چه کسی مفاهیم عصمت و امامت را وارد مذهب شیعه کرد ؟

Print Friendly, PDF & Email

مفاهیم عصمت و امامت از بنیانی ترین مفاهیم نزد شیعیان و مذهب شیعه میباشند. اسلامگرایان شیعه برای محمد و دخترش فاطمه و امامان دوازده گانه شان قائل به عصمت داده شده از سوی الله میباشند. (در این مقاله میتواند دلیل شیعیان برای عصمت ائمه و رد ادعای آنها را بخوانید).

اما امروز ما در این نوشتار می خواهیم بصورت اجمالی بنیانگذاران باور به عصمت و امامت در مذهب تشیع را معرفی کنیم. با مطالعه کتب شیعه و تاریخ در می یابیم نخستین کسی که ادعای عصمت درباره علی ابن ابیطالب نخستین امام شیعیان را در زمان خود او مطرح کرده شخصی به نام عبدالله ابن سبأ می باشد. وی از یهودیان اهالی یمن بود که مسلمان شد و ظاهرا در فتنه قتل عثمان خلیفه سوم و تحریک مردم علیه او نقش اساسی داشته است.(۱) او از کسانی بود که طعن و لعن به خلفای سه گانه را آشکار کرد و ادعا می کرد علی این دستور را به او داده است. کما اینکه عبدالله اشعری قمی در کتاب مقالات و الفرق مینویسد: أن عبد الله بن سبأ أو من أظهر الطعن على أبي بكر وعمر وعثمان والصحابة، وتبرأ منهم، وادعى أن علياً أمره بذلك.
ترجمه: عبدالله بن سبا از کسانی بود که طعن بر ابوبکر و عمر و عثمان وصحابه را آشکار کرد و از انها برائت جست و ادعا میکرد که علی این را دستور داده ! (۲)

شیخ طوسی یکی از بزرگترین علمای شیعه در کتاب اختیار معرفة الرجال جلد ۱ ص ۳۲۴ درباره ابن سبأ نوشته است:
و ذكر بعضي أهل العلم أن عبد الله بن سبأ كان يهوديا فأسلم و والى عليا عليه الرلام، و كان يقول وهو على يهوديته في يوشع بن نون وصي موسى بالغلو، فقال في اسلامه بعد وفات رسول الله صلى الله عليه وآله في علي عليه السلام مثل ذلك. و كان أول من شهر بالقول بفرض امامة علي و أظهر البراءة من أعدائه و كاشف مخالفيه و كفرهم، فمن هي هنا قال من خالف الشيعة أصل التشيع والرفض مأخوذ من اليهودية.
ترجمه: بعضی از اهل علم ذکر کرده اند که عبدالله بن سبأ یکی از یهودیانی بوده که اسلام آورد و یکی از والیان علی علیه السلام بوده است میگویند که او زمانی که یهودی بود در مورد یوشع جانشین موسی علیه السلام غلو میکرد و زمانی که اسلام آورد همین غلوها را در مورد علی علیه السلام انجام میداد و او اولین کسی بود که گفت امامت علی فرض و واجب است و اولین کسی بود که برائت از دشمنانش را اظهار کرد و مخالفتش و کفر آنها را اظهار کرد، از هیمن جاست که مخالفان میگویند که شیعه و اصل تشیع و رفض از یهود گرفته شده است !!(۳)
همچنین ابوحاتم رازی در کتاب الزینة فی الکلمات الاسلامیة ص ۳۰۵ نوشته است:
أن عبد الله بن سبأ و من قال بقوله من السبئية كانوا يزعمون أن علياً هو الإله، وأنه يحيي الموتى، وادعوا غيبته بعد موته.
ترجمه: عبدالله بن سبا و کسانی از سبائیه که مانند او فکر میکردند کسانی بودند که گمان میکردند علی خدا است و او زنده ی بدون مرگ است و ادعا کردند که بعد از مرگش به غیبت رفته است(اولین مهدی شیعیان)(۴)
یعنی جرقه ی اول غلوهایی که شیعیان در عقایدشان وجود دارد از شخصی یهودی سرچشمه میگیرد کسی که بعنوان اولین نفر امامت موهوم شیعیان را اظهار و فرض آنرا واجب دانست، کسی که اولین نفر عصمت علی را ادعا کرد و کسی که اولین مهدی از صدها مهدی شیعیان را ساخت ، یک یهودیی بود که اکنون شیعیان پیرو عقاید اویند
طبق این روایت و برخی گزارشات تاریخی دیگر ظاهرا عبدالله بن سبأ دارای پیروانی بنام سبائیه هم بوده که در غلو در مقامات علی با او همراهی می کردند.همانگونه که ملاحظه می فرمایید طبق برخی روایات بنیانگذار مفهوم عصمت علی وغلو درباره مرتبه و مقام او یک یهودی تغییر مذهب داده بوده است. طبق همین اعتقادات که توسط ابن سبا وارد مذهب شیعه شده است, علی بن ابیطالب, اولین مهدی(امام غایب) شیعیان هم بوده است.
تمامی علمای شیعه در کتب اولیه خود از این شخص و نقش او در تشکیل مذهب شیعه نام برده اند اما بعدها با تقیه و دروغ و فریب از بردن نام وی خود داری کرده تا جایی که عده ای از روحانیون کنونی شیعه ابن سبا را شخصیتی تخیلی تلقی میکنند. حال آنکه خود ۱۲۰۰ سال یک شخصیت تخیلی را درون چاه به غیبت فرستاده اند و از مردم میخواهند که منتظر آمدن او باشند. اما علی رغم تمامی این سعی و تلاش, روایات زیادی از ابن سبا و اعتقادات و پیروان او در کتب روایی و رجالی شیعه موجود و غیر قبل انکار است.
همچنین در وجود ابن سبا در کتب دیگر سلامی شیعه روایات زیادی آمده از آن جمله:
الخصال از شیخ صدوق (۳۸۱هـ) صفحه ۶۲۸
من لا يحضره الفقيه از شیخ صدوق (۳۸۱هـ) جلد ۱ صفحه ۳۲۵
الاعتقادات في دين الإمامية از شیخ صدوق (۳۸۱هـ) صفحه ۱۰۰باب ۳۷ الاعتقاد في نفي الغلو والتفويض
اختيار معرفة الرجال – جلد ۲ صفحه ۵۹۳
رجال کشي, ج ۱، ص ۳۲۴، حديث ۱۷۲ -۱۷۳
سوزاندن ابن سبا توسط علی ابن ابی طالب:
اما ببینیم برخورد علی با ابن سبا چگونه بوده و پس از شنیدن حرفهای او و ادعاهای ایشان در مورد عصمت و امامت, چه برخوردی با ایشان کرده است.
در کتاب رجال الکشی که توسط یکی از بزرگترین علمای شیعیان نوشته شده با سند صحیح از جعفر صادق نقل شده که: هشام بن سالم قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام وهو يحدث أصحابه بحديث عبد الله بن سبأ و ما ادعى من الربوبية في امير المؤمنين علي بن ابي طالب. فقال انه لما ادعى ذلك فيه, استتابه أمير المؤمنين عليه السلام فأبى أن يتوب فأحرقه بالنار.
ترجمه: هشام ابن سالم میگوید از امام جعفر صادق شنیدم که برای اصحابش در مورد عبدالله بن سبا حرف میزد که او ادعای ربوبیت و خدایی برای علی علیه السلام می کرد پس علی او را به خاطر ادعای نادرست نسبت به خود توبه داد و او ممانعت کرد از اینکه توبه کند و امیرالمومنین علیه السلام هم او را باآتش سوزاندند…(۵)

علامه حلی از رجاليون بنام شيعه و متوفای ۷۲۸ هجری صراحت دارد: عبدالله بن سبأ غال ملعون حرقه اميرالمؤمنين بالنار، كان يزعم أن عليا عليه السلام إله و أنه نبي، لعنه الله.

ترجمه: عبدالله بن سبأ يك فرد غلو كننده و ملعون بود كه اميرالمؤمنين او را با آتش سوزاند. تصوّر می كرد كه اميرالمؤمنين، خدا يا پيامبر است. خدا او را لعنت كند.(۶)

پس طبق ادعای این روایات که در کتب معتبر خود شیعیان آمده, شخصی به نام ابن سبا وجود داشته و ایشان کسی است که علی را جانشین برحق محمد میداند و ادعای عصمت و امامت و حتی بالاتر از آن را داشت که به دلیل همین مطالب به دست علی, سوزانده میشود.

ولی یک مطلب جالب در یکی از کتب معتبر شیعه دیدم که خواندن آن جالب میباشد.

آيت الله العظمي خوئی از رجاليون بنام شيعه در عصر حاضر است و كتاب معجم الرجال الحديث ايشان، یکی از معتبرترین کتب شيعه است و در ۲۴ جلد چاپ شده است, می گويد: و أما عبد الله بن سبأ، فعلي فرض وجوده، فهذه الروايات تدل علي أنه كفر و ادعي الألوهية في علي لا أنه قائل بفرض إمامته.

ترجمه: بر فرض كه بگوييم عبدالله بن سبأ وجود خارجی دارد، او كافر شد و ادعای الوهيت در اميرالمؤمنين كرد. نه اين كه او بگويد امامت حضرت علی واجب است، بلكه سخنی درباره امامت حضرت علی از زبان او صادر نشده است. تنها چيزی كه از ايشان آمده، غلوّ و مطالب دال بر كفر او است.(۷)

حال اینجا سوالی پیش می آید, چرا خویی اصرار دارد بر اینکه ابن سبا در مورد امامت حرفی نزده است ؟ آیا خود این ادعا دلیل بر این نیست که ابن سبا, خالق ایده امامت و با کپی برداری از دین یهود و جانشینان دوازده گانه موسی, می باشد ؟؟
در ادامه این نوشتار همچنان به بررسی شخصیت عبدالله ابن سبأ می پردازیم و روایاتی از کتب اسلامی در تایید وجود این شخص واعتقاداتش خواهیم آورد و اثبات اینکه روحانیون شیعه تلاش مذبوحانه ای را برای غیر واقعی جلوه دادن وی میکنند. همانگونه که عرض شد عالمان شیعه از یک دوره ای به بعد سعی کردند وجود عبدالله ابن سبأ را انکار کنند در حالی که درکتب اسلاف ایشان روایات بسیار زیادی در باره وی موجود است.
نوبختی از علمای نامی شیعه و نویسنده کتاب بسیار معروف – فرق الشیعه – ميگويد: گروهی از اهل علم از اصحاب علی روايت كرده اند كه عبداالله بن سبأ، يهودی بوده و مسلمان شده و در ولايت علی در آمده است. او زمانی كه هنوز يهودی بود در مورد يوشع بن نون كه يكی از اصحاب موسی بود دچار غلو شد و زمانی هم كه مسلمان شد پس از وفات پيامبر در مورد علی هم دچار غلو شد. او اولين كسی است كه اعتقاد به امامت علی را گسترش داد و از دشمنان او برائت جست، و مخالفان او را ناسزا گفت.
نوبختی در ادامه می افزاید: در اينجا اين مسئله هم قابل ذكر است كه اعتقاد به وصی و جانشین, كه مورد تكيه ی ابن سباست، در تورات، اصحاح ۱۸، سفر تثنيه الاشتراع, بيان شده است و در همانجا آمده كه هرگز زمانی نخواهد بود كه پيامبری برای جانشيني موسي وجود نداشته باشد و هر پيامبري در دوره ي خود جانشيني خواهد داشت كه هنگام حيات او زندگي ميكند.

نوبختي درباره پیروان ابن سبأ و مکتب سبأيت ميگويد: آنان ياران عبداالله بن سبأ بودند كه نسبت به ابوبكر و عمر و عثمان و ساير صحابه طعنه ميزدند و او ميگفت كه علي او را به اين كار امر كرده است.(۸)

ابو عمرو کشی یکی از علما و مراجع بزرگ شیعه است که کتاب معروفش بنام ” معرفة الناقلین عن الأئمة الصادقین” معروف به ” رجال کشی” معتبر ترین کتاب رجال شناسی شیعه است. وی در چند موضع از این کتاب درباره عبدالله ابن سبأ روایاتی را می آورد که از این قرار است:
عده ای از اهل علم حکایت کرده اند که عبدالله بی سبا مردی یهودی بود که مسلمان شد و با علی علیه السلام دوستی کرد، او قبلا که هنوز یهودی بود درباره ی یوشع بن نون – که پس از موسی آمده است – می گفت: یوشع وصّی موسی است، ابن سبا وقتی که مسلمان شد درباره ی علی نیز چنین ادعایی کرد و از فرض بودن امامت علی و اظهار بیزاری از دشمنانش – یعنی صحابه – سخن گفت.(۹)
همچنین از محمد بن قولويه دوباره روايت كرده و ميگويد كه سعد بن عبداالله به من گفت كه يعقوب بن يزيد و محمد بن عيسي از ابوعمير از هشام بن سالم براي من روايت كرد كه گفت: از ابو عبداالله شنيدم كه درباره عبداالله بن سبأ و اعتقاد او به خدايي علي بن ابيطالب برای ياران خود سخن ميگفت. وقتي كه او چنين ادعايي مطرح كرد، اميرالمؤمنين از او طلب توبه كرد اما او انكار نمود، پس او را با آتش سوزاند.(۱۰)

همانگونه که می بینید یکی از معتبر ترین کتب رجالی شیعه وجود عبدالله بن سبأ و نوع اعتقادات او وبرخوردی که علی بن ابیطالب بااو کرده را آورده. ایشان طبق شیوه معمول خود دربرابر مخالفان عقیدتی ابن سبآ را آتش زده است!!
برپایه این روایات از کتب شیعه است که منتقدان تشیع این مذهب را ساخته و پرداخته یک یهودی می دانند و شاید دلیل انکار وجود ابن سبا توسط روحانیون شیعه, فرار از زیر این اتهام باشد.
اما ابن تیمیه از مخالفان سرسخت تشیع میباشد درباره عبدالله بن سبأ می گوید: أن أصل الرفض من المنافقين الزنادقة، فإنه ابتدعه إبن سبأ الزنديق و أظهر الغلو في علي بدعوى الإمامة و النص عليه و ادعى العصمة له.
ترجمه: اساس مذهب شيعه بر مي‌گردد به منافق و ملحدي به نام عبدالله بن سبأ ملحد که ايشان درباره علي، غلو کرد و گفت او امام است و پيامبر هم او را به نام خليفه، نصب کرده است و مدعي عصمت علي است.(۱۱)
پس با استناد به روایات انکار ناپذیری که از پیش رو گذشت, یکی از بنیانگذاران غلو درباره ائمه شیعه را شناختیم. همچنین این شخص مدعی عصمت و حتی خدا بودن علی ابن ابیطالب بوده و زبان به لعن وطعن خلفای سه گانه نخستین گشوده است. عالمان شیعه به خاطر یهودی مذهب بودن وی و نوع اعتقاداتش سعی در کتمان وجود او دارند درحالی که همانگونه که آوردیم ذکر وی درکتب علمای بزرگ شیعه آمده است.

پس از معرفی اجمالی عبدالله بن سبأ بنیانگذار مکتب سبائیت که مذهب شیعه ادامه دهنده همان مکتب است و اندیشه های وی درباره غلو نسبت به مقامات علی و حتی ادعای خدایی او و لعنت کردن خلفای سه گانه به شخصیت دیگری می رسیم که برخی عالمان شیعه او را بنیانگذار مفهوم عصمت در عالم تشیع می دانند.

این شخص ابو محمد هشام بن حکم الکوفی است. وی از شاگردان واطرافیان نزدیک جعفر صادق امام ششم شیعیان و فرزندش موسی الکاظم بوده است. هشام از اهالی کوفه بود که ظاهرا به شغل کرباس فروشی مشغول بوده است. او برادری هم داشته که نامش در کتب رجالی شیعه بعنوان راوی حدیث آمده است. از برخی روایات از جعفر صادق و موسی الکاظم معلوم می شود که هشام علی رغم برخی اعتقادات مشکوک و خاص که از او نقل می شده بسیار به این دو شخص نزدیک بوده و توسط آنان تایید شده است. شهرت هشام بیشتر به خاطر تبحر او در مناظره با مخالفان عقیدتی بوده است. در کتب روایی شیعه چهارده مناظره وی با افراد مختلف از جمله با ابو عثمان عمرو بن عمید بصری از رهبران فرقه معتزلیه نقل شده است. شهرت او دراین باره تا جایی رسید که به ریاست انجمن مناظرات یحیی برمکی وزیر ایرانی هارون انتخاب شد ومورد علاقه شخص هارون واقع گردید, گرچه بعدا این علاقه به نفرت تبدیل شد.(رجوع کنید به تلخیص رجال کشی نوشته محمد بن حسن طوسی ص ۳۲۰)
نزدیکی هشام بن حکم, که از شاگردان و پیروان مشهور جعفر صادق بوده به دربار هارون الرشید این حقیقت را نشان میدهد که بر خلاف ادعاهای شیعیان جعفر صادق و شاگردانش درگیری با خلیفه عباسی نداشته و از آزادی مطلق در بیان عقاید و افکار خود برخوردار بوده اند, کما اینکه خليفه تمامی اسباب تدریس جعفر صادق را فراهم کرده بود.
آیت الله مدرسی طباطبایی از فقیهان و متکلمان معاصر شیعه درباره تغییر شرایط مذهب شیعه در دوران جعفر صادق و تغییر نقش او از یک رهبر سیاسی و مبارز به رییس مذهب و نقش هشام بن حکم در این زمینه می گوید: براى آن دسته كه همچنان به امام صادق وفادار ماندند، امام ديگر رهبر مبارزه و منجى موعود که سالها در انتظارش بودند، نبود. دست کم اين ديگر نقش اصلى امام دانسته نمى‌ شد. حالا ديگر براى اين شيعيان همچنانكه براى گروه‌ هاى ديگرى كه در بالا اشاره شد، امام اساساً رئيس و رهبر مذهب بود. بدين ترتيب در ذهنيت جامعه شيعه در اين دوره، انقلابى پديد آمد و تأكيدى كه قبلا روى مقام سياسى امام مى‌ شد، اكنون به مقام مذهبى و علمى امام انتقال يافت. نظريه عصمت ائمه كه در همين دوره به وسيله هشام بن الحكم ـ متكلم بزرگ شيعه در اين عصر ـ پیشنهاد گرديد، مساهمت و مدد شايانى به پذيرفته شدن و جا افتادن هرچه بيشتر ذهنيت جديد كرد.(۱۲)

از هشام روایات فراوانی درباره عصمت امامان و پیامبران نقل شده که با استناد به این روایات, وی عصمت امامان را مسلم تر از پیامبران میدانسته زیرا، تصحیح اشتباه پیامبران را بوسیله ارتباط وحیانی آنان ممکن می دانسته در حالی که امامان چنین ارتباطی نداشتند و باید ابتدا به ساکن هیچ گناهی مرتکب نمی شدند.(رجوع کنید به اللمع فی الرد علی اهل الزیغ والبدع، نوشته ابولحسن اشعری،ص ۴۸)
حال ببینیم علمای بزرگ شیعه در اینباره چه نوشته اند. شیخ صدوق روایت جالبی در الخصال آورده که نظر هشام درباره عصمت امامان شیعه را به خوبی می نمایاند.
متن عربی: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ اِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ اَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَبِی عُمَیْرٍ قَالَ مَا سَمِعْتُ وَ لَا اسْتَفَدْتُ مِنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ فِی طُولِ صُحْبَتِی اِیَّاهُ شَیْیاً اَحْسَنَ مِنْ هَذَا الْکَلَامِ فِی صِفَهِ عِصْمَهِ الْاِمَامِ فَاِنِّی سَاَلْتُهُ یَوْماً عَنِ الْاِمَامِ اَ هُوَ مَعْصُومٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ لَهُ فَمَا صِفَهُ الْعِصْمَهِ فِیهِ وَبِاَیِّ شَیْ‏ءٍ تُعْرَفُ؟ قَالَ: اِنَّ جَمِیعَ الذُّنُوبِ لَهَا اَرْبَعَهُ اَوْجُهٍ لَا خَامِسَ لَهَا الْحِرْصُ وَالْحَسَدُ وَالْغَضَبُ وَالشَّهْوَهُ فَهَذِهِ مَنْفِیَّهٌ عَنْهُ. لَا یَجُوزُ اَنْ یَکُونَ حَرِیصاً عَلَى هَذِهِ الدُّنْیَا وَهِیَ تَحْتَ خَاتَمِهِ لِاَنَّهُ‏ خَازِنُ الْمُسْلِمِینَ فَعَلَى مَا ذَا یَحْرِصُ وَلَا یَجُوزُ اَنْ یَکُونَ حَسُوداً لِاَنَّ الْاِنْسَانَ اِنَّمَا یَحْسُدُ مَنْ هُوَ فَوْقَهُ وَلَیْسَ فَوْقَهُ اَحَدٌ فَکَیْفَ یَحْسُدُ مَنْ هُوَ دُونَهُ وَلَا یَجُوزُ اَنْ یَغْضَبَ لِشَیْ‏ءٍ مِنْ اُمُورِ الدُّنْیَا اِلَّا اَنْ یَکُونَ غَضَبُهُ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ فَرَضَ عَلَیْهِ اِقَامَهَ الْحُدُودِ وَاَنْ لَا تَاْخُذَهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَایِمٍ وَلَا رَاْفَهٌ فِی دِینِهِ حَتَّى یُقِیمَ حُدُودَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلَا یَجُوزُ اَنْ یَتَّبِعَ الشَّهَوَاتِ وَیُوْثِرَ الدُّنْیَا عَلَى الْآخِرَهِ لِاَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ حَبَّبَ اِلَیْهِ الْآخِرَهَ کَمَا حَبَّبَ اِلَیْنَا الدُّنْیَا فَهُوَ یَنْظُرُ اِلَى الْآخِرَهِ کَمَا نَنْظُرُ اِلَى الدُّنْیَا فَهَلْ رَاَیْتَ اَحَداً تَرَکَ وَجْهاً حَسَناً لِوَجْهٍ قَبِیحٍ وَطَعَاماً طَیِّباً لِطَعَامٍ مُرٍّ وَثَوْباً لَیِّناً لِثَوْبٍ خَشِنٍ وَنِعْمَهً دَایِمَهً بَاقِیَهً لِدُنْیَا زَایِلَهٍ فَانِیَه.
ترجمه: محمّد بن ابى عمیر گوید: در مدّتى که همدم هشام بن حکم بودم سخنى سودمندتر از این سخن که در باره عصمت امام گفت نشنیدم، روزى از او پرسیدم: آیا امام معصوم است؟ گفت: بلى، گفتم: حقیقت چیست؟ با چه چیزى مى‌توان عصمت را شناخت؟ پاسخ داد: سرمنشا تمامى گناهان چهار چیز است و منشا پنجمى ندارد: حرص، حسد، خشم و خواهشهاى نفسانى، و هیچ یک از اینها در امام وجود ندارد. شایسته نیست که امام بر مال دنیا حریص باشد؛ زیرا منشا حرص تهیدستى است؛ در حالى که همه عالم در اختیار او است و او خزانه ‌دار مسلمانان است؛ پس به چه دلیل حرص بروزد؟ امام حسود نیست؛ چرا که انسان به کسى حسادت مى‌کند که مقامى بالاتر از او داشته باشد و مقامى بالاتر از امامت نیست؛ پس چگونه به کسانى که پایین‌تر از او هستند، حسادت کند؟
سزاوار نیست که امام براى امور دنیوى خشمگین شود؛ مگر این که خشمش براى خداوند باشد؛ چون خداوند او را موظف کرده است که حدود او را اجرا نموده و نکوهش هیچ ملامت‌گرى او را از انجام وظیفه‌اش باز ندارد، بر خلاف دستورهاى دینى با کسى مهربانى نکند تا حدود الهى را اجرا کند.
شایسته نیست که امام از هواى نفس خویش پیروى کند و دنیا را بر آخرت ترجیح دهد؛ زیرا خداوند دوستى آخرت را در دل او کاشته؛ همان‌ طورى که محبت دنیا را در دل ما نهاده است، او به آخرت همانگونه نگاه مى‌کند که ما نسبت به دنیا داریم؛ پس آیا کسى را دیده‌اى که دیدن چهره زیبا را به خاطر چهره زشت رها کند؟ آیا دیده‌اى که کسى غذاى گوارا را به خاطر غذاى تلخ، لباس نرم و راحت را براى لباس خشن و نعمت‌هاى همیشگى و جاودان را به خاطر دنیاى فانى و رو به زوال رها کند؟(۱۳)سخنان غیر عقلانی و بلا دلیل هشام بن حکم در توجیه عصمت امامان جالب توجه است. این سخنان همچون بسیاری از معتقدات دینی دیگر پایه و اساسی ندارد و صرفا بر پایه نقل است.
جالب است که هشام ابن حکم با اینکه طبق برخی روایات معتقد به تجسیم خداوند بود و از نظر معتقدات اسلامی کافر به حساب می آمد به خاطر اینکه در مناظرات و مطالب خود طرف امامان شیعه را می گرفت و بر پیروی از آنان تاکید میکرد و علو درجات ایشان را خاطر نشان می ساخت مورد تجلیل و تکریم امامان ششم و هفتم شیعه بود وایشان اهمیتی به کفر و انحراف عقیدتی وی نمی دادند!!همانگونه که پیش از این گفته شد روایاتی در کتب تاریخی و رجالی اسلامی دلالت بر این دارد که هشام دارای برخی اعتقادات ملحدانه بوده است.
برخی هشام را از اصحاب ابوشاکر دیصانی، و ملحد و دهری دانسته‌اند. ابوشاکر دیصانی بنیانگذار مکتب دیصانیه بود که در عراق پراکنده بودند و پیرو مکتب رواقیان یونان شمرده می شدند. از جمله اعتقادات این گروه باور به جسمانیت رنگ و بو و طعم و همچنین موجودات روحانی وجود خداوند است.(رجوع کنید به کتاب نعمه، ص ۵۸-۵۶ و رجال کشی، ص ۲۷۸ و ملطی امام شافعی، ص۳۱)
اما در کتب حدیث شیعه روایتی درباره هشام هست که این اعتقاد وی و مطلع بودن جعفر صادق از این اعتقاد را نشان میدهد:
متن عربی: أحمد بن إدريس ، عن محمد بن عبد الجبار ، عن صفوان بن يحيى ، عن علي بن أبي حمزة قال قلت لأبي عبد الله عليه‌السلام سمعت هشام بن الحكم يروي عنكم أن الله جسم صمدي نوري معرفته ضرورة يمن بها على من يشاء من خلقه فقال عليه‌السلام سبحان من لا يعلم أحد كيف هو إلا هو « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » لا يحد.
ترجمه: على بن أبى حمزه گويد: به امام صادق گفتم: من از هشام بن حكم شنيدم كه از شما روايت كرده است، خدا جسمى است، توپر و نورانى، و شناختن او بديهى و ذوقى است و خدا به هر كدام بندگانش كه بخواهد بدان منت می نهد، فرمود: منزه باد كسى كه هيچ كس نداند او چگونه است جز ذات او، نيست به مانندش چيزى و او است شنوا و آگاه، نه حدى دارد و نه محسوس گردد و نه بسيده شود و نه (ديده ‏ها و نه) حواس او را دريابند، نه در چيزى گنجد و نه جسم است و نه صورت، نه در معرض نقشه بندى است و نه محدوديت.(۱۴)
علی رغم اینکه وی صاحب چنین اعتقادی بود و طبق معیارهای اسلامی این اعتقاد کفر محسوب می شود، ولی به دلیل اینکه از امامت و علو درجات ایشان دفاع می کرد نه تنها از سوی جعفر صادق و جانشینش موسی الکاظم مورد اعتراض و نقد قرار نگرفت بلکه بسیار مورد تفقد وتشویق ایشان بود.
در همین زمینه به چند روایت دیگر نگاهی می اندازم:
الف: دریکی از شلوغترین ایام حج امام صادق با گروهی از یارانش گفتگو می کرد. در این هنگام، هشام بن حکم که تازه به جوانی گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشوای شیعیان از دیدن جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و کنار خویش نشاند و گرامی داشت. این رفتار امام حاضران را، که از شخصیتهای علمی شمرده می شدند، شگفت زده ساخت. وقتی امام آثار شگفتی را در چهره حاضران مشاهده کرد، فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; این جوان با دل و زبان و دستش یاور ماست.»
سپس برای اثبات مقام علمی هشام در باره نامهای خداوند و فروعات آنها از وی پرسید و هشام همه را پاسخ گفت. آنگاه حضرت فرمود: هشام، آیا چنان فهم داری که با درک و تفکرت دشمنان ما را دفع کنی؟ هشام گفت: آری. امام فرمود: نفعک الله به و ثبتک; خداوند تو را در این راه ثابت قدم دارد و از آن بهره مند سازد.
هشام می گوید: بعد از این دعا، هرگز در بحثهای خداشناسی و توحید شکست نخوردم.(۱۵)
ب: امام صادق در یکی از روزها هشام را به حضور طلبید وفرمود: درباره تو سخنی می گویم که رسول خدا به حسان بن ثابت انصاری فرمود: تا وقتی که ما را با دست و زبانت یاری می کنی، پیوسته تو را به وسیله روح القدس تایید کند.«لا تزال مویدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانک»(۱۶)
ج: امام هفتم به هشام بن حکم توجه خاص داشت و او را متصدی کارهای شخصی اش قرار داده بود. حسن فرزند علی بن یقطین می گوید: هر گاه حضرت موسی بن جعفر برای رفع نیازهای شخصی یا عمومی چیزی لازم داشت، به پدرم (علی بن یقطین) می نوشت: فلان چیز را خریداری یا تهیه کن و باید متصدی این کار هشام بن حکم باشد. عنایت حضرت به هشام چنان بود که پانزده هزار درهم به او وام داد و فرمود: با این پول تجارت کن، سودش را بردار و سرمایه را به ما برگردان.(۱۷)
همانگونه که ملاحظه فرمودید هشام بن حکم طبق نظر برخی از مورخان وعالمان حتی شیعه، بنیانگذار نظریه عصمت امامان است و علی رغم اینکه بنابر برخی گزارشات روایی و تاریخی دارای افکار ملحدانه بوده است مورد تکریم وتایید ویژه امام ششم و هفتم شیعیان قرار داشته است.
با توجه به مطالبی که در این نوشتار آمد میتوان به این نتیجه رسید که نظریات عصمت و امامت که از اصول بنیادی مذهب شیعه میباشد توسط اشخاصی که نامبرده شد وارد این مذهب شده و هیچ سند قرآنی ندارد و حتی خود کسانی که به نام امام و معصوم در این مذهب شناخته میشوند نیز هیچگاه خود را صاحب این القاب نمیدانسته اند.
منابع:
۱. تاریخ الطبری، ج ۳، ص ۳۷۸
۲. مقالات و الفرق نوشته عبدالله اشعری قمی ص۲۰
۳. اختیار معرفة الرجال جلد ۱ ص ۳۲۴
۴. الزینة فی الکلمات الاسلامیة ص ۳۰۵
۵. رجال الكشي، ج ۱، ص ۳۲۴، حديث ۱۷۳
۶. . خلاصة الأقوال، ص ۳۷۲، چاپ موسسه الفقاهة
۷. معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج ۱۱، ص ۲۰۷
۸. فرق الشيعه نوبختي، ص ۴۴
۹. رجال کشی،ص ۱۰۸چاپ مؤسسه ي اعلمي كربلاء
۱۰. رجال كشي، ص ۹۸، چاپ مؤسسه ي اعلمي كربلاء و قاموس الرجال، ج ۵، ص ۴۶۱
– تنقيح المقال در احوال رجال مامقاني، چاپ المرتضويه نجف، سال ۱۳۵۰، ج ۲، ص ۱۸۳ و ص ۱۸۴
۱۱. مجموع الفتاوي لإبن‌تيميه، ج ۴، ص ۴۳
۱۲. مکتب در فرآیند تکامل، ص ۳۹
۱۳. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى ۳۸۱هـ), کتاب الأمالی، ص ۷۳۲، تحقیق و نشر: قسم الدراسات الاسلامیة – مؤسسة البعثة – قم، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۷هـ
۱۴. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، مجلسی، ج۲، ص۱
– اصول کافی،شیخ کلینی، جلد۱، ص ۱۰۴
۱۵. تفسیربرهان، جلد۱، ص ۴۲۰
۱۶. تنقیح المقال، ج۳، ص ۲۹۴
۱۷. رجال نجاشی، ص ۴۳۳; فهرست طوسی، ص ۳۵۵

57 thoughts on “چه کسی مفاهیم عصمت و امامت را وارد مذهب شیعه کرد ؟

  1. با توجه به مطالبی که در این نوشتار آمد میتوان به این نتیجه رسید که نظریات عصمت و امامت که از اصول بنیادی مذهب شیعه میباشد توسط اشخاصی که نامبرده شد وارد این مذهب شده و هیچ سند قرآنی ندارد :

    «آیه تطهیر سند معصومیت اهل بیت علیه السلام

    آیه شریفه « إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا » [احزاب/۳۳] ؛ خدا می خواهد پلیدی را از شما دورکند و شما را چنان که باید پاک دارد

    از آیات محکم کلام‌الله مجید است که علاوه بر روایات فراوان شیعه، به گواهی احادیث بی‌شمار منقول از طریق اهل سنت نیز در شأن پنج تن آل عبا نازل شده است . این آیه روشن الهی که به « آیه تطهیر» نامبردار است، حقیقت انسان‌های والایی را ترسیم می‌کند که با گذر از عوامل مادی و خاکی، به عالی‌ترین مرزهای عصمت و طهارت دست یافته،‌گوهر انسانیت را تنها به بهای رضوان الهی و خشنودی خداوند معامله کردند ؛ به گونه‌ای که اگر فضیلت و تقوای همه انسان ها یک جا جمع شود،‌قطره‌ای در برابر دریای بی‌کران فضائل آنها بیش نخواهد بود. اینان همان مفسران حقیقی کلام‌الهی‌اند که در بیان منزلت رفیع و جایگاه بس بلندشان فرمود:« إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » [ ۷۹ـ۷۸] .

    این آیه در سوره احزاب و در ضمن آیه‌ای قرار دارد که خطاب صدر آیه متوجه زنان پیامبر است و همین امر سبب گردیده است برخی به القای شبهه پرداخته، نزول آن را در شأن اهل بیت انکار کنند یا زنان پیامبر را نیز در زمره آنان قرار دهند. اصل آیه چنین است:

    « وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا ؛ و درخانه‌‌هایتان قرار و آرام گیرند و همانند زینت نمایی روزگار جاهلیت پیشین زینت نمایی نکنید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و از خداوند و پیامبر اطاعت نمایید . همانا خداوند می‌خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی [احتمالی و شبهه] را بزداید و چنان که شاید و باید پاکیزه بدارد.»۲

    آیه ۲۸ تا آیه ۳۴ سوره احزاب، درباره زنان پیامبر و تکالیف و وظایف آنان سخن گفته و به صورت خطاب مستقیم و با تعبیر « یا نساء النبی » ، یا به گونه خطاب غیر مستقیم و با تعبیر « یا ایهاالنبی قل لازواجک » آنان را مخاطب قرار داده،‌ وظایف سنگین آنها را بیان فرموده است . همین امر موجب شده است تا گروهی از مفسران متعصب یا مغرض در صدد توجیه آیه برآمده، زنان پیامبر را هم مشمول اهل بیت قرار دهند؛ در حالی که با نگاهی اجمالی به آیه تطهیر و آیات قبل و بعد آن به خوبی می‌توان به این حقیقت پی برد که هر گاه مخاطب قرآن زنان پیامبر هستند ،‌تمامی ضمایر به صیغه جمع مؤنث آمده ،‌حال آن که همه ضمایر در آیه تطهیر به صورت جمع مذکر است و این خود بهترین دلیل است که مخاطبان آیه، گروهی غیر از زنان پیامبرند.

    شأن نزول آیه تطهیر

    به اجماع علمای شیعه و بسیاری دیگر از دانشمندان اهل تسنن ، آیه تطهیر نزولی خاص داشته و مخصوص پنج نفری است که در زیر یک عبا گرد آمدند و به اصحاب کسا معروف گشتند.

    ابن جوزی از علمای بنام اهل سنت می‌نویسد: در شأن نزول این آیه مجموعاً سه عقیده ابراز شده است:

    الف ـ برخی نظیر عکرمه و مقاتل با اصرار بسیار آن را در شأن زنان پیامبر می‌دانند؛

    ب ـ گروهی همانند ضحاک ، ‌آن را شامل اهل ، خانواده ، زنان و خویشان حضرت می‌دانند؛‌

    ج ـ جمعی دیگر نظیر ابوسعید خدری ، ام سلمه‌ ،‌ عایشه و انس ، نزول آیه را در شأن پنج‌تن آل عبا می‌دانند که به حقیقت و صواب نزدیک‌تر است .۳

    اهل سنت و آیه تطهیر

    بسیاری از علمای عامه دخول پنج تن اصحاب کسا را در شمول آیه تطهیر انکار نمی‌کنند ؛ اما جماعتی از آنان تخصیص اجماعی شیعه را نپذیرفته ، بر این باورند که سیاق ورود آیه و چگونگی قرار گرفتنش در ضمن آیات مربوط به زنان پیامبر ،‌به همراه برخی روایات ، بهترین گواه صحت ادعای آنان و رد مدعای شیعه است. در این رابطه چند روایت مورد استشهاد آنان را ذکر می‌کنیم:

    ۱ـ‌ روی ابن جریر عن عکرمه انه کان ینادی فی السوق: « انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت » نزلت فی نساء النبی خاصه۴ ؛ ابن جریر از عکرمه چنین روایت کرده است که او در بازارها این گونه آواز می‌داد : آیه « انما یرید الله …» در شأن زنان پیامبر نازل شده است .

    در خور یادآوری است که روایت مذکور را سعید حوی در حالی از طبری نقل می‌کند که طبری در ذیل آیه مذکور، بیش از ده روایت در اثبات شأن نزول خاص آیه تطهیر در شأن پنج‌تن آل عبا نقل کرده و تنها همین یک روایت را از عکرمه آورده است۵ . مع‌الاسف ،‌ سعید حوی همه آن روایات را به یکباره به کناری می‌نهد و تنها روایت ضعیف عکرمه را دست مایه استدلال خویش قرار می‌دهد!

    آیه تطهیر سبب نزولی خاص داشته و تنها در شأن پنج نفری نازل گردید که در زیر یک عبا گرد آمده بودند و آنها عبارت بودند از : پیامبر گرامی اسلام ،‌حضرت علی ،‌ حضرت فاطمه ،‌حضرت امام حسن و امام حسین .

    ۲ـ عن عکرمه انه قال : لیس بالذی تذهبون الیه. انما هو نساء النبی۶ ؛ عکرمه گفته است : واقعیت آن گونه که می‌پندارید نیست، بلکه این آیه در شأن زنان پیامبر است.

    ۳ـ عن عروه انه قال :« انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت » قال : یعنی ازدواج النبی نزلت فی بیت عایشه۷ ؛ از عروه بن زبیر نیز نقل شده است که گفت: آیه تطهیر در خانه عایشه و در شأن زنان پیامبر نازل شده است.
    قرآن

    این اقاویل بخشی از مهم‌ترین روایاتی است که اهل سنت در این باب بدان استناد می‌کنند. نکته جالب این است که راویان بسیاری از این روایات اشخاصی همچون عکرمه ، ‌مقاتل و عروه هستند که همگی به دشمنی و خصومت با اهل بیت به ویژه شخص حضرت علی معروفند. در پاره‌ای موارد، از دیگران ، نظیر ابن عباس هم به عنوان یکی از راویان یاد می‌شود؛ اما تردیدی نیست که چنین نسبت‌هایی از سوی افرادی مانند عکرمه ، غلام ابن عباس انجام گرفته است تا از این طریق بتوانند برای ادعای دروغین و ساختگی خویش در بین مردم مقبولیتی دست و پا کنند . از ابن عباس احادیث بسیاری در تأیید نزول خاص آیه در شأن اهل بیت نقل شده است که اگر از صحت و استحکام بیشتری نسبت به آنچه اهل سنت ادعا می‌کنند برخوردار نباشد ، به طور قطع کمتر از آن هم نخواهد بود و در تعارض اخبار، خبرهای ضعیف از اعتبار ساقط است. روایات مربوط به نزول خاص آیه، مرجح است ؛ زیرا حداقل ترجیح این است که ابن عباس از صحابه و شاهد نزول آیه بود، و این دسته روایات از نظر کمیت و تعداد به مراتب بیشتر از آن چیزی است که از عکرمه نقل شده است . ولی عکرمه از تابعین است و روایات ادعایی او از نظر تعداد،‌کمتر از احادیثی است که از ابن عباس نقل گردیده است.

    درباره این سه نفر هم خواب است اشاره شود که عکرمه سردسته طایقه‌ای از خوارج بود که در راه منصرف ساختن مردم از علی از هیچ کوشش فروگذار نمی‌کرد . علاوه بر این که متهم به کذب و جعل حدیث بود؛ به گونه‌ای که مولای او،‌ابن عباس،‌ به صراحت اعلام کرد که عکرمه به او دروغ‌ها نسبت داده است. ۸

    معاویه گروهی از صحابه و جمعی از تابعین را گرد خود جمع کرده ، برای آنها پاداش و مقرری فراوانی تعیین نمود و به آنان دستو رداد تا می‌توانند اخبار نادرستی درباره علی جعل کنند و آنها نیز برای رضایت و خشنودی وی و کسب مزد و پاداش بیشتر ، ‌در انجام این کار از یکدیگر سبقت می‌گرفتند. از جمله این اشخاص: ابوهریره ، ‌عمروبن عاص و مغیره‌ بن شعبه از صحابه و عروه‌بن زبیر از تابعین بوده‌اند. ۹

    آیا واقعاً می‌توان به روایات چنین اشخاصی اعتماد کرده ، شأن نزول آیه تطهیر را در شأن اهل بیت عصمت و طهارت به این راحتی انکار کرد ؟!

    رد دیدگاه اهل سنت

    اینک دلایل مردود بودن ادعای اهل سنت بازگو می‌کنیم:

    ۱ـ بحث از تناسب آیات و ارتباط میان بخش های مختلف کلام الهی به ویژه آن دسته آیاتی که به یکباره نازل گردیده ،‌امری قابل قبول و مورد اعتناست؛ اما نباید فراموش کرد که نظم فعلی آیات، بر اساس ترتیب نزول آن نبوده، به دستور پیامبر انجام پذیرفته است که اصطلاحاً به آن توقیفی می‌گویند؛‌ بنابراین صرف قرار گرفتن آیه‌ای در ضمن آیات یا آیه‌ای دیگر به تنهایی نمی‌تواند وابستگی صددرصد آن را با آیات قبل و بعد به اثبات رساند.

    تنها نکته‌ای که می‌توان از سیاق قبل و بعد آیه تطهیر به دست آورد، ‌این است که آیه مذکور در ضمن آیات مربوط به زنان پیامبر قرار دارد ؛ اما در این که حتماً باید آن در ارتباط باشد،‌امری نیست که به راحتی قابل اثبات بوده یا بتوان بر آیه تحمیل کرد؛ به ویژه اگر بر این واقعیت اعتقاد داشته باشیم که در پاره‌ای موارد ، صدر آیه در خصوص یک مطلب است و میانه آن درباره مطلبی دیگر و ذیل آن بیانگر نکته‌ای سوم است . ۱۰

    ۲ـ با تدبر در ظاهر آیه تطهیر این حقیقت به دست می‌آید که در خود آیه قرینه صارفه و معارضی موجود است که مانع از ورود زنان پیامبر یا دیگر نزدیکان حضرت ، در شمول اهل بیت می‌شود؛ زیرا تمامی ضمایری که در آیات مورد بحث به زنان پیامبر بر می‌گردد ،‌ به صیغه جمع مؤنث آمده است ؛ حال آن که همه ضمایر جمله « انما…» به صورت جمع مذکر است. اگر واقعاً این آیه زنان پیامبر را هم شامل می‌شد ،‌ چه انگیزه‌ای سبب شده است همه ضمیرها به یکباره از جمع مؤنث به صیغه جمع مذکر برگردانده شود؟

    ۳ـ در مواردی از قرآن پیش آمده است که به هنگام بیان مطلبی ، به صورت جمله‌ای معترضه ،‌ مطلب دیگری را بیان فرموده است که بعنوان نمونه ، تنها به ذکر دو آیه بسنده می‌شود:

    الف ـ در داستان حضرت یوسف آمده است :‌ « فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَیْدِكُنَّ إِنَّ كَیْدَكُنَّ عَظِیمٌ یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَـذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ » [یوسف/۲۹ ـ ۲۸] ؛ چنانکه ملاحظه می‌شود، در اثنای سخن از کید زلیخا و مکر زنانه وی ،‌ جمله معترضه « یوسف اعراض عن هذا» آمده است که به قبل و بعد خود ارتباطی ندارد ، ‌بلکه خود جمله مستقل و مجزایی به شمار می‌آید.
    عکرمه سردسته طایقه‌ای از خوارج بود که در راه منصرف ساختن مردم از علی از هیچ کوشش فروگذار نمی‌کرد . علاوه بر این که متهم به کذب و جعل حدیث بود؛ به گونه‌ای که مولای او،‌ابن عباس،‌ به صراحت اعلام کرد که عکرمه به او دروغ‌ها نسبت داده است

    ب ـ‌ صریح‌تر و روشن‌تر از مورد فوق ، آیه سوم سوره مائده است که می‌فرماید:
    قرآن

    حُرِّمَتْ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ كَفَرُواْ مِن دِینِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ [مائده ۳] ؛ حرام شد بر شما مردار و خون و گوشت خوک و هر حیوانی که به هنگام کشتنش ، نام دیگری جز الله را بر او بگویند ، و آنچه خفه شده باشد یا به سنگ زده باشند یا از بالا در افتاده باشد یا به شاخ حیوانی دیگر بمیرد یا درندگان از آن خورده باشند ، مگر آنکه ذبحش کنید و نیز هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید که این کار خود نافرمانی است امروز کافران از بازگشت شما از دین خویش نومید شده اند از آنان مترسید از من بترسید امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خودبر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم پس هر که در گرسنگی بی چاره ماند بی آنکه قصد گناه داشته باشد ، بداند که خدا آمرزنده و مهربان است

    علامه طباطبائی می‌فرمایند:

    اگر در صدر و ذیل آیه با دقت و تأمل ژرف‌تری نظر شود ، ‌این حقیقت به دست می‌آید که در افاده معنا ،‌ خود کلامی تام است و کامل شدن معنایش متوقف بر « الیوم یئس الذین کفروا…» یا « الیوم اکملت لکم دینکم …» نیست. و اساساً به هیچ وجه نمی‌توان میان آغاز و انجام این آیه و آنچه در میانه آن قرار گرفته است ، ارتباطی از جهت معنا پیدا کرد. بلکه باید گفت « الیوم یئس الذین کفروا …» خود ،‌ آیه کامل و مستقلی است که به عنوان یک جمله معترضه در وسط آیه مذکور قرار گرفته است و در دلالت و بیان خویش ابداً نیازمند قبل و بعد خود نیست؛ بنابراین چه بگوییم این آیه به یکباره نازل گردیده ،‌ یا گفته شود که آیه « الیوم یئس الذین کفروا ….» نزولی مستقل داشته و به دستور پیامبر در این بخش از آیه سوره مائده قرار گرفته است ،‌ از یک حقیقت نمی‌توان غافل ماند و آن این که دو جمله مذکور آیه‌ای مستقلی به شمار می‌آید و هیچ یک در افاده معنا به دیگری وابسته نیست.

    دلیل بارز این مدعا هم روایات فراوانی است که از طریق شیعه و سنی در شأن نزول خاص آیه « اکمال دین» نقل شده است.۱۱ در بسیاری از این روایات بدون هیچ اشاره‌ای به قبل و بعد آیه « الیوم یئس الذین کفروا …» به شأن نزول اختصاصی آن پرداخته شده است. ۱۲

    بیشترین روایات این باب از ام سلمه، ‌همسر با وفای پیامبر ، نقل شده است که جملگی بیانگر نزول خاص نزول خاص آیه در خانه او و در شأن پنج‌تن آل عبا است .

    با بررسی اقوال و اراء مختلف به این نتیجه میرسیم که آنچه در نزول عام آیه،‌روایت شده است، ‌به هیچ وجه با واقعیت سازگاری نداشته،‌ بدون تردید دنبال کننده همان سیاستی است که موجبات خانه‌نشین شدن اهل بیت را فراهم ساخت و آنها را از حق خویش محروم نمود. واقعیت غیر قابل انکار آن است که آیه تطهیر سبب نزولی خاص داشته و تنها در شأن پنج نفری نازل گردید که در زیر یک عبا گرد آمده بودند و آنها عبارت بودند از : پیامبر گرامی اسلام ،‌حضرت علی ،‌ حضرت فاطمه ،‌حضرت امام حسن و امام حسین .

    نویسنده : دکتر نادعلی عاشور

    تلخیص: محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

    پی نوشت ها :

    [۱] غفاری ،‌حاج میرزا حسین، کاوشهای علمی در رجال واساتید روایات اهل سنت، ص ۲۱۰.

    [۲] خرمشاهی، بهاء الدین ، ترجمه قرآن، ص ۴۲۲.

    [۳] زادالمسیر، ج ۶،‌ص ۳۸۱، نیز بنگرید به : البحر المحیط، ج ۷، ص ۲۳۲ ـ ۲۳۱، روح‌المعانی ،‌ج ۲۲،‌ص ۱۳.

    [۴] الاساس فی التفسیر، ج ۸، ص ۴۴۳۷؛ نیز بنگرید به : شوکانی، فتح‌القدیر ،‌ج ۴، ص ۳۷۸.

    [۵] جامع‌البیان عن تأویل آیات القرآن،‌ج ۱۲، ص ۸؛ نیز بنگرید به : الدرالمنثور ،‌ج ۵، ص ۱۹۸.

    [۶] روح‌المعانی، ج ۲۲،‌ص ۱۳؛ الدرالمنثور ، ج ۵، ص ۱۹۸؛ فتح‌القدیر، ج ۴، ص ۲۷۸.

    [۷] الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۹۸؛ فتح‌القدیر،‌ج ۴،‌ص ۲۷۹.

    [۸] اشراقی، شهاب‌الدین ،‌اهل بیت یا چهره‌های درخشان،‌ص ۴۰.

    [۹] شرح نهج‌البلاغه ، ج ۴، ص ۳۵۸.

    [۱۰] فخر رازی ،‌تفسیر كبیر، ج ۱۳، ص ۲۱۰.

    [۱۱] در جوامع روائی شیعه از امام باقر نقل شده است كه فرمود: لیس شیء أبعد من عقول الرجال من تفسیر القرآن، ان الایة ینزل اولها فی شیء و أوسطها فی شیء و‌اخرها فی شیء.

    [۱۲] تفصیل منابع این روایات را در كتب ذیل بنگرید: حویزی، نورالثقلین،‌ج ۴،‌ص ۲۷۲ـ۲۷۰ ؛ فیروزآبادی ، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج ۱، ص ۲۴۲ ـ ۲۴۱؛ حسكانی،‌شواهد التنزیل ، ج ۲، ص ۱۵ـ۱۴؛ اهل البیت فی القرآن، ص ۲۴۸ـ۲۴۲؛ تفسیر آیة المودة ،‌ص ۱۰۵ ـ ۱۰۴.

    1. درود بر شما
      دوست گرامى اگر قرار باشد كه ما خزعبلات سايتهاى زردى مانند سايت وليعصر را كه پر از تحريف و دروغ است را بپذيريم، باور كنيد نيازى نبود اين همه وقت و انرژى گذاشته و اين مطالب را بنويسيم.
      شما در مورد قسمتى از آيه ٣٣ سوره احزاب را نوشته ايد كه اولا با واقعيت كاملا مغايرت دارد و دوما نشان از بيسوادى محض نويسنده آن مطالب دارد.
      در پاسخ به اين ادعا من يك مقاله كاملا در رد ادعاى نويسنده مقاله فوق نوشته ام و در همين سايت قرار داده شده.
      لطف بفرماييد از طريق اين لينك پاسخ را بخوانيد.

  2. بحث شما در لینک فوق تاکید بر منحصر نبودن شمول آیه بر اصحاب کساء است
    یعنی آیه دلالت بر عصمت دارد اما زنان پیامبر را هم شامل می شود

    همین مقدار را هم که قبول کنید ادعای شما در مقاله فوق مبنی بر اینکه عبدالله صبا منشاء ایده عصمت را رد می کند.

    1. جمله ای که استفاده شده است جمله شرطی است.
      ظاهرا مفاهیمی ساده مانند جمله شرطی برای شما ناشناخته است !!
      البته با پاسخ کاملی که من قرار دادم دیگر جای هیچگونه بهانه ای برای شما باقی نگذاشت ….

  3. از قدیم به ما گفته اند دو دوتا می شه چهارتا

    شما معترفید که شیعه و سنی در شمول آیه تطهیر اختلاف دارند و این یعنی
    شیعه ها (درست یا نادرست) اعتقاد دارند آیه دلالت بر عصمت اهل بیت می کند و
    این قصه عبدالله بن صبا را پوچ می کند.

      1. تشکر از شما دو بزرگوار

        برای شروع
        نقطه آغاز تکامل و فرگشت دقیقا از کجا و چه موجودی است؟

      2. این سوال اینقدر سخت بود که کسی جواب نداد؟؟؟؟؟
        جناب دکتر اگر ممکنه شما جواب بدید.

      3. جناب سمیر
        این که پرسیدید (چرا یک دوره جدید تکامل را شروع نمیکنند) تا جایی که من از زیست شناسی میدونم، تکامل هیچ وقت متوقف نشده که حالا دوباره شروع شود. جانداران از همان پروکاریوتها گرفته تا انسان همچنان درحال تغییر و تحول هستند. البته توجه دارید که این تغییرات طی ملیونها و ملیاردها سال انجام شده و شما در طول زندگی خود نمیتونید تغییر زیادی رو مشاهد کنید. ولی حتماً در اخبار از به وجود آمدن باکتریها و ویروسهای جدید، یا آفات و حشرات مقاوم به سموم قبلی، ویا کشف مثلاً قورباغه ای جدید با پاهای بزرگتر شنیده اید. حتی خود ما انسانها هم نسبت به چند نسل قبل تغییراتی در قد و هوش و مشخصات دیگر داشته ایم.
        البته ممکن است بعضی از مراحل تکامل باتوجه به شرایط زمین متفاوت باشد. مثلاً چند میلیارد سال قبل به علت دمای و فشار بالا، آتشفشانها، و شرایط آب و هوایی کاملاً متفاوت زمین، تکامل هم مسیری متفاوت با زمان حال رو داشت.

      4. شرمنده که دیر شد.
        تاریخ دقیق را هنوز نمیتوان مشخص کرد.
        اما حدود ۳.۸ میلیارد سال پیش اولین RNA ها شکل گرفتند که اولین مولکولی بود که توانایی نسخه سازی از خود را داشت.
        حدود ۳.۵ میلیارد سال پیش پروکاریوتها (موجودات تک سلولی بدون هسته و فاقد ریز ارگانیزمهای درون سلولی بجز ریبوزم و داری RNA) به وجود آمدند. و هنوز هم وجود دارند!
        سیانوباکتر یاها (که به اکسیژن نیاز ندارند ).

      5. تشکر
        اگر هنوز وجود دارند چرا یک دوره تکامل و فرگشت جدیده را شروع نکرده و نمی کنند؟؟

      6. جناب سمیر
        بهتر نیست به جای سوالاتی که بیهوده است لطف بفرمایید و کمی زمان صرف کنید و مقوله فرگشت را به طور کامل بخوانید تا متوجه شوید اصولا فرگشت یعنی چه و در چه مدت زمانی موجودات به فرگشت رسیده اند ؟؟؟؟

      7. شما فرض کنید من مطالعات نسبتا کاملی داشته ام و این سوال نتیجه همان مطالعات است تقریبا با هر کسی که در مورد فرگشت بحث داشته ام اولین جوابی که داده اند همین جواب شماست
        عدم درک درست از فرگشت و بعد هم توضیح واضحات و تکرار مکررات
        در فرگشت چاره ای از این نیست که قبول کنیم تنها در یک نقطه از تاریخ موجوداتی (تک سلولی های خاص) بوده اند که توانایی بذر واقع شدن برای رشد سایر موجودات را داشته اند و تک سلولی های امروزی دیگر چنین خاصیتی ندارند و الا ما باید هر لحظه و هر آن شاهد شروع روند جدیدی از فرگشت باشیم.

        اگر جایی از این مطلب اشتباه است خیلی خلاصه توضیح دهید.

  4. نکته اصلی این وسط فراموش شد.
    شما یا هر کس دیگری به مجوز و بر اساس چه دلیلی، مطهر بودن رو به عصمت ترجمه میکنید؟
    به فرض هم که قرآن کلام خدای مورد ادعای مسلمانان باشد.
    به فرض هم که آیه تطهیر دهها آیه مشابه در باره پیامبر و ائمه باشد.
    هیچکدام از اینها به معنای معصومیت، آنهم معصومیتی فراگیر و عام از هر اشتباه و گناه!!!! نیست.
    تطهیر و عصمت (طهر و عصم ) دو لغت کاملا متفاوت هستن و تحویل هر یک به دیگری درست نیست.

    1. إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ
      همانا خداوند می‌خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید

      خداوند اراده کرده که هر گونه پلیدی از اهل بیت دور باشد و هر چه خداوند اراده کند تخلف ناپذیر است.

      1. جناب سمیر عزیز
        من لینکی را خدمت شما دادم و اثبات کردم که این قسمت از آیه ۳۳ سوره احزاب ارتباطی به عصمت ندارد. ولی ظاهرا مرغ شما شیعیان یک پا دارد. در آیات زیر نیز از کلمه تطهیر استفاده شده و بر اساس ادعای شما شیعیان باید معنای عصمت از آن استخراج شود. لطف میکنید برای ما توضیح دهید که چطور فقط کلمه تطهیر در این آیه معنای عصمت میدهد و در جاهای دیگر قرآن معنای عصمت نمیدهد ؟؟؟؟

        إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ [۱۱-انفال]
        ترجمه: و (یاد آورید) هنگامی را که خواب سبکی که مایه آرامش از سوی خدا بود، شما را فراگرفت؛ و آبی از آسمان برایتان فرستاد، تا شما را با آن پاک کند؛ و پلیدی شیطان را از شما دور سازد؛ و دلهایتان را محکم، و گامها را با آن استوار دارد!

        ۚ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (۶-مائدہ)

        الله نمی‌خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند, بلکه می‌خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید؛ شاید شکر او را بجا آورید!


        ایا هر کس وضو بگیرد معصوم است؟
        اگر طبق ایه تطهیر اهلبیت معصوم باشند پس طبق این دو ایه همه مسلمانان جهان معصوم هستند.

        در این ویدئو نیز یکی از بزرگترین مراجع حال حاضر شیعه ادعای شیعه در مورد آیه تطهیر را رد میکند.

      2. اگر دقت می کردید متوجه می شوید که من برای توجیه عصمت اصلا از کلمه تطهیر در این آیه استفاده نکردم بلکه گفتم:
        إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ
        همانا خداوند می‌خواهد که از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید

        خداوند اراده کرده که هر گونه پلیدی از اهل بیت دور باشد و هر چه خداوند اراده کند تخلف ناپذیر است.
        برای اثبات عصمت همین مقدار از آیه کافی است و جمله یطهرکم تطهیرا تنها تاکیدی بر این موضوع است.

      3. دوست نازنین
        لطفا نه مغلطه کنید و نه خودتان را فریب بدهید
        من در مقاله ای که دادم خدمت شما اثبات کردم که این آیه ارتباطی به اولاد علی ندارد و دوما یک ویدئو فرستادم خدمت شما که یکی از بزرگترین آیت الله های شیعه ای مطلب را بیان میکند.
        حال شما دوست دارد خودتان را فریب دهید, آن یک مساله دیگر است.
        ما اینجا قصد قانع کردن کسی را نداریم.

      4. وقتی عربی بلد نیستی همین بلا سرت میاد که آیه ی مربوط به پاک کنندگی بارون رو با آیه ی تطهیر یکی میکنی.
        مشاله کلمه ی تطهیر نیست مسئله یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا ایت اون الف که در انتهای تطهیر اومده معنا رو عوض میکنه.ومیشه پاکه پاک یعنی همون معصوم.در ضمن.بارون چه ربطی به آدم داره.آیه ی اول که گذاشتی پاک کنندگی بارون رو میرسونه. آیه ی دوم هم مثل همیشه تبهرت رو نشون دادی در تقطیع اگر به خودت زحمت میدادی و کل آیه رو میاوردی میدیدی منظور از تطهیر پاکی از جنب شدن هست برای نماز:
        ای اهل ایمان، چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دست‌ها را تا مرفق (آرنج) بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی پا مسح کنید، و اگر جُنُب هستید پاکیزه شوید (غسل کنید) و اگر بیمار یا مسافرید یا یکی از شما را قضاء حاجتی دست داده و یا با زنان مباشرت کرده‏اید و آب نیابید در این صورت به خاک پاک و پاکیزه‏ای روی آرید و به آن خاک صورت و دست‌ها را مسح کنید (تیمّم کنید). خدا نمی‏خواهد هیچ گونه سختی برای شما قرار دهد، و لیکن می‏خواهد تا شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند، باشد که شکر او به جای آرید. (۶).
        در آیه ی تطهیر در مورد مساله ی خاصی صحبت نکرده بلکه به صورت کلی گفته شما پاک پاک هستید.
        اول بفهم و بدون بعد بنویس.

      5. حالا گیریم که بشه پاکه پاک
        چه ربطی به معصوم داره
        نمیتونست بگه امامها معصوم هستند؟
        به جاش گفته اهل بیت پاکه پاک هستند!
        نکنه به قول شما خدا هم عربی بلد نبوده

      6. عاقل عزیزم و بقیه دوستان این پاک پاک نیس اگه اشتباه نکرده باشم مفعول مطلق تاکییدی یا نوعی باید باشه به احتمال زیاد تاکییدی قوانین عربی خیلی پاک نه پاک پاک

  5. کل داستان امامان سرو تهش مشکل داره !!!
    حتما این داستان را اکثر شما شنیده اید :
    … روزی مامون مناظره ای با کل بزرگان دینی برگذار کرده بود …. امام رضا دیر آمد و وقتی آمد کفش هایش را زیر بغل گذاشته و وارد مجلس شد…..مامون از این حرکت امام رضا دلگیر شد و پرسید مگر ترا چه شده که چنین کردی؟….رضا گفت از پیامبر نقل است که حنفیان کفش دزد هستند و ترسیدم کفشهایم را بدزدند!…… سر گروه حنفی گفت مگر ما زمان رسول خدا بوده ایم که ایشان از ما روایت کرده اند!….. رضا گفت پس اشتباه کردم …..پیامبر گفت مالکیان کفش دزد هستند…. روسای گروه مالکی نیز همین ادعا را کردند…. خلاصه امام رضا تک تک گرایش های دینی را شمرد و آنها نیز ادعا کردند که در زمان پیامبر اصلا نبوده اند!!!
    امام رضا پس از این اتهامات ، بیکباره گفت پس از پیامبر حدیث موثق نیز دارید که گفته اگر کسی بعد از من در دینم گرایشی بسازد یا انحرافی موجب شود رافضی و مرتد دین من است!!!
    همگی تصدیق کرده و شرمنده شدند و جلسه تقریبا نابود شد……
    امام در کتب علمای تسیع مابقی این داستان ذکر نشده و برخی به امام رضا متذکر شدند که جد شما صادق نیز خود را شیعه خوانده و مسلک آورده و شیخین را توهین کرده است….. امام رضا گفت جدم گمراه شده بود…!!!
    گرچه علمای تشیع این قسمت را انکار میکنند ولی حداقل بد نیست کمی به عقل و استدال تکیه کنیم
    گرایش های اهل تسنن چندان انحرافی از اصول ابتدایی اسلام ندارند و فقط در یکی اتفاق ارا به کتاب ، در یکی دیگر با کتاب و احادیث و در دیگری به رای مردم است شاید کمی انحراف از اصول ابتدائی اسلام
    ولی همه میدانیم که شیعه بالاترین انحرافات از اصول ابتدائی اسلام را دارد ، مسئله ولایت امامت ، مسئله مجتهد… مسئله لعن شیخین ….. اینان بزرگترین انحرافات از اصول ابتدائی اسلام است پس چگونه امام رضایی که به انحرافات جزئی اهل تسنن خرده میگیرد ، خود تابع گرایش شیعه است!!!!!

    پس معلوم است که امام رضا اصلا تابع جد خود نبوده چه رسد به آنکه شماره هشتم را نیز داشته باشد پس قطعا شماره ها بعدها بدآنها داده شد.

    همیشه برای من سوال بود که چرا به امام جعفر ، جعفر صادق میگویند. مگر امامان دیگر دروغ میگفتند؟…. شیعه معتقد است که برادر امام عسگری را بنام جعفر کذاب شهره کرده بودند ، لذا به ایشان جعفر صادق لقب داده اند….!!!

    آیا این منطقی است. کسی که ۲۰۰ سال بعد می آید و اصلا شخصیت مهم و اندیشمندی نیست چرا باید لقب یک امام را تغییر دهد؟؟؟ مثلا اسم من رضا است حالا اگر کسی در شهر دیگر اسمش رضا باشد و سبیل کلفت نیز داشته باشد ، معقول است به من بگویند رضا بی سبیل!!!!؟؟؟؟؟

    چرا چهار تن از شاگردان امام جعفر میبایست بقول معروف کله کنند و از وی جدا شده و گرایش های اهل تسنن را بوجود آوردند؟؟؟؟؟ حالا یک شاگرد خلف ….. دو شاگرد خلف …… چهار شاگرد ممتاز خلف از آب در آیند؟؟؟؟؟؟؟؟

    ولی این استدلال منطقی است که :
    جعفر آنچنان در دین هجویات میگفت که از وی جدا شده و به او لقب جعفر کذاب داده باشند و اشاره امام رضا به جد گمراهش نیز منطقی بود.

    و نکته جالب اینکه تمامی رد و ریشه های انحرافات شیعه ، مستندات بی پایه و لعن شیخین از این امام رسمیت پیدا کرد.

    همین مسئله امامت علی و جانشینی پیامبر خود هزار مشکل دارد. میگویند در غدیر خم پیامبر علی را جانشین خود انتخاب کرد. گیریم قبول….ولی پیامبر به آدم مکرر بود. آدمهای مکرر یک حرف را چندین بار تکرار میکنند.
    پیامبر پس از نماز مغرب همیشه برای مسلمین سخنرانی میکرد. در فتح مکه پیامبر ۱۰ شب آنقدر از نحوه فتح مکه سخنرانی کرد که همگی آن را مثال میزدند. پیامبر حتی پای منبر از زیبایی های زینب صحبت میکرد ، حال چطور مسئله ولایعهدی و زمامداری و جانشینی به این مهمی را هیچگاه نگفت؟؟؟؟؟؟

    از قضیه غدیرخم تا وفات پیامبر نزدیک به چهار الی پنج ماه گذشت و پیامبر چرا حتی یکبار این مسئله را پای منبر تکرار نکرد؟؟؟؟ پای منبر پیامبر همیشه انصار بودند که دوستدار علی بوده و قطعا واکنش نشان میداند. جعل کردند که پیامبر کاغذ خواسته که بنویسد و عمر نگذاشت خوب داد میزد …. فریاد میزد….. در جمع او همه حاضر بودند…….
    لذا قضیه جانشنی کلا مشکوک است. چرا که در زمان بیماری پیامبر ، پیامبر بارها ابوبکر و عمر را بجای خود برای اقامه نماز فرستاد ولی حتی یکبار علی را نفرستاد !!!

    همین قضیه عاشورا و حسین…… چگونه حسینی که هفتم ذی الحجه در مکه بوده میتوانست پس از ۲۲ روز در اول محرم در کربلا باشد در جایی که بیش از ۳۰۰۰ کیلومتر فاصله دارند و حتی اگر خط مستقیم هر بین این دو بکشیم (توجیه یکی از اشخصاص) باز فاصله ۱۷۰۰ کیلومتری را نمی توانست با کاروانی که در روز فقط سی کیلومتر طی طریق کند ، بپیماید!!!!

    لذا بنظر من ، قضیه امامان و کلا عصمت و جانشینی آنها ، بعدا شکل گرفت و اصلا خودشان هم روحشان خبر نداشت. (جز جعفر که کلا مشکوک میزند)

    حال چه شده که کار به اینجا کشیده شده است ، معلوم نیست ولی هر چه باشد ، قطعا از بیزاری ایرانیان بخصوص در زمان شاه اسمائیل و شاه عباس برمیخیزد و شاید آنان برای تبرا از اسلام عرب ، دین و گرایش جدیدی خلق کرده اند.

    نمونه بارز آن در زمان خودمان در حال اتفاق است. این راه پیماییهای سالانه به کربلا و ساخت حرم فاطمه منظوری دارد و قطعا در آینده مراسم حج بجای مکه در کربلا و عراق انجام خواهد شد …… مطمئن باشید….

    1. از این بحث ها و شبهات تاریخی که بگذریم از نظر عقیدتی افق عقیده اهل سنت بسیار به افق کفر نزدیک است لذا بسیار راحت با کافران علیه شیعیان همدست می شوند.
      یکی از نشانه های ایمان در قرآن، شدت دشمنی یهود با مومنین است و شنیدم یکی از اهل سنت با استدلال به این آیه مستبصر و شیعه شده است:

      لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا
      بى گمان، سرسخت ترین مردم را در دشمنى با کسانى که ایمان آورده اند
      یهودیان و مشرکان خواهى یافت

      1. جناب سمیر گرامی

        قصد دفاع از اهل سنت را ندارم ولی برای پاسخ دادن به ادعای شما, در طول تاریخ همیشه این شیعیان بوده اند که بر علیه باقی مسلمانان با غیر مسلمانان همدست شده اند. نمونه آن حمله مغول و خیانت شیعیان – فتح بغداد و خیانت شیعیان – فته کابل و همدستی شیعیان ایران با امریکا – فتح بغداد و همدستی ایران در سقوط صدام – و همینک نیز همدستی شیعیان ایران با کفر روسیه برای غلبه بر کسانی که همه مسلمان هستند.
        ولی اینکه فرمودید که اهل سنت کافر هستند و به کفر نزدیک هستند خود به خود اعتراف به اینکه رسالت محمد به شکست تبدیل شده و بیش از ۹۰% از پیروانش به کفر رسیده اند. این ادعای شما کل ادعای قرآن و کل ادعای مسلمانان را نبود میکند.

      2. همه موارد رو رها و کن و همدستی ایران با آمریکا برای سقوط صدام رو بچسب !!!!!!!!!!!!!!!
        از مسلمان !!! بودن صدام که بگذریم می شه لطف کنید یکی دو تا مدرک برای همدستی ایران با آمریکا ارائه کنید؟؟
        اما در مورد کفر اهل سنت اگر کمی دقت می کردید من نگفتم کافر هستند بلکه گفتم افق عقیده آنها به افق کفر بسیار نزدیک است و این با کافر بودن متفاوت است
        پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود برای جلوگیری از گمراهی دو ابزار نیاز است:
        کتاب خدا و پیروی از عترت و
        اهل سنت با جدایی از عترت به فلاکتی که امروز همه ما مشاهده می کنیم افتاده اند.

      3. جناب سمیر

        دوست گرامی ظاهرا سن و سالتون خیلی کم هست عزیزم
        به شما توصیه میکنم که به جای گذراندن وقت و نوشتن کامنتهایی که بیش از پیش بی اطلاعی شمارو نشان میده, کمی تحقیق کنید و برای یافتن این پاسخ سری به سایت تابناک بزنید و اعترافات محسن رضایی در همکاری ایران در سقوط کابل و بغداد را در همکاری با ارتش امریکا را بخوانید.
        در ضمن از دید تمامی علمای بزرگ شیعه, هرکسی که امامت ائمه شیعه را نپذیرد کفر و مهدور الدم میباشد. در واقع تکفیر تمامی مسلمانان غیر شیعه. برای اثبات این ادعا لطف بفرمایید و این ویدئو را ببینید. در این ویدئو آیت الله حیدری از بزرگترین مراجع حال حاضر شیعه, اعتراف میکند که مذهب شیعه یک مذهب تکفیری است.

  6. دوست عزیز قطعا شما با ایدولوژی گرایش اهل تسنن آشنایی کمی دارید.
    اینکه ما بگوییم کی دشمن است و کی دشمن نیست که چه شود ؟؟؟؟؟ از این حرفها بگذریم. قطعا رسالت تمامی انبیا و هدف خداوند ایجاد محیطی امن برای زندگی مردم است. فقط همین!!!
    قران کتاب قانون و احکام است و تمامی کتب الهی نیز فرامین زیستن و احترام به قانون
    حداقل همگی ما این را شنیده ایم که خداوند حق الناس را برتر از حق خود میداند. این بوضوح پیام وی را جهت ایجاد یک جامعه با قانون و امن توضیح میدهد.

    پس هدف جامعه امن و استوار است. حال دیگر به من و شما مربوط نمی شود که فردی نماز بخواند یا نخواند…..

    اینکه آن گرایش دینی چه میگوید و آیا حق است و نیست اهمیتی ندارد.
    مهم آن است که ببینیم در طی این هزار سال این گرایش ها چه بر سر ملکتها آورده است :
    ۱- کشورهای ترکیه ، اردن ، کشورهای اروپایی (مسلمانان آنها بخصوص اسپانیا) ، مصر و الجزایر و کشورهای ازبکستان ، تاجیک و آذربایجان و کلا شمال و مرکز آفریقا : گرایش تسنن حنفیه یا مالکی – جامعه تقریبا دمکرات ، زندگی آرم بدون دردسر
    ۲- کشور عربستان و پراکنده در امارات و لبنان – حنبلی و عمدتا وهابیت – کشورهای توسعه یافته ولی بشدت مرتجع و متعصب دینی
    ۳- کشورهای ایران ، عراق ، لبنان و سوریه : شیعه – جز و مد شدید بین توسعه و تشدد – جامعه ناآرام و بسیار غیر قابل پیش بینی

    حال خودتان قضاوت کنید و ببینید با توجه به رسالت انبیا ، بنظر زندگی کردن در کدام جامعه هدف آنها بود؟؟؟؟؟؟

    ….. قطعا سریال روشن تر از تاریکی از شبکه ایران را دیده اید……. سریالی در خصوص زندگی ملاصدرا و هم عصر وی شاه عباس…..

    ببینید شاه عباس در آن سریال چه میگوید…….در بخشی که قرار است ملاصدرا محاکمه شود ، پس از تبرئه در خصوص مشرک بودنش توسط عالم عصر ، شاه عباس به وزیرش چه میگوید….. من باید این شیخ را مجازات کنم تا دل علما را بدست آورم….اخر اونا هر موقع من میخوام برام سرباز میارن و فتوا میدن!!!!!!!

    واقعا شما اگر روشنبین هستید به من توضیح دهید این لکه ننگ شیعه یعنی مجتهد یعنی چه ؟؟؟؟؟؟

    میگویند برای اینکه اشخاص از توضیح مسائل و کندو کاش در آن عاجزند لذا پیروی از مجتهد جهت این امور واجب است. بعد جناب مجتهد می آید و در هر اموری که دلش خواست به بهانه دینی وارد شده و فتوا میدهد!!!!!!!!!!

    ……. همین آقایون در جنگ با ازبک ها برای شاه عباس فتوا ندادند…… شاه نگران شد و با آنها وارد مذاکره شد….. آخر این جلسه مقرر شد تا نصب سهم خمس به مراجع تعلق گیرد !!!!!!!!!! (در قدیم خمس و ذکات به دولت میرسید و رضا شاه آن را منع کرد)

    ببینید این آقایون برای مال دنیا چه بر سر مردم میاوردند و می آوردند.
    حتما قضیه امیرکبیر را شنیده اید.

    لذا گرایش های دینی در طول این هزار سال تبدیل به اهرمی جهت کنترل و فشار و استبداد شده است. حال فرض گیریم اصلا شیعه آخر همه چیز….. قبول….

    ولی آیا منطق قبول میکند خود را دستاویز گروهی قرار دهید که بجای رشد و شکوفایی شما و فرزندانتان ، دنبال منافع مادی و سیاستهای خود باشند و به این بهانه شما را استثمار کنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    بقول نیچه……. این غلط است که روشنفکران خدا ناباور میشوند…..بلکه آنها خدایی که مذهبیون ترسیم میکنند را نمی پذیرند!!!!!!!!!!!

  7. همه بدبختی های جهان اسلام از اونجا شروع شد که تفسیر اهل سنت از اولی الامر تفسیر رسمی و مقبول شد
    هر حرامزاده و دزد و پدرسوخته ای به هر صورتی که بر گرده مسلمین سوار شد، شد امیرالمومنین!!! و اطاعت از او در ردیف اطاعت از خدا و رسول !!!
    علمای شیعه اگر خمس مردم را گرفته اند این کار آنها این حسن را داشته که کمتر در خدمت حکومتها بوده اند و بیشتر هوای مردم را داشته اند اما متاسفانه علمای اهل سنت به دلیلی که در بالا ذکر شد همیشه جیره خوار حکومت ها و در خدمت آنها بوده اند و جمع این دو عامل دلیل فلاکت مسلمانان در دنیای امروز است.

    برای منطقی بودن تبعیت شیعه از مراجع و مجتهدین فکر روایت زیر کافی باشد:
    عن الصادق (ع) انه ذکرکوفه و قال: «ستخلو کوفه من المؤمنین و یازر عنها العلم کما تازر الحیه فی حجرها، ثم یظهر العلم ببلده یقال لها قم و یصیر معدنا للعلم و الفضل حتی لا یبقی فی الارض مستضعف فی الدین حتی المخدرات فی الحجال، و ذلک عند قرب ظهور قائمنا، فیجعل الله قم و اهله قائمین مقام الحجه و لولا ذلک لساخت الارض باهلها و لم یبق فی الارض حجه فیقیض العلم منه الی سائر البلاد فی المشرق و المغرب، فیتم حجه الله علی الخلق حتی لا یبقی احد علی الارض لم یبلغ الیه الدین و العلم، ثم یظهر القائم (ع) و یسیر سببا لنقمه الله و سخطه علی العباد; لان الله لا ینتقم من العباد الا بعد انکار هم حجه.»

    زمانی امام صادق(ع) شهر کوفه رایاد کرد و فرمود: در آینده کوفه از مومنان خالی می شود و علم و دانش بدان پشت می کند همچنانکه مار در لانه خویش پشت می کند. آنگاه علم در شهری به نام قم ظاهر وآنجا معدن علم و فضلیت می شود به طوری که دیگر به روی زمین کسی که به امور دینی آگاه نباشد، پیدا نمی شود. در آن زمان حتی زنان پرده نشین هم از مسایل دینی آگاهی دارند. و این هنگام نزدیک شدن ظهور قائم ماست.

    در آن هنگام خداوند قم و ساکنانش را قائم مقام حجت قرار می دهد. واگر چنین نباشد، زمین ساکنان خود را فرو می برد و دیگر بر روی آن حجتی باقی نخواهد ماند. در آن عصر علم از قم به دیگر نقاط جهان در شرق و غرب جاری می شود. لذا حجت خدا بر مردم تمام می گردد به گونه ای که دیگر کسی یافت نمی شود که دستورهای دینی و علم الهی بدو نرسیده باشد. آنگاه قائم (ع) ظهور می کند و وسیله انتقام و خشم خداوند بر بندگان می گردد; چون خداوند از مردم انتقام نمی گیرد مگر بعد از آنکه حجت را انکار کنند.

    1. جناب سمیر دوست نوجوان

      هیچ روحانی در کل تاریخ بیشتر از روحانیت شیعه در خدمت حکومت نبوده و نخواهد آمد. در زمان صفویه روحانیون شیعه شاه را تا اندازه خدا ستایش میکردند و در مقابل شاهان سجده میکردند.
      پس از آن نیز در زمان قاجار, روحانیو شیعه شاه را از سوی خدا و برای هدایت خلق ستایش میکردند. و حتی زمانی که رضا شاه میخواست دودمان قاجار را برچیند و حکومت جمهوری راه بیندازد تنها کسی که در مقابل این کار ایستاد فضل الله نوری و باقی علمای شیعه بودند زیرا جمهوریت را خلاف شریعت میدانستند.
      پس از آن هم میبینیم که تمامی روحانیو شیعه جیره بگیر حکومت هستند و با دیدن این همه دزدی و فساد سکوت کرده اند و تنها زمانی که حکومت از آنها میخواهد بیانیه میدهند.
      از آن سو نیز روحانیو اهل سنت نیز همینطور و آنها نیز عامل دست حکومت بوده اند.

      لطفا کمی وقت صرف بفرمایید و این مطالب را بخوانید که متوجه شوید روحانیون شیعه چه ارتباطی با شاهان داشته اند.

      1. اگر کمی انصاف داشتید و واقعا به دنبال واقعیت بودید این برداشت غلط را از مطلب من نمی کردید
        من گفتم:
        “علمای شیعه اگر خمس مردم را گرفته اند این کار آنها این حسن را داشته که کمتر در خدمت حکومتها بوده اند و بیشتر هوای مردم را داشته اند”
        می بینید که اصلا ادعای معصوم بودن کلیت روحانیت شیعه را نداشته ام.
        قطعا در هر مجموعه ای همیشه وصله های ناجوری نیز بوده اند و این بسیار بد است که انسان مگس وار تنها روی زخم و چرک و دمل بنشیند!!!

        امام حسین علیه السلام:
        اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

      2. جناب سمیر

        شما به شدت در مقابل حقیقت و فهمیدن آن دارید مقاومت میکنید و دلیش را نمیدانم.

        شما فرموده اید که علمای شیعه با گرفتن خمس در خدمت حکومت نبوده اند …..
        دوست عزیز لطفا قبل از نوشتن یک مطلب اول در مورد آن تحقیق کنید.
        علمای شیعه از روز اول مزدور حکام و حکومت بوده اند و از زمان صفویه به بعد کاملا وابسته و در خدمت حکومت ها بوده اند. اینها حتی سجده در مقابل شاهان را واجب میدانسته اند.
        در کدام دوره و کدام زمان در خدمت مردم بوده اند و طبق کدام مدرک و سند اینها طرف مردم و یار مردم بوده اند؟؟؟؟
        لطفا این مطلب را در مورد علمای شیعه بخوانید.

  8. دوست عزیز لطفا جواب سوال های ذیل را بدهید :
    ۱- وقتی تاریخ زمان قاجار و ناصرالدین شاه را میخوانی ….. واقعا از اینکه این شاه چقدر بی عرضه بود حیران میشوید ولی وقتی داستانهای حرامسراها و زنان وی را میخوانید پی به نکات آموزنده ای میبرید ……. اینکه شاه از دست روحیانیون به ستوه آمده بود….. هرچه وی میاورد با مخالفت شدید این قشر مواجه میشد …. همین امیر کبیر را این قشر نادان کشتند….
    ۲- نمونه بارز آن زمان رضا شاه بود……هرچه رضا شاه میاورد این قشر نادان فتوا میداند و مخالفت میکردند…. از شناسنامه ، عکاسخانه ، مدرسه…. همه با همه با فتواهای تاریخی و مستند همین قشر نادان روبرو شد. خدا را شکر که رضا شاه شخص قدرتمندی بود وگرنه مطمئن باشید نهایت رشد ما الان بیش از افغانستان کنونی نبود…
    ۳- مگر همین فتوای عالم عصر در خصوص ملی شدن صنعت نفت نبود که شعار میدادند……تو که مهر علی تو دلتته ..نفت ملی سی چنته…. بعد گفتند این شعار یک انگلیسی بوده که در لباس روحانیان وارد شده و از این دست چرندیات….
    ۴- کدامیک از این روحانیون و علما همانند جد خلفشان علی زندگی میکنند؟؟؟؟؟
    ۵- علامه مجلسی در رد ثروت علی میگوید ……علی پس از کسب غنایم بدر همه آنها را به فقرا بخشید….. قبول….. آیا این علی میپذیرد که حال که مرده است مقبره اش را هزار هزار مثقال طلا کاری کنند؟؟؟؟؟؟ این چرندیات را چه کسانی در مغز ما کرده اند؟؟؟؟؟؟
    ۶- میگویند فایده روحانی آن است که دستورات دینی را منطبق با زمان خود نموده و ……. میگویم قبول……… ولی آیا بعد از گذشت ۱۴۰۰ سال هنوز طبق فتوای این تهی مغزان موسیقی حرام است؟؟؟؟؟ چطور عالم بزرگی چون این سینا که تا پنجاه سال پیش کتابهایش در دانشگاه های دنیا تدریس میشد معتقد بود موسیقی کلام خداست!!!!!!!!!!! و طبق تحقیقات اخیر مشخص شده که حتی نوای موسیقی برای جنین آرامش بخش و مفید است ولی این تهی مغزان هنوز در ۱۴۰۰ سال پیش مانده اند؟؟؟؟؟؟؟؟ لذا سخن بروز کردن دستورات دینی کاملا کذب است.
    ۷-طبق آمار جمهوری اسلامی….تعداد روحانیون هم اینکه از مرز تعداد پزشکان گذشته و دولت قصد افزایش آنها تا مرز دو برابری دارد!!!!!!!!! شما خودتان تاکنون چند بار دکتر رفته اید و به پزشک نیاز داشته اید و چند بار واقعا نیازمند روحانی بوده اید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    هم اکنون حکومت ما ۴۰ سال است در دست این آقایون است. ببینید جز جهل و بدبختی و خرافه پرستی چه ثمره دیگری داشته اند؟؟؟؟؟؟؟؟

    همین کره ایها در زمان شاه برای ما کارگری میکردند. در گمرک خرمشهر زن و مرد روی زمین خاکی نشسته و منتظر بودند تا نوبتاشان شود و ماشین تحویل گرفته و کار کنند.
    آنها امریکا را گرفتند و ما دین و آخوندها را …. حالا بعد از گذشت ۴۰ سال ما باید برای آنها کارگری کنیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    میبیند!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    وجود این قشر نادان جز فلاکت و بدبختی چه منفعتی برای ما داشته ؟؟؟؟؟؟ مثلا با تقوا بوده اند ؟؟؟؟ چشم برزخی دارند ؟؟؟؟؟؟ با اجنه و ارواح در تماس هستند؟؟؟؟ اینها چه مشکلی از جامعه حل میکند؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا فقر جامعه را کاهش داده ؟؟؟؟؟؟؟ فهشا را کم کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ازدواج را افزایش داده ؟؟؟؟؟؟؟؟ زندگی مرفه تری برای ما ساخته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    اینان همانند زالوهایی میمانند که به بدنه جامعه چسبیده و خون مردم را میمکنند و حتی یک قدم مثبت هم برای جامعه بر نداشته و خود را وارثان شریعت و دین میدانند.
    گیریم اسلام آخرش….. شیعه آخر گرایش ها…… ولی با این زالوها چه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟

    مگر قران کتاب بدی بود که شیختان حضرت علی فرمان داد روی آن اسب بتازید و به دشمن یورش برید!!!!!!!!! آیا این سخن و پندار امام علی نیست؟؟؟؟؟

    حال که این زالوها به بدنه شریعت چسبیده و خود را وارث و کلید دار آن میدانند ، لازم است برای نجات انسانیت از کل شریعت نیز رد شوید
    حداقل از علی بیاموزیم

  9. وجود این قشر نادان جز فلاکت و بدبختی چه منفعتی برای ما داشته ؟؟؟؟؟؟

    مقایسه مصر و ایران از دید روزنامه‌نگار مصری

    فهوی حسین روزنامه نگار مصری که گرایش ناسیونالیستی عربی دارد و از پیروان جمال عبدالناصر است و اتفاقا مشی ضد ایرانی دارد در یک مقاله مفصل در مقام مقایسه مصر و ایران چنین می‌نویسد.

    ما و ایرانی ها بیش از سی سال پیش در فضای بین الملی در یک سطح بودیم.
    ایرانی ها راه مبارزه و مقاومت در برابر ابر قدرتها، بخصوص آمریکا را انتخاب کردند و ما مسیر سازش را برگزیدیم.

    ما هر سال مزد خیانت مان به اعراب را از طرف آمریکا در قالب ۴ میلیارد کمک بلاعوض میگرفتیم و ایرانی ها از همان اول فشار سیاسی، اقتصادی و تحریم و جنگ داخلی و جنگ نابرابر را تجربه کردند ….

    امروز ایران از یک قدرت منطقه ای به یک قدرت جهانی تبدیل شده که هیچ مشکلی در سطح منطقه و جهان بدون جلب نظر ایران قابل حل نیست.

    و کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا ۶۴ بار هر کدام عبارت ایران را در مناظره تلوزیونی خود بکار میبرند.
    گویی حریفی جز ایران در سطح جهان ندارند …

    و دیگر اینکه ایرانی ها در تمام علوم استراتژیک، از هسته ای تا فضایی و تا نانو و شبیه سازی و پزشکی و …
    جز ده کشور برتر جهان میباشند و در صنایع موشکی چهارمین قدرت دنیا و از نظر دقت و سرعت موشک‌هایش شاید اولین کشور دنیاست.

    و در منطقه جزیره امن و ثبات است و ما علیرغم حمایت آمریکا و اخذ کمک های سالیانه دغدغه تهیه یک وعده قرص نان برای اکثر مردم مان داریم و …..!!!؟؟؟

    وقتی در مملکتی رهبر درست و حسابی نباشد، خب! وضعیت میشود مصر”

    وقتی در جامعه ای وحدت نباشد می‌شود عراق”

    وقتی در کشوری فرمانده ی استواری نداشته باشد می‌شود پاکستان
    وقتی درکشوری به ظاهر مسلمان رهبر و رئیس آن مملکت، خود فروخته به شرق وغرب باشد می‌شود ترکیه”

    اما وقتی در کشوری شیعه، رهبر باج به زمین و زمان ندهد، با همه فشارها، سلیقه ها، تندرو، کندرو، جنگ ۸ ساله، ۳۰ سال تحریم سیاسی و اقتصادی، جایی برای نفس کشیدن دشمن باقی نمی ماند.

    خوب آن وقت می شود ایران، در میان حصاری از آتش جنگ های منطقه که گرگ‌های زخمی پشت مرزهایشان بی قرار زوزه می کشند …

    کسی جرات ندارد به خاکشان چپ نگاه کند …
    حتی مگس هایشان (پهباد ها).

    1. روزنامه نگار مصری گفت، ما که خودمون تو ایران زندگی میکنیم چرا باور کنیم؟ مگه چشم و گوش نداریم؟
      کاندیداهای آمریکا ۴۴ بار اسم ایران رو گفتند چون ایران باعث ایجاد مشکلات در جهانه و اونها خودشون رو موظف به ارائه راهکار برای مقابله با این مشکلات میدونند. این شد برای ما افتخار؟
      ما در تمام علوم پیشرفته تو دنیا اولیم؟ ایران تکنولوژی ساخت سوزن ته گرد نداره.
      ما مشکل اقتصادی نداریم؟ اخبار کارتن خوابها و گور خوابها رو هر روز نمیخونید؟ ایران با توجه به درآمد نفت باید با کشورهای ثروتمندی مثل کویت و امارات مقایسه میشد. شما با افغانستان مقایسه میکنی؟!

  10. با سلام
    مطالب شما بسیار جذاب و غرور آفرین است. احسنت

    اما دوست عزیز چند سوال باقی می ماند و آن اینکه :
    ۱- رسالت یک رهبر در درجه اول تامین نیازمندیهای جامعه و پیشرفت آن است. قطعا شما در رفاه بسر میبرید و چشم و گوش به عوام جامعه که در چه فلاکتی بسر میبرند نیستید. آیا میدانید در منطقه اندیمشک ، پارسیان ، عسلویه در سال ۸۴ طبق آمار کشور نزدیک به یک میلیون نفر کار میکردند و الان این آمار به زحمت به ۷۰ هزار نفر میرسد!!!!!!!!!!!!!!!! پس بقیه کجا هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه میکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همانند یک اسباب بازی رفتند در کمد؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! آنها به قشر فقیر جامعه اضافه شدن و رد فقر و فلاکت زندگی میکنند.
    ۲- آیا میدانید افرادی در شرکت ما هستند که بخشی از نهار را برای خانواده میبرند؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! چرا قبلا اینطور نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۳- آیا میدانید برخی فاحشه های شهری که در آن ساکنم ، متاهل هستند و شوهرشان هم خبر دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۴- آیا میدانید در میدان نمازی شیراز ، بیمارانی هستند که در حال مرگ بوده و بدلیل نداشتن هزینه بیمارستان ، عاجز از پیگیری معالجه هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۵- آیا میدانید اکثر شرکتهای دولتی از پرداخت حقوق به پرسنل عاجزند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۶- آیا خبر دارید که دلیل بالا بودن بهره سپرده بانکها نه بخاطر آن است که آنها سرمایه گذاریهای پرسودی دارند بلکه بخاطر عدم پرداخت سپرده های شماست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۷- آیا خبر دارید مقرر بود تا برداشت عراق از حوضچه مشرک نفت آزادگان ۱۰% برداشت ایران باشد و بدلیل آنکه ایران هنوز هیچ اقدامی نکرده ، عراق با استخراج میلیونها بشکه در حال خالی کردن آن است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۸- آیا خبر دارید پارس جنوبی بیش از ۳۲ فاز است و با امارات مشترک میباشد و امارات ده سال پیش کلیه فازها را کامل کرده و در حال برداشت میباشد و ما هنوز در فازهای ابتدایی مانده ایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۹- آیا خبر دارید تاسیسات زیر بنایی ایران از جمله توسعه نیروگاه ، پالایشگاه ، آب و فاضلاب نزدیک به ۱۰ سال راکد مانده و عنقریب تا چند سال آینده نه تنها آب بلکه برق نیز باید از کشورهای همسایه بخریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۰- آیا خبر دارید شاه جهت انتقال گاز به اروپا ، خط لوله شمال را کشید و الان ۴۰ سال است که روسیه مانع گسترش آن به اروپاست تا خود بتواند به قیمت بالا گازش را به اروپا بفروشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۱- آیا میدانید برای آنکه تحریم های آمریکا را دور بزنیم چقدر باج به روسیه و چین میدهیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۲- آیا میدانید نزدیک به ۳۰% بودجه کشور به نهادهای انقلابی تعلق میگیرد که هیچ بازخواست و مالیاتی نیز پرداخت نمی کنند و خدا میداند اینهمه پول چه میشود و کجا میرود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حداقل اعتراض جانبازان و خانواده های شهیدان را دیده ایم ، پس اینهمه پول کجا میرود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۳- خبر داشتید فلسطین در جنگ ایران و عراق ، حامی صدام بود……… به وی سرباز میداد و پس از اعدام صدام عزای عمومی اعلام کرد و هم اینک نیز بیانیه عربستان در خصوص محکوم کردن ایران (به بهانه حمایت از گروه های تروریستی) را امضاء کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۴- میدانستید ما تمام تخم مرغ های خود را در سبد روسیه گذاشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ روسیه ای که مجلس و گنبد امام رضا را به توپ بست و قصد تعرض به آذربایجان را داشت و هزاران بار بیش از آمریکا به ما لطمه زده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۵- میدانستید تمامی موشک های ما تکنولوژی روسیه را داشته و به همان مبلغی که آنها را به ما فروخته ، قطعا قطعا قطعا ، دکمه انهدام آنها را به آمریکا میفروشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ۱۶- تاکنون شده چند بار به پارک رفته و پای صحبت بازنشستگان نشسته اید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    دوست عزیر
    جامعه در حال فروپاشی است و اگر کسی بخواهد این را منکر شود فقط خودش را گول زده

    حال یک روزنامه نگار ابله یک چرندیاتی گفته ولی اگر بخواهید حتی با این مدرک قضاوت کنید باید شرایط ایران را با یک کشور در حد نیمه اروپایی هم از لحاظ فرهنگ و هم از لحاظ ثروت مقایسه کنید.
    ایران دومین کشور نفت خیز دنیا ، دومین کشور گاز خیر دنیا ، دهمین کشور دارنده فلزات (آهن ، نیکل ، کبالت ، روی ، مس و سرب) ، سومین کشور دارنده معادن سنگ های قیمتی و سومین کشور دارنده خاک کمیاب بعد از چین و آمریکاست…………………. و این است وضع مملکت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    و در سال ۱۹۷۸ مقام دوم سطح اجتماعی پس از ژاپن در آسیا بود

    حالا شما ما را با عراق ، پاکستان ، مصر و افغانستان مقایسه میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    در خاتمه بهتر است بجای گوش دادن به چرندیات آخوندها……. کمی در مورد عملیات آخوندک مطالعه کنید و ببینید نیروی دریایی آمریکا در عرض دو ساعت چه بلایی سر ما آورد آنهم به بحانه یک مین که سپاه در آبهای خلیج فارس انداخته بود…………………..

  11. و در ادامه………………

    اینکه جامعه در امنیت است و مقابل آمریکا ایستاده ایم و از این دست چرندیات چند وقتی است در سایتهای آخوندا بشدت در حال ترویج است.

    ولی سئوال من این است که مگر در زمان شاه امنیت نداشتیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در حال جنگ بودیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نوکر آمریکا بودیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (مثلا الان نوکر روسیه نیستیم!!!!!!!!!!!!!!!!)
    ما انقلاب کردیم چون رادیو BBC کارگردان آن بود. آن زمان شبکه اجتماعی و تلفن همراه و …… تکنولوژی نبود. مردم از چیزی خبر نداشتند. ولی همه پای صحبت رادیو BBC نشسته و BBC تمامی اتفاقات را با آب و تاب برایمان تعریف میکرد. از تجمعات ، تظاهرات ، اعتراضات …….. از اینکه خمینی کیست و منظورش چیست و خلاصه حتی ساعات راه پیماییها و اعتصابات…………………

    مردم اصلا نمی دانستند خمینی کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از شکم سیری و رفاه زیاد دنبال تنوع میگشتند……… من در انقلاب ۱۴ ساله بودم خدا گواست حتی یک اعلامیه یا یک سخنرانی یا یک آخوند (در راه پیمایی ها) ندیدم…………………
    ولی BBC هیجان مردم را افزایش میداد و هر کجا خبری بود پوشش میداد……….

    ولی همان مردم ناآگاه نه شعار مرگ بر آمریکا میدادند……….. نه دنبال دشمنی با کشوری بودند………….. نه هم ولایت فقیه را میخواستند…………….

    انقلاب توسط قشری از مردم دزدیده شد……………. شاه را برداشتند ……………. ولایت فقیه (به اصطلاح رهبر) آوردند……………….

    حال پس از ۴۰ سال اوضاع اصف بار این مملکت را ببینید…………………….
    این همه اختلاس ، دزدی ، حقوق های نجومی………………. میگویند رهبر از آنها خبر نداشته و ………………………..

    از این سخن یاوه تر هم سراغ دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رهبری که اردو مختلط در فلان دانشگاه را خبر دارد !!!!!!!!!!!!! از این اوضاع خبر ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر هم خبر داشته که وا مصیبتا!!!!!!!!!!!!!!!!!

    تاریخ همیشه نشان داده که هیچ چیز پنهان نمی ماند و روزی آخر تمامی این پازل درست مینشیند و میترسم آن روز دیگر خیلی برای این مملکت دیر باشد.

    من همیشه در تعجبم که چرا این آقایان که خون مردم را میمکنند و در حال چپاول بیت المال مردم هستند کمی به آینده نمی نگرند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما هر چه که پولدار باشید آخر ثروتتان تمام میشود و وارثان شما میمانند و مملکت خراب………….

    دیگر از اربابانی چون دهقانی و سیاوشی بزرگتر هم این مملکت دیده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ که در زمان رضا شاه صاحب بیش از نصب تهران ، سمیرم ، اصفهان و شیراز بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خبر از نوادگانشان دارید که روی تاکسی کار میکنند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    میدانید چرا ژاپنی ها انقدر سخت کوشند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون از کودکی به آنها میاموزند که شما باید مملکت را برای فرزندانتان بسازید و فرزندانتان وارثان شما هستند!!!!!!!!!!!!
    همین نگرش است که آنها را اینگونه کرده است

    اما تعلیمات ما ……… سینه زنی ، عزاداری ، زیارت رفتن و استمداد خواستن و اهل بیت و ………….. آخرش هم میشود این!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    من نمی گویم استدلال کنیم که اسلام خوب است یا رهبری بهتر است و یا ……………………………..

    من می گویم چشمهایتان را باز کنید………. ۴۰ سال مملکت دربست در خدمت رهبری و اسلام بوده و نتیجه آن را ببینید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    1. ببین دوست عزیز
      اینکه با عینک دودی به وضعیت فعلی مملکت نگاه کنیم تنها خود را فریب داده ایم
      من درآمد متوسطی دارم (حدود دو تومن) و خدا را شکر از زندگی خود راضی هستم و با داشتن خانه و ماشین و خانواده ای سالم تفریبا هیچ دغدغه ای ندارم
      در اینکه عده ای (البته به نظر من قلیل) با سختی زندگی می کنند شکی نیست اما اکثریت مطلق مردم مشکل عمده ای در زندگی خود ندارند
      با انکار واقعیت های عینی ایران امروز و سعی در القاء فقر و محرومیت شدید به مردم
      چیزی عایدتان نمی شود چرا که مردم بر اساس همان واقعیت ها قضاوت می کنند و تصمیم می گیرند
      اما گوشه ای از این واقعیت ها:
      زمانی روزانه چندین ساعت قطع برق داشتیم اما امروز تقریبا به تمامی همسایگان خود برق می فروشیم
      زمانی نه چندان دور برای خرید چند کیسه سیمان باید کلی دربدری می کشیدیم اما امروز چندین هزار تن تولید اضافه داریم و تقریبا سیمان تمام منطقه اطراف خود را نیز تامین می کنیم
      یکی از بزرگترین وارد کنندگان بنزین بودیم اما امروز در مرز صادرات هستیم
      روزگاری داشتن یک لگن ۴۷ (پیکان) از آرزوهای دست نیافتنی خانواده ها بود اما اکنون تقریبا صدرصد خانوارهای شهری از وسیله نقلیه ای نسبتا مناسب بهره مند هستند و در مواردی بیش از یک وسیله نقلیه دارند و در موارد معدودی کلیه اعضای خانواده هر کدام برای خود وسیله نقلیه مستقل دارند
      در مورد خورد و خوراک و مصرف که دیگر جای هیچ سخنی نیست و در بسیاری از موارد مثل مصرف سوخت، نان، قند و شکر و …. در دنیا اولین هستیم

      در پایان یک ملاک و معیار کلی ذکر می کنم اگر کمی انصاف داشته باشید می پذیرید که هر چند تا وضعیت مطلوب فاصله بسیاری داریم اما نسبت به گذشته هم خیلی فرق کرده ایم
      و آن معیار این است که قیمت اجناس نسبت به اول انقلاب تقریبا هزار برابر شده است مثلا بنزین یک تومانی، هزار تومان شده است اما قیمت دلار حدودا پانصد برابر شده است و این یعنی اینکه وضعیت مردم حداقل دو برابر بهتر شده است و این واقعیتی است که اگر شما هم اکنون در ایران زندگی می کنید نمی توانید آن را انکار کنید.

      1. خخخخخخخ
        یاد یک تبلیغ مخابرات تو دهه فجر افتادم که داشت پیشرفت های جمهوری اسلامی رو نسبت به زمان شاه نشون میداد. نوشته بود:
        تعداد خطوط تلفن همراه قبل از انقلاب=۰ ، تعداد خطوط تلفن همراه بعد از انقلاب = ۱۰ میلیون

  12. دوست عزیز
    شما اصلا منظور منو متوجه نشدید

    اینکه وضع اقتصادیمون خوبه یا نه و قدرت خرید چقدر …….. اینو به خوانندگان واگذار میکنم!!!!!!!!!!

    اما در خصوص اینکه گفتید ما در سایه رهبری دارای امنیت و اعتباریم و اقتدارمون آمریکا را به وحشت انداخته اصلا متوجه منظورم نشدید……

    بطور خلاصه………
    آلمان ۵۰ میلیون نفر رو در جنگ کشت و آمریکا ، انگلستان و روسیه کل کشورشو ویران کردند و طبق آمار خودشون به بیش از ۸۰% زنهاشون تجاوز شد!!!!

    اما چکار کرد……………….. مرک بر آمریکا گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پرچم آتیش زد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    کاری کرد که بعد از گذشت فقط ۳۰ سال از جنگ ، کشورهای پیشرفته مجبور باشن بگن کنفرانس ۵+۱ ………. شما میدانید منظور ۵+۱ یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟؟

    یعنی آلمان ما اصلا قبولت نداریم ولی مجبوریم قبولت داشته باشیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    یا آمریکا بمب اتم انداخت ژاپن!!!!!!!!! کاری که آمریکا با ژاپن کرد هزار بار بیش از ضربه آمریکا به ایران بود…………… آخرش ترامپ پاچه خواری نخست وزیر ژاپن کرد که بیا برای آمریکاییها کار آفرینی کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    مشخص شد که عربستان در انهدام ساختمانهای تجارت جهانی آمریکا نقش داشته……… چکارش کردن…………

    اسرائیل یک کشور در پیت کوچکه ولی کاری کرده که آمریکا گوش به فرمانشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    دنیای امروز ، دنیای اقتصاده………… در دنیای امروز کسی حرف اول رو میزنه که پول داشته باشه………………

    وقتی ما در کشورمون روی گنج نشسته ایم ، و میتوانیم با صلاح اقتصادی دمار همون آمریکا رو در بیاریم……… دنبال موشک و بمب و پرچم آتیش زدنیم؟؟؟؟؟؟

    دیگه تو فن آوری تخریبی موشک مثلا از کره شمالی هم میتونیم بالاتر بزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    این پرچم آتیش زدن و شعارهای مرگ بر آمریکا مال کشورهای مستعسل و بدبختی هستند که کاری جز این ندارن…………… و عمده این حرکات رو گروه های سیاسی کوچک و فقیر انجام میدن که خودی نشون داده باشن………………..

    اگر این جناب رهبر که انقدر ازش تعریف میکنید ، به دنبال مسجد و نمازش میرفت و سیاست رو به سیاست مداران کارآزموده و مجرب واگذار میکرد ، انوقت مطمئن باشید بدون شعارهای توخالی و مضحک ، الان ترامپ برای راضی کردن ایران مجبور بود بیاد اینجاو پاچه خواری کنه………………..

    شاه حدود ۳۰ میلیارد دلار در آمریکا سرمایه گذاری کرده و سهام شرکاتهاشونو خریده بود………….. آن زمان سرمایه گذاری عربستان نزدیک به صفر بود تازه از بانک های جهانی هم وام میگرفت……….

    گفتند شاه دزده و اصلا خبر نداشتند واقعا شاه چکار میخواست بکنه……………… الان سرمایه عربستان تو بانکهای آمریکا نزدیک به هزار میلیارد دلاره!!!!!!!! و وقتی صحبت از دخالت عربستان در قضیه ۱۱ سپتامبر به میان اومد ، آمریکا رو تحدید کرد که اگه تو این قضیه وارد بشه چوب حراج به اموالش در آمریکا میزنه!!!!!! آمریکا هم گفت غلط کردم……………………………..

    مشکل بزرگ مملکت ما غیر از دزدی ها و چپاول های بی رحمانه آقایون و نهایتا فقر و بدبختی برای مملکت…… این است که کسی جای درستش ننشسته!

    از اون رهبر تا حتی مدیران بخش های کوچک

    1. یعنی شما
      فرق دشمنی ایران با آمریکا و دشمنی کشورهایی مثل آلمان و ژاپن با آمریکا را نمی دانید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      من آن لحظه از تاریخ که ایران قبله فکری تمام دنیا است را دور نمی بینم.

  13. دوست عزیز
    مشکل بزرگ ملاهای ما این است که اصلا نمی دانند آمریکا چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آنها شعار مرگ بر آمریکا میدهند ولی نمی دانند آخر برای چه؟؟؟؟؟؟؟

    پس از جنگ جهانی دوم و به خاک و خون کشیده شدن اروپا ، کلیه سرمایه داران و افراد متمول راهی آمریکا شده تا جایی امن برای سرمایه گذاری و زندگی پیدا کنند ……..دوری آمریکا از هرج و مرج آروپا و آسیا ، آب و هوا و منابع طبیعی از جمله نفت و گاز ، خواستگاه تمامی سرمایه داران دنیا بود.
    آمریکا نیز کشوری سرمایه داری بوده و این فکر را بارورتر ساخت………… لذا آمریکا (امروزی) شکل گرفت و بشدت توسعه و پیشرفت کرد………….

    متضاد این دیدگاه ، دیدگاه های سویالیستی و کمونیستی شکل گرفت که هدف آنها جامعه ای برابر و دور از رده بندی های اقتصادی بود………….. و از همان زمان مرگ بر آمریکا (ایدولوژی سرمایه داری) در جهان توسط اینان و گروه های چپ شکل گرفت…………………….ماعو در چین و استالین در روسیه سالها کوشیدن تا این نگرش را جهانی کنند (حتی کاسترو در کوبا) آخر چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ همه شکست خوردند و به این نتیجه رسیدن که جامعه ای بدون سرمایه گذاری و سرمایه داری محکوم به فناست……………………….

    ملاها نیز بسیار کوشیدن که این سیاست را بگونه دیگری پیاده کنند و هنوز از راهی نپیموده ، شکست را پذیرا شدند……….. مگر همین الان ادعا نمی کنند که ما دنبال سرمایه گذاری در کشورمان هستیم………………… این یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آنها که شعار مرگ بر آمریکا میدهند……….. یعنی با سیستم های سرمایه گذاری مخالفند پس مرگ بر آمریکا یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    آخر رهبرتان چندی پیش حرفش را تصحیح کرده و گفت منظور ما از مرگ بر آمریکا ……. جنایاتی است که آمریکا در ۲۸ مرداد سر ملت آورد و بخصوص حمایت از اسرائیل و قلدر بازی در دنیا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    در خصوص جنایت مگر جنایت روسیه که دست درازی به آزربایجان داشت…….. گنبد امام رضا و مجلس را به توپ بست کوچکتر است!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    در خصوص حمایت از اسرائیل و قلدر بازی مگر خودتان از فلسطینی ها حمایت نمی کنید یا از گروه های شیعه (پس چیزی را که به خودتان روا میدانید نمی بایست به دیگران نهی کنید!!)

    این جماعت ملاها قول میدهم اصلا نمی دانند چرا مرگ بر آمریکا……………………….. (((البته دلیلش واضح است و آن اینکه روسیه به این بحانه در حال دوشیدن ایران است و مخارج ناوگان آمریکایی خاورمیانه نیز به این بحانه توسط عربستان و امارات پرداخت شود!!!!!!!!! مشاهده کردید……… )))

    در خاتمه

    خیلی خوشحال میشوم که طبق ادعای خودتان …….. دیدگاه و نگرش های ملاها را که قرار است دنیا را تسخیر کنند برایم بنویسید………….متشکرم

  14. خیلی خوشحال میشوم که طبق ادعای خودتان …….. دیدگاه و نگرش های ملاها را که قرار است دنیا را تسخیر کنند برایم بنویسید………….متشکرم

    امام خمینی:
    ما تصمیم داریم پرچم « لا اله الّا الله » را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم… …ما مى گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم.

    کاخ کرملین را فتح کردیم و بر خلاف تصور شما که روسیه را غارت گر ایران می دانید اکنون این روسیه است که بازی در زمین ایران را پذیرفته و حامی سیاست های ایران در منطقه است.
    .
    شک نکنید که به تدریج تمام آزادگان دنیا به اردوگاه توحیدی ایران خواهند پیوست.

    1. بله خمینی با پایه گذاری حکومتی که سر منشا آن فساد و دزدی سیستماتیک مسولین آن است میخواهد تمام دنیا را به لجن بکشد…..
      تنها در مدت ۳۸ سال ایران را از کشوری در حال پیشرفت و ثروتمند به کشوری تبدیل کرده اند که ما با پدیده هایی مانند کارتن خواب و گور خواب و انواع فقر و فحشا و بدبختی سروکار داریم. و هر روزه از گوشه و کنار آمار دزدی و فساد مسولین و حکومتیان به گوش میرسد…….
      دوست گرامی یا شما زیر ۱۶ سال سن دارد و یا اینکه خودتان را به خواب زده اید که در هردو صورت باید به شما بگویم که روزی خودتان از بابت بیان این مطالب شرمنده میشوید.
      با خواندن مطالب شما میتوان فهمید که چقدر شما با تحقیق و آگاهی این دین و مذهب را انتخاب کرده اید ….
      زیرا تمامی مطالبی که به اشتراک میگذارد از سایتهای بی اعتبار حکومت ملایان است و یا سایت های زردی که در میان خود حکومتیان اعتبار ندارند.

  15. تنها در مدت ۳۸ سال ایران را از کشوری در حال پیشرفت و ثروتمند به کشوری تبدیل کرده اند

    می شه چندتا از معیارهای ثروتمندی و در حال پیشرفت بودن ایران قبل از انقلاب رو ذکر کنید؟؟؟؟؟

    با خواندن مطالب شما میتوان فهمید که چقدر شما با تحقیق و آگاهی این دین و مذهب را انتخاب کرده اید ….
    زیرا تمامی مطالبی که به اشتراک میگذارد از سایتهای بی اعتبار حکومت ملایان است و یا سایت های زردی که در میان خود حکومتیان اعتبار ندارند.
    میشه از یک سایت معتبر و غیر زرد جواب سوال اصلی من رو بدید؟

    به غیر از عبودیت چه چیز دیگری توانایی معنا بخشی به زندگی روی زمین را دارد؟؟؟

    1. میشود نمونه های آن را در چند کتاب نوشت و نه فقط در نام بردن از چند نمونه …

      یکی از معیارهای ثروتمند بودن این است که یک پاسپورت داشته باشد که بتوانید به راحتی با آن به کجا که خواستید سفر کنید. در زمان قبل از شورش ۵۷ میشد ولی حالا نمیشود …
      یکی دیگر اینکه مردم ایران برای مسافرت و تفریح به خارج از ایران میرفتند ولی حالا تنها برای فرار از فقر و مشکلات و برای پناهنده شدن میروند.
      یکی دیگر اینکه ما به تمامی کشور ها منجمله انگلیس – دانمارک – سوئد و …. وام میدادیم و مشکلات اقتصادیشان را حل میکردیم ولی حالا مردم خودمان از فقر و فلاکت یا کارتن خواب شده اند و یا در گور ها میخوابند.
      یکی دیگر اینکه برای کارها سرویس و خدماتی ما از کشور هایی مانند کره و فیلیپین کارگر استخدام میکردیم ولی حالا برای درآوردن لقمه ای نان زنهای ایرانی تن فروشی میکنند.
      یکی دیگر اینکه تمامی کشورهای منطقه منجمله کشور های عربی گوش به فرمان ما و همراه ما بودند ولی حالا همه دشمن ما و حتی کشوری مانند امارات برای ما شاخ و شانه میکشد.
      یکی دیگر اینکه نفتمان را ملی کردیم و اپک را راه انداختیم و نفت را به قیمتی فروختیم که دلمان میخواهد ولی حالا باید التماس کنیم به ما اجازه دهند نفتمان را بفروشیم و باید بازار سیاه و توسط افرادی مانند بابک زنجانی نفت بفروشیم.
      یکی اینکه در هیچ جای دنیا دشمن و مخالف نداشتیم و همه با ادب و احترام به ما نگاه میکردند ولی حالا در گمرک ترکیه – در فرودگاه عربستان – در فرودگاه کویت و ….. به ایرانیان تجاوز و بی احترامی میشود و کک هیچ آخوندی هم نمیگزد.
      یکی اینکه در آن زمان دختران ایرانی از روی فقر و فحشا به شیخ نشینان خلیج فارس فروخته نمیشدند.
      یکی دیگر اینکه در آن زمان عراقیها برای سکس با دختران ایرانی و صیغه کردن آنها به شهرهای مشهد و قم نمی آمدند ….
      یکی دیگر اینکه اقتصاد ایران مانند کره جنوبی امروز بود و روز به روز در حال توسعه و پیشرفت ولی حالا روز به روز واردات از چین و باقی کشورها اکثر صنایع را به نابودی کشانده.
      تا فردا میشود ازین مطالب نوشت و از فلاکتی که ملاهای شیعه ما را در آن گرفتار کرده اند نام برد.

      جناب سمیر لطفا از خواب بیدار شوید ما در دنیای واقعی زندگی میکنیم نه در اوهام و خیال ملاهای دو ریالی ….

      جناب سمیر در میان پیشرفته ترین کشور های دنیا همیشه نام کشور های اسکاندیناوی به چشم میخورد. این کشورها در تمامی زمینه ها در صدر جدول بهترین ها هستند, و جالبترین قسمت آن این است که کشورهای اسکاندیناوی کشورهایی هستند که بیشترین ناخدابوران را دارند و کمترین اثری از مذهب نه در قوانین این کشور ها و نه در زندگی جاری مردم آن دیده نمیشود.
      آن چیزی که شما معنا بخشی به زندگی نامیده اید تنها و تنها بردگی است آن هم در مقابل کسانی که خود را نماینده خدا در زمین میدانند. بله ناآگاهی و نادانی موجب میشود انسان به بردگی خود افتخار کند و همین بردگی را نهایت زندگی و معنای زندگی بداند.
      پرنده ای که تمامی عمرش در قفس بوده به هیچ عنوان حال پرندگانی که در هوای آزاد پرواز میکنند را نمیفهمد و تمامی دنیایش همان قفس است و هدف از زنده بودنش را همان بودن در قفس میداند.
      شما با این ادعا که خدا مرا آفریده و تمامی امکانات این دنیارا در اختیار ما گذاشته و مرا بر تمامی این طبیعت مسلط گردانیده که او را پرستش کنیم, در واقع این خدا را به موجود بسیار عقده ای و خود پسند و بی هدف و منظور تبدیل میکنید که تمامی این کارهارا برای رفع نیاز و کمبود خودش انجام داده.
      این طرز فکر شما اثبات میکند که چقد جزم اندیش و چقدر دگم هستید و تمامی دنیای شما به همینجا خلاصه میشود. خود مسلم است که چنین شخصی نه میتواند و نه اصلا میخواهد که آزادی و بیرون بودن از قفس تنگ مذهب را بفهمد.
      کسی که خود و آگاهی خود را در گفته های آخوند و ملا محصور کرده باشد نه معنای انسانیت را میداند و نه حتی میتواند درک کند که انسانها به آن سطح از دانایی و فهم رسیده اند که مانند کشور هایی که نام بردم خودشان و بدور از قوانین احمقانه مذهبی برای خودشان قوانینی تصویب کنند و اداره امور زندگی و آینده خود را خود به دست بگیرند و نه چند ملای فاسد و متحجر ……

      1. به جای یک کوه مطالب کلیشه ای و تکراری یک شاخص پیشرفته بودن بر اساس آمار موسسات معتبر ذکر کنید
        یه چیزی مثل این:
        https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

        در ضمن مواردی که ذکر کردید در انحصار عده ای خاص از مردم ایران بود اما اکثریت حتی توان مسافرت به روستای بغل دستی رو هم نداشتند و غرق در فقر و فلاکت بودند
        و
        دنیای منهای خدا و معاد یک پول سیاه ارزش ندارد، به زودی زمانی می آید که مثلا هزار سال از مرگ من و شما گذشته است و پاسپورت و اسکاندیناوی و انسانیت و اقتصاد و هزار کوفت و زهرمار دیگر هیچ معنا و مفهومی ندارند و نفعی از آنها به ما نمی رسد

        دکتر جان فکر نان کن که خربزه آب است

  16. با سلام
    دوست عزیز منظور من نتیجه ایدولوژی ملاها نبود که هر ایدولوژی برای خود بهترین را ادعا میکند.

    منظور بنده دیده گاه و نگرش آنها بود. آنها چه دیدگاه و نگرشی نسبت به جامعه دارند و این نگرش نسبت به نگرش های فعلی چه برتری دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      1. با سلام
        دوست عزیز آخر جواب درست ندادید و کلی گویی کردید که راه تمامی ادیان و گرایشهاست………..

        حال نظرتان نسبت به ایدولوژی ذیل چیست :
        هر انسانی میبایست در چهار بخش سعی و کوشش ماید :
        ۱- بینش – دیدن واقعیت همان‌گونه که هست نه آن‌گونه که به نظر می‌آید. آگاهی از آیین نیک و نیت دست‌یابی به توان دست کشیدن و چشم‌پوشی از چیزها. نیت رسیدن به آزادی و بی‌آزاری
        ۲- اخلاق مداری – گفتار درست : شیوه گفتاری که بی‌دروغ و بی‌زیان باشد. خودداری از دروغ گویی، بدگویی، درشت گویی (ناسزا، متلک، ….)، یاوه گویی (حرف از روی نادانی و حرّافی بی‌مورد)…….. کردار درست : کردار به شیوه‌ای بی‌زیان. خودداری از آزار، کشتار و تبعیض، خودداری از گرفتن آنچه به تو تعلّق ندارد و رابطه جنسی نامناسب (رابطه با زور، رابطه با فرد متأهل، رابطه با کودکان نابالغ)……. معاش درست : معاشی بی‌زیان. خودداری از مشاغلی که باعث آزار است. اِعمال و تلقین نظر به دیگران (به هر اسمی. حتّی به اسم گسترش آیین یا هدایت) به‌ویژه اگر با زور و ارعاب باشد، رباخواری، کلاه‌برداری، رمالی، جادو و غیره…………
        ۳- تمرکز روانی – کوشش درست : کوشش برای بهبود. گام نخست: دور ماندن از خواسته‌های ناشایست همراه با شکوفا کردن تمایلات خوب. گام دوم: غلبه کامل بر عادات ناشایست همراه با ایجاد عادات نیک. اندیشه و تمرکز درست : رسیدن به آگاهی که از طریق آن بتوان اصل واقعیت چیزها را با ذهنی بازدید. آگاه بودن از واقعیت موجود در درون خود، بدون میل و نیاز یا بیرازی از آن. اندیشه آزاد از کام و شهوت، آزاد از بدخواهی و آزاد از ستمگری……………………………

        نظرتون راجع به ایدولوژی انسانی بالا چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  17. نظرتان نسبت به ایدولوژی ذیل چیست :
    هر انسانی میبایست در چهار بخش سعی و کوشش نماید

    کلیات این موارد غیر قابل انکار است اما سوال اصلی این است که:

    چرا هر انسانی میبایست در چهار بخش سعی و کوشش نماید؟؟؟
    و
    اگر انسانی این کوشش ها را انجام ندهد چه اتفاقی می افتد؟؟؟

    1. با سلام

      این تعالیم پالایش روح و جسم انسان است…..
      اگر اجرا نشود که میشود فاجعه………………………………… انسان غیر از موارد فوق چه کوششی میتواند در راه تکامل تعالیم انسانیت انجام دهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      بفرمایید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  18. سلام
    متاسفانه معلوم نیست عقاید شما چیست؟ خداباور هستید یا نه؟؟ قائل به وجود روح هستید یا نه؟
    اگر روح وجود داشته باشد چاره ای جز پذیرفتن معاد نیست چرا که روح مردنی نیست
    و اگر معاد را قبول کردیم سلسله وار سایر اصول دین را نیز باید بپذیریم و پذیرفتن دین، معارف دین آن مقدار غنی هست که نیازی به چنگ زدن به مفهوم مبهمی به نام انسانیت نباشد
    اما بدون دین انسانیت یک واژه احساسی است که هیچ نتیجه منطقی و عقلانی را به دنبال ندارد، لذا اینکه می فرمایید اگر اجرا نشود می شود فاجعه
    خوب بشود فاجعه
    اصلا کدام فاجعه؟ مگر کهکشان راه شیری با همه عرض و طولش چه نسبت و اندازه ای با کل هستی دارد که منظومه شمسی اهمیتی داشته باشد که در مرحله بعد زمین در این منظومه مهم باشد و در انتها ما نگران انسان و انسانیت او بر روی زمین باشیم
    یک شهاب سنگ نه چندان بزرگ در برخورد خود با زمین همه چیز را به نقطه صفر برمی گرداند؛

    نه خانی اومده و نه خانی رفته !!!!

    جناب آقا رضا
    تنها کاری که یک انسان می تواند انجام دهد که بتواند خودش از نتیجه آن بهره مند شود تنها و تنها و تنها و تنها و ….. عبودیت است و بس
    اگر دنیای دیگری وجود نداشه باشد
    تعالیم انسانیت تکامل پیدا کند یا نکند بعد از مرگ من هیچ اهمیتی برای من ندارد.

    1. با سلام

      جناب آقای سمیر میدانید مشکل از کجا آغاز شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مشکل از آنجا بوجود آمد که هدف و وسیله جابجاشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!

      خداپرستی ، اعمال نماز و روز……. تمامی وسیله هاییست که شما را به این باور برساند که خدایی پیرامون شماست……. و این خدا پاداش و جزا میدهد….
      این وسیله ها احیا کننده هدف انسانیت است……
      بدین معنا که تمامی این اعمال (خداپرستی ، دین و …….) وسیله ایست در جهت اینکه شما قانون مدار شده و به حقوق دیگران (از ترس یا نوید پاداش) احترام گذاشته و شهروند خوبی باشید…………..

      یکبار از شما سوال کردم که چرا محمد در عربستان ظهور کرد؟؟؟؟؟؟ چون در آن زمان روم و ایران دارای تمدن و قوانین شهروندی بوده و لزومی به خداپرستی نداشتند و تنها عرب های وحشی آن زمان بودند که هیچ جوهری از انسانیت و و قوانین در آنها نبود…………

      اگر برای خداوند ….. هدف خداپرستی باشد پس میبایست برای نیمی از جمعیت دنیا که در چین ، ژاپن و هند بود نیز پیامبر میفرستاد!!!!! نه اینکه آنها هنوز بت پرست باشند………………

      آنها بسرعت تکامل روابط اجتماعی را پشت سر گذارده و دیگر لازم نبود برای احیای شهروندی به آنها خداپرستی آموزش داد……

      در فقه ، اصول ، شریعت و دینداری اسلامی نیز بوضوح این مهم توضیح داده شده………….

      میدانید معنی الرحمن یعنی چه ؟؟؟؟؟؟؟ یعنی بخشنده مطلق………. مادری که فرزندش را کشته اند ، کمتر از یکسال بعد …… از خون قاتل فرزندش میگذرد (الرحمن عام)
      حال خداوند الرحمن است ………….بدین معنی که هر چه کنید ، او شما را خواهد بخشید……. اما در عین حال عادل است…………. عادل در الرحمن جمع نمی شود…………. لذا فقها برای آنکه این مسئله را توجیه کنند گفته اند ….خداوند عادل است در حق مردم و الرحمن است در حق الله

      حتما شنیده اید که گفته اند در دنیای دیگر فرشتگان به حق الله میپردازند و خداوند شخصا به حق الناس…..!!!!!!!!!!!!!!

      لذا حتی از دید دین اسلام هم حق الناس (پایبندی به حقوق شهروندی) بالاترین و گرامی ترین چیز هاست حتی از نماز و روزه……………….

      اما مشکل از آنجا شروع میشود که جای هدف و وسیله عوض شود……………………….

      دقیقا همین اتفاق برای هر دینی (پس از آنکه سالها از پیدایشش گذشت و هزاران پسوند و پیشوند و تعصبات در طول زمان گرفت) اتفاق میافتد…………

      کار بجایی میرسد که گروهی شیفته خدا شده و در بحث پرستش و عبودیت ………. از جامعه رویگردان شده سر به بیابان گذاشته و فقط به عبادت مشغول میشوند (صوفیه و صوفی گری)……………..

      مثلا به شخصی اتومبیلی داده که از شهری به شهر دیگر برود………….. در بین راه شیفته اتومبیل خود شده از جاده منحرف شده و فقط به اتومبیل رانی فکر میکند………………

      در خاتمه……………….
      ۱۵ سال پیش خانم همسایه که میخواست ماشین سواری یاد بگیرد ، آنچنان محکم به پایم کوبید که نزدیک به شش ماه درد کشیده و چندین بار عمل شدم…………آن زمان میخواستم سر این خانم را ببرم………………….. دو سال پیش پسر این خانم را استخدام و کلی به آن ماجرای قدیمی خندیدیم…….

      میدانید یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی گذشت ……………………….

      اگر خداوند میخواست از بندگانش در آن دنیای (خیالی) انتقام بگیرد پس چرا نهال آدمی با گذشت اجین شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      مثلا آن دنیا آن خانم را بیاورند و بگویند حالا شما هم با ماشین به پای او بزن !!!!!!!!!!!!!!!!!! اینکه قیامتی هست شاید مضحک ترین کمدی هر دینی است!!!!!!!!!!!!!!!!!

      آخر خداوند ۸۰ میلیارد نفر (تعداد افرادی که روی زمین تاکنون زندگی کردند) جمع کند و آنها را مثلا به بهشت و جهنم ببرد!!!!!!!!

      اولا در تمامی ادیان گفته شده که روح آدمی احضار شده و همان جسم به فرمان خدا از خاک برخواسته و انسان را شکل میدهد……….. زمانی که تمامی مواد سازنده جسم شما بازیافتی است و ممکن است ذرات جسم شما سالها پیش در بدن فردی بوده و سالهای بعد در بدن فرد دیگر…….
      ثانیا با خود صفات خداوند (الرحمن) (عادل)……. و در آخر گذشت که در نهان آدمی است……… تمامی دلایلی بر رد این ادعاست….

      خلاصه :
      عبودیت ، خداپرستی ، معنویت و …………………… تمامی وسیله ای در جهت تحقق حقوق شهروندی در نهان آدمی…………….

    2. سمیر جان از تمام گفته ها و عقایدت معلومه یک بسیجی گاو خشک مغزی که سرورت علی چلاغه نه منطق داری نه عقل نه فهم و نه قدرت و دانش تشخیص فقط داری خزعبلاتی که تو مغزت چپوندن پس میدی احمق این همه تعصب و حماقت رو واقعا برای یک ساعت بزار کنار بدون تعصب و جهت گیری یکم انسانی و عقلانی فکر کن واقعا از دکتر و بقیه دوستان تعجب میکنم با همچین آدم نفهمی بحث میکنن این یارو نوفهمه انگار آب تو هاون بکوبی واقعا این همه جهالت و لجاجت غیر از یک بسیجی آغا زده از هیچکس برنمیاد

پاسخ دهید