباشد, متن داخل سایت را میخواندید و دقت میکردید که خود مترجم قرآن چه اعترافی کرده.
      شما و همفکران شما در مقابل فهمیدن مقاومت شدید میکنید.

      1. در مورد فهم که گفتید این شما هستید که خیلی ضد ضربه در مورد فهم هستید. یکی از دلایل علمی گفته شده در نظرات رو که به خاطر اینکه از دهان علمای دین گفته شده است, از نظر شما خیالبافی نامیده شده را برایتان می گذارم تا ببینم آیا از رو می روید یا نه!!!

        The human testis develops in the abdomen and migrates to the scrotum during the second trimester of gestation, completing the process near the 30th week after conception (1). Testicular migration is divided into two phases; the first phase corresponds to the migration of the testis from the abdomen to the internal inguinal ring, whereas the second phase corresponds to the passage of the testis through the inguinal canal, until its final destination in the scrotum (2).

        این هم اسم مقاله ی علمی که بخشی از آن را در این جا ذکر کرده ام.

      2. اسم مقاله در نظر قبلی جا افتاد
        The position of the testis during the fetal period. an additional parameter to estimate fetal weight

      3. در پاسخ kkkk باید گفت که در این جا بحث تولید نطفه است که تولید نطفه به فرد بالغ ارتباط دارد، نه به بحث جنین و جنین شناسی

      4. دوست عزيز

        ظاهرا تمام تصميمت را گرفته اى كه در مقابل فهم و دانايى مقاومت كنى
        من در كامنت قبلى از شما پرسيدم اين گوزن چه ربطى به شقيقه قرآن دارد؟ ولى شما باز هم يك مقاله علمى را فرستادى!!!
        اين ادعاى شما چه ارتباطى به قرآن دارد؟؟؟
        آيا در آيه قرآن كه در مقاله آمده نامى از بيضه آمده ؟؟؟؟؟
        آيا اين بيضه كه در مردهاى بالغ محل توليد اسپرم است در آيه به آن اشاره شده؟؟؟؟

        اين ادعاى شما به مثابه خط بطلان به كل قرآن ميباشد چون اين يعنى قرآن يك كتاب ناقص است و نميتواند منظورش را برساند علاوه بر اينكه در ١٦ آيه مختلف ادعا كرده با زبان ساده بيان شدهو بدون توجيه مفسرين كسى منظور آنرا نميفهمد.
        جالبتر اينكه در ١٤٠٠ سال گذشته تمام مسلمانان در مورد اين آيات در گمراهى بوده اند ولى اكنون كه علم چيزى را اثبات كرده، اكنون فهميده اند كه هدف اين آيات چه بوده!!!!
        جداى اينها مترجم بسيار معتبرى مثل جناب خرمشاهى با شما آشنايى نداشته وگرنه از شما براى رفع و رجوع اين ايراد قرآن كمك ميگرفت 🙂

      5. دگتر قلابی! من که گفتم دلیل آوردن صلب و ترائب چه هست دلیل علمی هم آوردم. آیات قبل در مورد منی گفته است سپس گفته است که از صلب و ترائب می آید. اینجا هم که گفتم دلیل علمی یکی از نظرات در مورد این دو کلمه چیست. اگر خیلی فکر می کنید با حیله گری و توهین می توانید خودتان را به گوش درازی زده و مخاطبان از خود نادان تر را مجاب کنید, میل خودتان است. در مورد بیان شیوا هم توضیح دادم ولی شما باز اراجیف دیگری را مثل کاست تکرار می کنید.

      6. جدا ما روچی فرض کردید ؟
        شما تمام جزییات مورد ذکر رو فقط از یه جمله آب جهنده خارج شده از بین الصلب (کمر) و الترایب(استخوان جناق -محل بستن گردنبند) فهمیدید.
        پس هندوها هم که این همه مکشوفات نوین علمی رو از کتابهای وداس ۶۰۰۰ سال پیش کشف میکنن همچین دلشون خجسته نیست. اونها خیلی قشنگ تر از شما تونستند مطالب دقیق علمی کشف کنند.
        به لینک زیر مراجعه کنید دین هندو موفق به مکشوفات بیشتر و دقیقتری هم شده قضاوت با مخاطبین
        science in hindu vedas
        https://www.youtube.com/watch?v=FMlisMg4VPo
        https://forum.davidicke.com/showthread.php?t=202595
        http://agniveer.com/science-in-vedas/

      7. Could you please tell us where and in which part of this verse in Quran the testicle and testis develop and its relation wth semen has been mentioned ? Thanks

    2. حتی اگر به قول شما “در مجاورت کلیه ها” هم باشد، باز هم این آیه غلط است چون کلیه ها ربطی به استخوان سینه ندارند.
      ضمناً این توجیه شما اصلاً قابل قبول نیست. مثلاً من میتوانم ادعا کنم که انسان با پایش فکر میکند، چون در ابتدای تولید نطفه محل پا و مغز در یک نقطه است و بعداً از هم تفکیک میشود.

  5. کته مورد نقد نویسنده از قرآن، آیات ۵ تا ۷ سوره مبارکه طارق به شرح ذیل می‌باشد:

    فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ

    ترجمه- انسان باید نیک بنگرد که از چه چیزی آفریده شده است؛ از آبی جهنده آفریده شده که از بین ستون فقرات و دنده بیرون می‌آید.

    اینک توضیحات علمی لازم را در مورد آیه زیر به اطلاع می‌رساند. شایسته ذکر است که این توضیحات مستند بوده و رفرنس‌های مورد استفاده در ذیل مقاله، با ذکر صفحات، جهت پیگیری آورده شده است:

    همانطور که می دانید بیضه ها ، محل تولید نطفه میباشند . در جنین پسر ، بیضه ها و کلیه ها از یک بافت منشا می گیرند که در ناحیه مهره های کمری قرار دارد . سپس بیضه ها، تحت تاثیر هورمون تستوسترون، از این بافت جد ا شد ه و شروع به رشد می کنند و بتدریج مسیری را طی می کنند تا در محل اصلی اشان در کیسه بیضه بیرون از بدن قرار بگیرند .

    توضیحات تخصصی تر

    بر اساس کتابLangman’s Medical Embryology که سالهاست بعنوان Text book در دانشگاه های دنیا تدریس می شود ، بیضه ها ( Testes) از لحاظ جنین شناسی از بافت کلیوی مشتق شده‌ وخواستگاه یکسانی با کلیه‌ها دارند

    ( derived from parts of the mesonephric kidney system ). بیضه‌ها از هشت هفتگی دوران جنینیِ (درجنین مذکر) بر اثر تحریک هورمون تستوسترون شروع به رشد می کنند (۱)

    نزول بیضه ها (Descent of the Testes) (2)

    بیضه ها در دوران جنینی در قسمت پشتی شکم جنین (Retroperitoneally in the abdominal region) توسعه می یابند، سپس دیواره های شکمی را رد کرده و به کیسهء بیضه (Scrotum) می‌رسند. این جابجائی در داخل مجرای (Inguinal Canal ) که ۴ سانتی متر طول دارد صورت می گیرد.

    در جنین دو ماهه ، بیضه‌ها (به همراهMesonephros ) به کمر در ناحیهء مهره های T11 – T12 چسبیده اند (۳). در جنین سه ماهه ، بیضه ها مهاجرت خود را از کمر به سوی قسمت های میانی شکم آغاز می کنند. در جنین ۱۲هفته ، بیضه ها به ابتدای مجرای ((Inguinal Canal میرسند، آنگاه در طول این مجرا حرکت کرده و در حدود هفتهء ۲۸ ، این مجرارا به پایان می رسانند. در جنین ۳۳هفته، بیضه ها به کیسهء بیضه رسیده و مدت کوتاهی پس از تولد در داخل کیسه قرار می گیرند (۴). این مهاجرت که در حدود۳۲ هفته طول می کشد در تصویری که از گوگل استخراج کرده ایم به دقت نشان داده شده است

    ax maghalehentezam 18082016

    با توجه به توضیحات فوق، چگونه می توان تصور کرد پیامبری امی که خواندن و نوشتن هم نمی‌دانسته، در ۱۴ قرن قبل به جامعه‌ای قبیله‌ای و به دور از تمدن و دانش بشری خبر از چنین فعل و انفعالی را بدهد که نویسنده “رؤیاهای رسولانه” با وجود تحصیلات مرتبط به پزشکی، ارتباط با محافل علمی آمریکا و دسترسی به همه امکانات اینترنتی از وجود آن غافل بوده است؟ آیا همین نکته به تنهایی نمیتواند بر نزول این کتاب از ناحیه خدا و کلام الله بودن آن دلالت کند؟ “

    1. دوست گرامی داستانی که شما نوشتید که اولا نه رفرنسی داشت و نه سندی
      اولا ربطی به آیه بالا نداشت
      دوما مگر بیضه ها در شخص بالغ در کمر قرار دارند ؟؟؟؟
      مگر در آیه گفته که بیضه هایی که در کمر قرار دارند ؟؟؟
      بد نبود یک داستان هم برای قسمت بعدی هم پیدا میکردید که درباره استخوان سینه گفته ….
      جالبترین نکته این هست که هر مفسری و هر مترجمی بنا بر سلیقه خودش یک داستانی ازین آیات ساخته……

      در پایان اینکه مگر خود قران نمیگوید که ما قرآن را به سادگی و روشنی فرستادیم ؟؟؟؟ این افسانه ای که شما نوشتید بطور کلی خط بطلان به ادعای قرآن میکشد……..

      کمی تفکر و تحقیق بد نیست

      1. مرجع رو که گذاشته “بر اساس کتابLangman’s Medical Embryology ” کور تشریف دارید؟ قرآن هم گفته است که به زبان عربی شیوا. آیات هم که کاملا روشن است. مثل شعر نیست که مثلا کلمه ای سنگین را بگذارد و خواننده متوجه نشود. ولی نکته ی قرآن در عمق همان کلمات ساده ی صلب و ترائب است.

      2. ادب و شخصيت شما هم كه البته عصبانيت بعلت نداشتن استدلال كافى است در كلماتتان موج ميزند.
        من براى بار سوم از شما ميپرسم كلمه عربى كه معناى بيضه ميدهد را در آيات به من نشان دهيد!

    2. قرآن متنی بی محتوا و خالی از بدیهی ترین مسیل جنین شناسی است.
      کجای آیه به تشکیل testicle اشاره دارد؟
      کجای آیه به مراحل تشکیل بیضه از جنین پسر اشاره دارد؟
      آیا به نظر شما حرکت بیضه ها از T11-T12 تا تشکیل کیسه بیضه حرکتی مانند اب جهنده و دفعتا است؟

      دوست عزیز توصیه میکنم قبل از نوشتن مطلب اول متن عربی را یکبار بخوانید ببینید چه چیزی در آنجا نوشته شده بعد شروع به معجزه تراشی بفرمایید.

  6. ظاهراً نابغه ای در رشتۀ پزشکی پیدا شده. بسیار ممنون میشوم اگر کسی لطف کند و بفرماید این فرد دکترای چه رشته ای هستند و از کجا فارغ التحصیل شده اند. لازم نیست کسی اهل فن باشد تا به بی اساس بودن مطلب گواهی دهد. کافی است توضیحات این نابغۀ علم پزشکی را با چند مقاله از صد ها مقاله ای که خوشبختانه همگی در اینترنت در دسترس میباشند مقایسه کند. یک سئوال بسیار ساده که اکثر مرد ها عملاً آنرا تجربه کرده اند آیا در صورت زیاده روی در آمیزش جنسی کمر درد میگیرید یا بیضه درد؟ آقای دکتر کمی تفکر و تحقیق بد نیست!!

    1. دوست عزيز از نوشته شما اولا پيداست كه سواد و آگاهى خاصى نداريد
      دوما تاكنون در عمر شريفتان رابطه جنسى نداشته ايد

      خدمت شما عرض كنم كه علت كمر درد در رابطه جنسى بخاطر فشارى است كه در حين آميزش به اين ناحيه از بدن وارد ميشود.
      درضمن در آيه فوق نوشته شده كه كمر محل توليد فرزند است. چرا تلاش مذبوحانه ميكنيد كه در مقابل علم و دانش مقاومت كنيد؟؟؟
      درضمن ادعاى يكى از بزرگترين مترجمين قرآن با سند از كتاب ايشان آورده شده.
      البته محكم بودن مطلب و مستدل بودن آن باعث عصبانيت شما شده و قابل درك است.

      1. محکم بودن مطلب؟؟ از آرم کمونیسی که به عنوان کاور گذاشتید بالای سایت معلوم است که این همه زور برای چی می زنید. شما برداشتید صحبت یک مترجم قرآن را ملاک قرار دادید؟ این همه لغویون و مفسرین وجوه مختلف را گفته اند ولی شما چسبیده اید به صحبت یک مترجم قرآن. تحجر که می گن یک مثال واضحش همین جاست. در ضمن می شود بین کلام مفسرین جمع کرد. یعنی اینکه از یک طرف از آیه ی قبل که می گوید منی و سپس می گوید صلب و ترائب می شود نتیجه گرفت که منظور مرد است —->«صلب»; استخوانى است که از قسمت بالاى پشت، نزدیک گردن شروع شده و تا دنبالچه (که جاى آن در انسان در جایگاه دم در حیوانات است) ادامه یافته است(قاموس). یعنی بخشی از این صلب به همان دستگاه تناسلی abdomen و inguinal مربوط می شود.. برای ترائب هم—؟ خروج نطفه از آن محل، ممکن است به اعتبار تغذیه کیسه منى از آن جا باشد. . اگر چوب پنبه در گوش گذاشتید بهتره در بیارید. از طرفی می توان این را هم جزیی از اعجاز قرآن دانست که در آن زمان اشاره ای به سیل تکامل بخش تولید نسل بدن انسان داشته است که در ابتدا در چه بخشی بوده است و با تکامل جنین به کجا منتقل شده است. حالا اگر باز می خواهید بگویید بیضه کو کجا گفته من هم به شما می گویم همانجا که گفته است ماء دافق و سپس گقته است صلب و ترائب!!!

      2. دوست نوجوان بر اعصاب خودتان مسلط باشيد هرچند كه اين تعصب قابل درك هست.
        شما تلاش كرديد با به هم دوختن علم و شقيقه قرآن از آن معجزه بسازيد كه موفق نبوديد، هرچند كه تاكنون هيچ رفرنسى براى ادعاهايتان بيان نكرده ايد.
        لطفا از مطالب سايت استفاده كنيد و معتقدم باقى دوستان نازنين كه شما به آنها توهين كرديد پاسخ هاى خوبى به ادعاى بى سند شما داده اند.

        پيروز باشيد

      3. با کیا طرفیم ما! دل برای پیامبر و ائمه می سوزه که ۱۴۰۰ سال پیش با امثال شما و صد درجه بدتر سر و کله می زدند!
        “داستان اینان همانند داستان کسی است … همچون بارانی است که از آسمان (فرو ریزد) و در آن تاریکی ها و رعد و برق باشد، و آنها از ترس مرگ، انگشتان خود را در گوشهایشان فرو می برند تا صدای صاعقه را نشنوند، و خداوند به کافران احاطه دارد..”

  7. اگه بخوایم اینجوری حساب کنیم ک بیضه ب کلیه واون نمیدونم ب فلان منشا ومنشا درکمر ک باید بگم همه بدن اینجوری حساب کنیم ب هم متصل هستند واستدلال اینگونه مسخره است استدلال محکم بیار تا نگن ماله کشی میکنن اینجوری فقط خراب تر میکنی

  8. مثل همیشه عالی.امیدواریم در ادامه راه موفق و در زندگی سرافراز باشید.درود فراوان بچه های جنبش اتئیست گناباد را به شما میرسانم.آزاد ایران و آزاد انسنیت از شر دکانداران ادیان و پیروزباد خردگرایی

  9. آتین عزیز!
    این ارتباط الان برای شما بدیهی و سادس!
    نه برای عرب ۱۴۰۰ سال پیش!
    در ضمن بیضه شما که به شصت پاتون متصل نیست که!
    چرا از ارتباطی اینقدر دقیق که بعد ۱۴۰۰سال اونم تو علم جنین شناسی کشف میشه خبر داده؟

  10. درضمن اگه اسمی از بیضه میاورد واصلا این ارتباط دقیق رو نمیگفت،دکتر روشنگر شما میگفت:اینکه معجزه نیست؟
    یه کم نبوغ میخواد تا بفهمی که بیضه ها که وصلند به آلت برای کاری اون پایینند!!!!
    ببین ایراد گرفتن کار کفارهم!!
    میخواند کفر خودشون رو ثابت کنند با ایراد گرفت دین رو میبرند زیر سوال!و قرآن طوری گفته که ۱۴۰۰سال بعد اونم با مطاعه ی جنین بشه کشفش کرد تا دیگه نگند محمد نابغه بوده و از این ایرادا!!!

  11. بنیاد خرد و دانش؟؟؟؟
    برای چی دارید خودتون رو خسته میکنید!
    آتئيست بودن هم شد افتخار؟
    برای چی تلاش میکنید؟
    تهش که نابود میشید میرید!
    تلاشتون رو برای حال وحول خرج کنید!
    راستی یه سؤال اگه دین دروغه و معادی نیست،فرق بین دکتر و قاتل و حتی یه گاو در چیه؟
    همشون که آخر سر پودر میشن میرن!!!
    ببین برادر خرد گرا،داری بیخود دست و پا میزنی!اگه خرد داشتی که آتئیست نمیشدی!!!!!!!!!!!

    1. مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای نیمه روشن و تاریک راه می رفت .

      مرد جلو رفت و از فرشته پرسید : « این مشعل و سطل آب را کجا می بری ؟ »

      فرشته جواب داد : « می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب ، آتش های جهنم را خاموش کنم . آن وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد؟!
      …(عدم وجود ترس از جهنم و طمع بهشت است که سره را از ناسره معلوم می کند.بشری که از ترس جهنم و یا به بهانه و طمع بهشت رفتارش را کنترل می کند و حقوق دیگران را رعایت می کند، انسان نما ومعامله گر و طماع و سوداگری است که با چوب تر راه می رود و سودای معامله او را وا می دارد حقوق دیگران را رعایت کند. شما اگر با اعتقاد به عدم وجود معاد و الله که گفتید بازانسان بودید و ماندید ملاک انسان است از سایر جانداران…به زبان دیگر بهشت را به بها دهند نه به بهانه)

      1. به نظر می رسد بدون وجود خدا
        انسان به این معنایی که شما می گویید وجود نداشته باشد.

  12. جالبه،وقتی بحث از ادبیاته این جماعت(اسلام گرا) صداشون به بوغ و کرنا میرسه،وقتی صحبت از خرافات عربی هزار و چهارصد سال پیشه که به اسم جا زده شده تو این کتاب داستان دهنا…همه بستس!
    دو چیز در جهان بی پایان است…آپدیت ساعتی کتب مقدس (آنهایی که پیچ آپدیتشان باز است) و حماقت جماعت مسلم.
    بنده بعد از یک بار شنیدن جدال دو عموی به ترتیب مسلمان و بی دینم به صراط المستقیم هدایت شدم،شما همچنان قمه زنیتان را بکنید!

  13. در مسیرم به سوی خارج شدن از شک از شما انتظار بیشتری دارم ولی وقتی کامنت ها رو میخونم میبینم شما فقط دارید هوچیگری میکنید. البته این هوچیگری در کانالتون نم ادامه داره.

  14. اصلاح شده: در قرآن نواقص و استدلال ها و نشانه های زیادی هست که نشون میده این فرامین صادر شده از ذهن یه انسان یا گروهی از انسانهاست. و شاید نسبت دادنش به الله آگاهانه، با هدف ضمانت اجرای این فرامین و فتواها باشه. و یا شاید هم خود آورنده هم غرق درتوهم خودش بوده. قرآن رو به فارسی بخونید تا متوجه بشید. متعصب ترین و با ایمان ترین افراد معمولا کسانی هستند که یک بارهم کتاب رو به فارسی نخوندند و یا دقت نکردند و نکته سنجی لازم رو نداشتند.این که سری استدلال ابکی و اسمون و ریسمون به هم بافتن واسه جفت و جور کردن آیات اون هم بعد از ۱۴۰۰ سال و کشفیات وسیع و عمیق علمی امروز و درک وفهم رشد یافته انسان امروز باز نمیتونه آسمون و ریسمون بافتن شما رو متوجه بشه انوقت عرب جاهل و بی سواد اون روزگار چگونه باید به این فهم آسمون و ریسمون شما پی ببره و اصولا فلسفه نزول این آیات غیر قابل فهم واسه مردم اون زمان چی بوده ؟ کاربردش؟

  15. اول ما صحبت از چگونگي خلقت جنين يا بيضه نکرديم ما صحبت از اين کرديم که مني از کجا خارج ميشود.
    دوم کي اين حرف مزخرف را گفته که بيضه در هفته هشتم خلقت جنين بر اثر هورمون هاي تستسترون رشد مي کند! بعد توسعه مي يابد و سپس ديوار شکمي را رد مي کند! و به کيسه بيضه ميرسد! اخه حماقت تا کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  16. یچیزی می خواستم بگم ربطی به بحث نداره . خدا خیر این خمینی بده که امثال شما ها رو با تیپا انداخت بیرون از کشور . تو کانال تلگرام و تو سایتتون خیلی به این بنده خدا فحش مدید معلومه که خیلی حرصش دارید بعد به بعضیا میگید فحش دادن شما نشان میدهد دستتان خالی هست هیچ دلیلی منطقی ندارید. پس در مورد خدتون هم اینجوری هست .

  17. آنچه معلوم است در مقابل برخی استدلالات کسانی که باادله اثبات عدم اشتباه قرآن را در خصوص این قضیه نموده اند ،درواقع امر،حقیقت اشتباه بازگشت به نویسنده این مقاله که به عنوان اشتباه قرآن قلم زده است دارد.
    ونکته دیگر در همه آنچه که این سایت در صدد به رخ کشاندن اشتباهات وتناقضات قرآن می باشد دلیلی متقن ومحکم تا بتواند دیدگاه های وحیانی قرآن را بر اساس خرد وعقل زیر سوال برد دیده نشده است.
    عدم توجه به معانی لغات وادبیات عرب ، نا آگاهی از علوم قرآنی ، نبود اطلاع وسیع در همه جوانب از یک ناقد ، بیشتر اقتباس از دیگران وفایلهای زئوس وامثال آن در نقد اسلام وقرآن که دلالت بر سیر در نت وسایتها تا بتوان نقدی برقرآن واسلام پیدا شود، از امور واضح وروشن این گونه مقالات است .مضافا به اینکه از این طریق تحقیق کردن ومطالب آوردن خلاف امانت علمی ودلالت بر برخی خصوصیات درونی فرد می باشد که روح انصاف وتسلیم در مقابل حق وحقیقت را از انسان دور می گرداند.
    امید است متصدیان این سایت کمی با تدبر وبا علم ودانش به انتقاد پردازند!گرچه هیچ گاه نتوان در مقابل آنچه که وحی است مقابله نمود.
    وجالب آنکه در خود قرآن بسیاری از این انتقادهای به گمان خرد وعقل جواب داده شده است.
    امیداست در همه حال خرد مورد عمل قرار گیرد.

  18. جناب دکتر فرض کنیم حق با شما باشه نتیجه چی می شه؟

    در ضمن اینکه می نویسید نظر شما بعد از بررسی منتشر می شود توهین به شعور مخاطب است، حداقل شما نباید ترسی از انتشار مستقیم مطالب و نظرات داشته باشید.

  19. داستان خنده دار آبی جهنده از بین کمر و استخوان سینه !!!!!

    مطالب جنین شناسی بازتاب یافته در قرآن تنها داستانی کودکانه و سراسر تناقضات آشکاری است که با هیچ شواهد دقیق علمی همخوانی ندارد.

    اولین نکته جالب معنی کلمه ترائب در المعجم و قاموس لغه العربی است
    تَرَائِب جمع کلمه تَرِيبَة : استخوان سينه ، استخوان بالاى سينه (محل بستن گردنبند)
    لینک چند قاموس عربی در ادامه آورده شده است.
    https://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%A8/
    جای قلاده از سینه ، یا آنچه نزدیک دو ترقوه بود از آن ، یا مابین دو ترقوه ،
    https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%A8
    جمع تَرِيبة : عظام الصّدر ممّا يلي الترقوتَيْن ، وهي موضع القلادة
    http://www.almaany.com/ar/dict/ar-ar/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%A8/
    تَرائبُ [جمع]: مف تَرِيبة: عظام الصّدر ممّا يلي الترقوتَيْن، وهي موضع القلادة “{يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ}”
    https://www.maajim.com/dictionary/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%A8/6/%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%BA%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D9%8A%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A9

    براساس تمامی قاموسها اسخوان سینه وخصوصا محل بستن گردنبند را ترایب می نامند.
    اما چند نکته مهم
    ۱- چرا تمام مفسرین قدیمی قرآن که از بعد مرگ محمد و حتی در زمان حیات محمد که این حرفها رو از زبون خود محمد شنیدن تا الآن همگی اینجوری ترجمه کردن که آبی جهنده یا همان منی از جایی بین کمر و سینه مرد بیرون میاد و جدیدا بعد کشفیات علمی دارن ترجمه رو تغییر میدن؟ یعنی اونی که مستقیم از زبون محمد هم شنیده اشتباه کرده و یا اشتباهی شنیده؟

    ۲- آیا انسان فقط از آبی جهنده درست میشه؟ مگر انسان از ترکیب اسپرم و تخمک به وجود نمیاد. میدونیم که تخمک از زمان رهاسازی از تخمدان تا ملاقات احتمالی با اسپرم حرکتی بسیار آرام داره و کاملا برخلاف اسپرم اصلا جهنده نیست. عربی برای چیزی که دو تایی هست از مثنی استفاده میکنه چرا اینجا نگفته شما از ترکیب دو چیز یا زبون ساده تر همون دو آب درست میشین و به قسمتی که از مادر باید بیاد هیچ اشاره و توجهی نکرده.

    ۳- گفته شد که ترایب در لغت معنای محل بستن گردنبند است .بعد از کشفیات علمی و دریافت کامل و دقیق علمی دانشمندان رشته امبریولوژی از قبل پروسه لقاح و تا لحظه تولد نوزاد مترجمین جدیدا دارن اینجوری ترجمه میکنند. انسان از آبی جهنده خلق میشود و اما جنین از جایی بین سینه و کمر زن بیرون میآید. و یا دسته کم بخش سینه را به زن انتساب می دهند.
    مانند اینجا
    http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_7_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%B7%D8%A7%D8%B1%D9%82#الهی قمشه‌ای

    سوال اینجاست که رحم و واژن و … در زنان چه ربطی به استخوان سینه دارند و آیا رحم یا حتی تخمدانها در زنان بین سینه (محل بستن گردنبند) و کمرشان است. آیا حتی در نه ماهگی و با وجود پرده دیافراگم آیا هیچ قسمت بدن نوزاد در بین استخوان سینه و کمر زن قرار می گیرد؟ وجود روده ها و دستگاه گوارشی در مادر سبب می شود که هیچ قسمت بدن جنین تا زمان تولد بین قفسه سینه و کمر مادر قرار نگیرد.
    سوال مهم از معجزه تراشان این که اصولا نقش بین استخوان سینه و کمر در مراحل قرارگیری و نهایتا خروج جنین چیست؟ آیا زیر قفسه سینه تفاوت فاحشی با بین قفسه سینه و کمر در آناتومی بدن زن ندارد.
    برای دیدن محل قرار گرفتن نوزاد در ماه نهم و فاصله فاحش بین قفسه سینه و زیر قفسه سینه به اشکال زیر دقت کنید
    http://media.gettyimages.com/illustrations/crosssection-illustration-of-foetus-in-womb-third-trimester-of-2540-illustration-id145063238?s=170667a

    https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b0/BREP_Phantom_-_Pregnant_Female.jpg

    http://www.gettyimages.com/detail/illustration/illustration-womans-pregnant-body-at-9-months-stock-graphic/594466331?esource=SEO_GIS_CDN_Redirect

  20. اشتباه نجومی قرآن

    خلاصه
    در اواخر سال نهم هجری یا اوایل سال دهم یعنی حدود یک سال قبل از وفات پیامبر، آیات ۳۶ و ۳۷ سوره توبه تعداد ماه‌های سال را دقیقاً ۱۲ تا اعلام کرده و اضافه کردن ماه سیزدهم به سال قمری را که «نسیء» نامیده می‌شود ممنوع اعلام کرد و این کار را ناشی از کفر زیاد و با هدف به تأخیر انداختن ماه‌های حرام دانسته است. اما واقعیت این است که عرب‌ها این کار را دو قرن قبل از اسلام از یهودیان یاد گرفته بودند و هدف از آن ثابت نگه داشتن ماه‌های قمری در فصل‌های سال و همچنین کبیسه‌گیری بوده است. با توجه به اینکه اجزای زمان یعنی روز، ماه و سال بر هم بخش‌پذیر نیستند، تمامی تقویم‌های جهان باید راهی برای کبیسه‌گیری داشته باشند. در تقویم قمری شروع هر ماه باید مطابق شکل هلال ماه تعیین شود، پس نمی‌توان فقط چند روز به آخر سال اضافه کرد و لازم است یک ماه کامل اضافه شود. مخالفت قرآن با نسیء و ممنوع کردن آن و همچنین بی‌خبری از علت واقعی انجام آن یکی از اشتباهات مهم و اساسی قرآن است که همچنان گریبانگیر مسلمانان است. برای توجیه این اشتباه گفته می‌شود که اعراب دوران جاهلیت ماه‌ها را جابجا می‌کردند ولی اسلام آن‌ها را به جای درستشان برگرداند. اما این توجیه اشتباه است و زمان ماه‌ها باید نسبت به فصل‌ها ثابت باشد نه اینکه در فصل‌های مختلف حرکت کنند.

    شرح:
    ابتدا حقایقی درباره اجزای اصلی تقویم (گاه‌شماری)
    روز یا شبانه‌روز: از دید ناظر زمینی، شبانه‌روز مدت زمان تغییر روشنایی محیط است. مانند زمان بین یک طلوع آفتاب تا طلوع بعدی یا آنگونه که امروزه مرسوم است از نیمه‌شب تا نیمه‌شب بعدی. از دید نجومی مدت زمان یک دور گردش زمین به دور خودش است و به ۲۴ ساعت تقسیم شده است.
    ماه: از دید ناظر زمینی، مدت زمان تغییر شکل ظاهری ماه تا بازگشتن به شکل اولیه است و معمولا در تقویم قمری از ناپدید شدن ماه تا زمان ناپدید شدن دوباره آن در نظر گرفته می‌شود. از دید نجومی مدت زمانی است که طول می‌کشد تا ماه یک دور کامل به دور زمین بگردد. این مدت معادل ۲۹٫۵۳۰۵۸۹ روز است.
    سال: از دید ناظر زمینی یک سال با تغییر فصل‌ها مشخص می‌شود و مدت زمان تغییرات فصل‌ها تا زمان رسیدن به همان فصل است. مانند شروع از ابتدای بهار تا فرا رسیدن بهار بعد. از دید نجومی مدت زمان یک دور گردش زمین به دور خورشید و معادل ۳۶۵٫۲۴۲۱۹۸۷۹ روز است.
    همانطور که دیده می‌شود، ماه بر اساس حرکت ماه تعریف می‌شود و ماه‌های شمسی قراردادی هستند. همچنین سال بر اساس خورشید (چرخش زمین به دور خورشید) تعریف می‌شود و سال قمری یک مفهوم قراردادی است. مدت زمان یک سال بر یک ماه یا حتی روز بخش‌پذیر نیست به همین دلیل است که تمامی تقویم‌ها (گاه‌شماری‌ها) نیازمند کبیسه‌گیری هستند.
    اگر طول سال را بر طول ماه تقسیم کنیم، عدد ۱۲٫۳۶۸۲۶۶۶۴ به دست می‌آید که تقریبا برابر دوازده ماه و ۱۰٫۸۷۵ روز است. یعنی بیش از ۱۰ روز میان واقعیت و گفته قرآن در آیه ۳۶ سوره توبه اختلاف وجود دارد.

    آیات قرآنی ممنوع کننده نسیء
    مناسک حج در آخرین ماه از سال قمری یهنی در ماه ذیحجه برگزار می‌گردد. در اواخر سال نهم یا اوایل سال دهم هجری با آمدن آیات ۳۶ و ۳۷ سوره توبه، اضافه کردن ماه نسیء به ماه‌های قمری ممنوع شد:
    إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللَّـهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کتَابِ اللَّـهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَٰلِک الدِّینُ الْقَیمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنفُسَکمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکینَ کافَّةً کمَا یقَاتِلُونَکمْ کافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ ﴿۳۶﴾ إِنَّمَا النَّسِیءُ زِیادَةٌ فِی الْکفْرِ یضَلُّ بِهِ الَّذِینَ کفَرُوا یحِلُّونَهُ عَامًا وَیحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّیوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّـهُ فَیحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّـهُ زُینَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللَّـهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ ﴿۳۷﴾
    تعداد ماهها نزد خداوند در کتاب الهی از آن روز که آسمانها و زمین را آفریده دوازده ماه است که از آن چهار ماه، ماه حرام است این آئین ثابت و پابرجا است، بنابر این در این ماهها به خود ستم مکنید و با مشرکان دسته جمعی پیکار کنید همانگونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار می‌کنند و بدانید خداوند با پرهیزکاران است. نسیء افزایشی در کفر است که بواسطه آن کافران گمراه می‌شوند، یک سال آنرا حلال و سال دیگر آنرا تحریم می‌کنند تا مطابق تعداد ماههائی که خداوند تحریم کرده بشود و از این راه آنچه را که خدا حرام کرده حلال بشمرند، اعمال زشتشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی‌کند. – سوره توبه آیات ۳۶ و ۳۷

    بخشی از تفسیر این آیات در تفسیر المیزان:
    «عرب به حرمت ماههای حرام یعنی رجب، ذی القعده، ذی الحجه و محرم معتقد بودند، و چون پاره ای از اوقات از نجنگیدن سه ماه پشت سر هم به زحمت می افتادند لذا به یکی از بنی کنانه مراجعه می کردند تا او ماه سوم را برایشان حلال کند، او در یکی از ایام حج در منی در میان آنان می ایستاد و اعلام می کرد که من ماه محرم را برای شما حلال نموده و حرمتش را تا رسیدن صفر تاخیر می اندازم، مردم پس از این اعلام، می رفتند و به قتال با دشمنان خود می پرداختند، آنگاه در سال دیگر باز حرمت محرم را برگردانیده و دست از جنگ می کشیدند، و این عمل را نسیء می نامیدند.
    قبل از اسلام، عرب محرم را صفر اول، و صفر را صفر دوم نامیده و بهر دو می گفتند (صفرین) همچنانکه به دو ربیع می گفتند (ربیعین) و دو جمادی را می گفتند (جمادین) و نسی ء به صفر اول می رسید. و از صفر دوم نمی گذشت. پس از آنکه اسلام حرمت صفر اول را امضاء نمود، از آن ببعد آن را (شهر الله المحرم) نامیدند، و چون استعمال این اسم زیاد شد لذا آن را تخفیف داده و گفتند (محرم)، و از آن ببعد اسم صفر مختص به صفر دوم گردید. پس در حقیقت کلمه محرم از اسمهائی است که در اسلام پیدا شده ؛ همچنانکه سیوطی نیز در کتاب المزهر به این معنا اشاره کرده است.»

    همانطور که مشاهده می‌کنید مفسرین و راویان مسلمان سعی در توجیه روایت قرآن از ماهیت ماه نسیء دارند و میخواهند آن را فاقد ساز و کار و امری بی‌هدف معرفی کنند. اما شواهد تاریخی و علمی خلاف گفته آن‌ها را نشان می‌دهد.
    همه راویان، مفسرین و مورخین توافق نظر دارند که عرب‌ها تقویم خود را از تقویم یهودیان الگو گرفته‌اند. شواهد مختلف نشان می‌دهد که تا قبل از سال دهم هجری، ماه‌های عربی با ماه‌های یهودی مطابقت داشته‌اند به گونه‌ای که روز عاشورا (دهم محرم) با عید یوم‌کیپور یهودی منطبق بوده است. پس ابتدا تقویم یهودی را بررسی می‌کنیم و بعد ارتباط آن با ماه نسیء را نشان می‌دهیم.

    تقویم یهودی (عبری)
    این تقویم از دوره های ۱۹ ساله تشکیل شده است. علت انتخاب عدد ۱۹ آن است که هر دوره نوزده ساله که ۱۲ سال آن سالهای معمولی و ۷ سال آن کبیسه باشد دقیقا برابر با زمان ۱۹ سال شمسی خواهد بود (دوره نوزده ساله فقط یک ساعت و ۱۰۸۰/۴۸۵ ساعت از مجموع زمان ۱۹ سال شمسی بیشتر خواهد بود که به حساب نمیآید). در نتیجه در این دوره، ماهها قمری و همه سالها شمسی خواهند بود. اعلام سال کبیسه در ابتدا توسط مجمع عالی روحانیون یهود و به صورت مشورتی انجام میگرفت. همان گونه که شروع ماههایی که اعیاد مهم در آنها قرار داشت، با رویت حلول ماه توسط همین مجمع و ارسال پیک به مناطق یهودی نشین اعلام میشد. علما و دانشمندان یهود برای تنظیم و تثبیت تقویم عبری تلاش بسیار نمودند و در حدود سال ۴۱۱۰ عبری (۱۶۵۰ سال پیش) شکل نهایی و امروزی تقویم عبری توسط دانشمندی به نام «هیلل دوم» تدوین شد.
    با دانستن زمان حلول هر دوره ۱۹ ساله و اضافه کردن زمان ۲ روز و ۱۶ ساعت و ۱۰۸۰/۵۹۵ میتوان به راحتی و با دقت زمان حلول دوره بعدی ۱۹ ساله را محاسبه نمود.
    سالهای کبیسه (۱۳ماهه) در هر دوره عبارتند از، سال سوم، ششم، هشتم، یازدهم، چهاردهم، هفدهم و نوزدهم.
    برای تعیین سالهایی که کبیسه هستند، آن سال را بر عدد ۱۹ تقسیم میکنیم، اگر عدد باقیمانده یکی از اعداد ۳، ۶، ۸،۱۱،۱۴،۱۷ یا ۱۹ باشد، آن سال کبیسه خواهد بود.
    به طور مثال در تقسیم سال ۵۷۶۰ بر عدد ۱۹، عدد ۳ باقی میماند که جزء سالهای کبیسه است.
    ماههای عبری در ابتدا نام مشخص نداشتند و در تورات و سایر متون مذهبی و کهن یهود، ماهها با ذکر شماره (ماه اول، ماه دوم و….) نام برده شدهاند. بعدها در اثر حمله بخت النصر به سرزمین مقدس و به اسارت رفتن یهودیان به بابِل، با تاثیر گرفتن از فرهنگ بابلی، ماههای عبری نامهایی مخصوص به خود گرفتند.
    ترتیب ماههای عبری با توجه به ماههای ایرانی به شرح زیر هستند (لازم به ذکر است که این ماهها هر سال در محدوده ای ۲۰ روزه نسبت به ماههای ایرانی در نوسان هستند):
    شماره ماه ماه عبری تطابق تقریبی مدت به روز
    ۱ نیسان فروردین ۳۰
    ۲ ایار اردیبهشت ۲۹
    ۳ سیوان خرداد ۳۰
    ۴ تموز تیر ۲۹
    ۵ آو مرداد ۳۰
    ۶ اِلول شهریور ۲۹
    ۷ تیشری مهر ۳۰
    ۸ حِشوان آبان * ۳۰-۲۹
    ۹ کیسلِو آذر * ۳۰-۲۹
    ۱۰ طِوِت دی ۲۹
    ۱۱ شِواط بهمن ۳۰
    ۱۲ اَدار (اول) اسفند ** ۳۰-۲۹
    ۱۳ ادار (دوم) اسفند و فروردین ۲۹

    * در برخی سالها، ماه حشوان ۲۹ روز و ماه کیسلو ۳۰ روز در برخی هر دو ۲۹ روز و در برخی دیگر از سالها، هر دو ۳۰ روزه هستند.
    ** ماه ادار ۲۹ روزه است اما در سالهای کبیسه، ادار اول ۳۰ روزه خواهد بود.
    جهت سهولت در تنظیم تقویم، دانشمندان یهود جداول چند صد ساله یا حتی هزار ساله تقویم عبری را استخراج کرده اند که با اندک تجربه و دقت در قوانین، تقویم هر سال عبری قابل محاسبه است. به طور مثال، هم اکنون جداول تقویم عبری تا سال ۶۰۰۰ عبری (۲۴۰ سال آینده) تنظیم شده و آماده هستند. (منبع: وبگاه انجمن کلیمیان ایران iranjewish.com)

    شواهد ارتباط ماه نسیء با ماه سیزدهم تقویم عبری
    اول: تقارن تاریخی
    شکل نهایی و امروزی تقویم عبری ۱۶۵۰ سال پیش توسط «هیلل دوم» (Hillel II) تدوین شده است و عرب‌ها هم تقویم خود را از همان زمان یعنی دو قرن قبل از ظهور اسلام بر مبنای تقویم یهودیان قرار دادند و ماه سیزدهم را که همان ماه نسیء است به تقویم خود اضافه کردند.
    پس، اضافه کردن ماه سیزدهم با هدف جابجا کردن ماه‌های حرام نبوده است، چون نسیء جزو ماه‌های حرام نبوده پس هر وقت سال ۱۳ ماهه می‌شد، میان ماه ذی الحجه (ماه دوازدهم بود) و ماه صفر اول (محرم) یک ماه غیر حرام اضافه می‌شده است.

    دوم: تشابه نام‌ها
    در زبان عبری به مجمع عالی روحانیون یهود «سنهدرین» و به رئیس آن «ناسی» می‌گویند که به معنای شاهزاده و عالیجناب است. یکی از وظایف ناسی اعلام کبیسه بودن سال در ماه دوازدهم بوده است و «هیلل دوم» که تقویم عبری را به شکل کامل و نهایی آن درآورد مشهورترین ناسی تاریخ است. پس از پراکنده شدن قوم یهود در سراسر دنیا، یهودیان هر شهری برای خودشان مجمع و ناسی مجزایی داشتند که وظیفه رهبری آن‌ها و انجام فرایض مذهبی از جمله اعلام کبیسه بودن سال را برعهده داشتند.(منبع: مدخل Nasi در دانشنامه ویکی‌پدیا) طبق شواهد تاریخی در مراسم حج هم شخصی از قبیله بنی‌کنانه وظیفه اعلام ماه نسیء و ۱۳ ماهه شدن سال را بر عهده داشته است. اعراب به این فرد هم ناسی می‌گفتند. یکی از شاعران قبیله بنی‌کنانه در یکی از رجزخوانی‌هایش سروده:
    لنا ناسی‌ء تمشون تحت لوائه یحل اذا شاء الشهور و یحرم
    «آن مقام تاخیر اندازنده از ماست، که شما در تحت پرچم او حرکت می‌کنید، و هر ماهی را که بخواهد حلال می‌کند، و هر ماهی را که بخواهد حرام می‌نماید.» (منبع: تفسير آيه نسیء در مجمع البیان)

    سوم: تطابق ماه‌ها و فصل‌ها
    حدود یک سال پس از ممنوعیت ماه نسیء به واسطه آیات ۳۶ و ۳۷ سوره توبه، پیامبر برای آخرین بار به سفر حج می‌رود و در آنجا یک بار دیگر بر ممنوع بودن ماه نسیء تأکید می‌کند و اعلام می‌کند که ماه‌ها به جای اصلی خودشان باز گشته‌اند:
    لا و ان الزمان قد استدار کهیئته یوم خلق الله السموات و الارض، السنة اثنا عشر شهرا منها اربعة حرم، ثلاثة متوالیات: ذوالقعدة و ذو الحجة و المحرم و رجب مضر الذی بین جمادی و شعبان.
    «آگاه باشید که اینک زمان در گردش خود به همان هیئت و کیفیتی برگشته است که خداوند در وقت خلقت آسمانها و زمین آن را بدان کیفیت آفرید. سال دوازده ماه است و چهار تا از آنها ماه‌های حرام است، سه تا پشت‌سر هم، ذوالقعدة و ذو الحجة و محرم، و رجب مضر که بین ماه جمادی و ماه شعبان است» .
    در این عبارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خواسته است بفهماند که ماههای حرام اینک به مواضع حقیقی و اصلی خود بازگشته است، و انجام مراسم حج به ماه ذوالحجة باز گردیده است، و نسی‌ء و تاخیر در این حج باطل شده است. (منبع: «مجمع البیان» طبع صیدا؛ ج ۳، ص ۲۹)
    چون پیامبر حدود دو ماه بعد از خواندن این خطبه از دنیا می‌رود شاهد این نبود که ماه‌های قمری در طول سال (فصل‌ها) شروع به حرکت می‌کنند و دیگر در جای خودشان ثابت نیستند. اما با بررسی تقویم‌های قمری و شمسی می‌بینیم که گفته پیامبر در آن سال تقریبا درست بوده و مراسم حج در اول بهار برگزار شده است.
    چون سال نهم هجرت مطابق با سال ۴۳۹۱ عبری بوده و این سال کبیسه نبوده است، پس تقویم عربی کاملا بر تقویم عبری منطبق بوده است. اما سال دهم هجرت مطابق با سال ۴۳۹۲ عبری بوده و این سال کبیسه است. پس از همین سال اختلاف بین تقویم عربی و تقویم عبری شروع می‌شود و ادامه پیدا می‌کند.
    روز عید قربان سال نهم هجری (سالی که نسیء تازه ممنوع شده بود) مطابق با دوم فروردین و روز عید قربان سال دهم هجری (سال برگزاری حجه‌الوداع) مطابق با بیستم اسفند بوده است. پس، تصور پیامبر این بوده که ماه‌های سال در مکان خود ثابت خواهند ماند و همیشه مراسم حج در فصل بهار برگزار خواهد شد.

    بررسی و نتیجه‌گیری
    یکی از توجیهات مفسرین درباره ماه نسیء این است که می‌گویند این ماه فقط به قصد ایجاد تغییر در ماه‌های حرام انجام می‌شده و ارتباطی با کبیسه‌گیری ندارد. این مورد را به طور کامل بررسی کردیم و دیدیم که کاملاً اشتباه است و ارتباط ماه نسیء با شیوه کبیسه‌گیری یهودیان به وضوح دیده می‌شود.
    یکی دیگر از توجیهات ممنوعیت ماه نسیء و تغییر مکان ماه‌های قمری در فصل‌های مختلف این است که مفسرین می‌گویند به دلیل نزدیکی به خط استوا آب و هوای عربستان در فصل‌های مختلف تفاوت چندانی ندارد و در شهر مکه کشاورزی انجام نمی‌شده است پس نیازی به ثابت بودن ماه‌ها در فصل‌های مشخص نیست. اشتباه بودن این ادعا هم کاملاً روشن است و واضح است که در عربستان و مکه هم فصل‌های مختلف سال به وضوح مشخص هستند. زمان برداشت خرما همیشه در تابستان است و در فصل زمستان در عربستان باران می‌بارد و گاهی حتی خانه کعبه را نیز سیل ویران می‌کرده است.
    یکی دیگر از توجیهات مفسران این است که زمان واقعی ماه‌های قمری که مورد نظر خدا هستند همین زمان‌های فعلی است و ماه‌ها باید گردش داشته باشند و فواید مختلفی برای گردش ماه‌ها در فصل‌های مختلف سال ذکر می‌کنند. این حرف هم چیزی جز سفسطه نیست زیرا هدف از ابداع تقویم مشخص کردن زمان انجام کارها است و هدف این است که هر کاری در زمان درستش انجام شود. تقویمی که نمیتواند زمان برداشت خرما (تابستان) و فصل جفتگیری و زایش شترها (زمستان) را در زمان مشخص و ثابتی نگه دارد به چه کار مردم عربستان می‌آید؟ آیا چنین تقویمی که حتی با فصل‌های سال هماهنگ نیست می‌تواند با سرشت و فطرت انسان هماهنگ باشد و برای انجام کارهای مذهبی و روحانی استفاده شود؟
    با توجه به موارد گفته شده درباره آیات ۳۶ و ۳۷ سوره توبه می‌توان نتیجه گرفت که دانش قرآن حتی از مردم زمان خودش هم دو قرن عقب‌مانده‌تر بوده و ضرورت کبیسه‌گیری را درک نمی‌کرده است. شاید اگر پیامبر در ابتدای سال یازدهم هجرت (حدود یک سال پس از آمدن این آیات) از دنیا نمی‌رفت، آیه‌ای برای منسوخ کردن این آیات یا جایگزین کردن یک شیوه کبیسه‌گیری ارائه می‌کرد.
    همانگونه که کوپرنیک و گالیله اشتباه نجومی وعلمی مسیحیت را نشان دادند، در اینجا هم یک اشتباه واضح نجومی قرآن مورد بررسی قرار گرفت. شاید این مطلب دریچه‌ای باشد برای روشن شدن واقعیت دین اسلام و منشاء انسانی و زمینی قرآن.

    منابع:
    – ترجمه سوره توبه آیات ۳۶ و ۳۷ مکارم شیرازی
    – تفسیر آیات ۳۶ و ۳۷ سوره توبه در تفسیر المیزان
    – وبگاه انجمن کلیمیان ایران iranjewish.com
    – «مجمع البیان» طبع صیدا؛ ج ۳، ص ۲۹
    – مدخل Nasi در دانشنامه ویکی‌پدیا

دیدگاهتان را بنویسید