فاطمه زهرا و پستانهای بزرگش

Print Friendly, PDF & Email

 

تبریزی از علمای بزرگ شیعه که کتاب بسیار معروفی بنام اللمعة البيضاء في شرح خطبة الزهرا نوشته, در روایت عجیبی به پستانهای فاطمه زهرا پرداخته و مطالبی را آورده که نمیدانیم آنرا تعریف و تمجید یا توهین به ایشان تلقی کنیم. ولی قضاوت در این مورد را به عزیزان خواننده واگذار می‌کنیم. ایشان در مورد پستانهای فاطمه زهرا می‌نویسد :
متن عربی: وكان ثدياها طويلين بحيث كانت تلقيهما من أعلى كتفيها على عقبها، وترضع أولادها من وراء ظهرها ، على ما ذكر بعضهم ذلك مسندا إلى الرواية.

ترجمه: پستانهای آن حضرت طولانی(بزرگ) بود به گونه‌ی كه آن را از شانه‌اش به سمت پشت سر می‌انداخت و فرزندانش را از پشت سر شير می‌داد، بنا بر آنچه برخی از علمای آنها با استناد به روايتشان اين مطلب را ذكر كرده‌اند.

این روحانی بزرگ شیعه در صفحه دیگری از این کتاب(در زیر تصویر این صفحه موجود است) نوشته که از بین پستانهای فاطمه بوی بهشت به مشام می‌رسید و محمد صورتش را شبانه روز بین هردو پستان فاطمه می‌گذاشت و آنرا می‌بویید و از اینکار لذت میبرد.
تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل …..

منبع :
اللمعة البيضاء في شرح خطبة الزهرا، ص ۲۳۵، تحقيق : السيد هاشم الميلاني، ناشر : دفتر نشر الهادي – قم – ايران، چاپ الاولي، سال چاپ : ۲۱ رمضان ۱۴۱۸
محمد علی بن محمد تبریزی انصاری (متوفی ۱۳۱۰ هجری)

حال اين سئوال در ذهن انسان خردمند پيش مى آيد كه آيا اين سرور زنان عالم پيش روى هر كس و ناكسى لباسش را بالا ميداده كه به كودكانش شير بدهد، آنهم از پشت سر؟؟؟

و يا اينكه اين لذت جويى جنسى محمد ازين دخترك بينوا را اين علما بعنوان يك برترى براى وى تلقى كرده اند و يا نشان دادن آزار حنسى اش توسط محمد؟؟؟؟؟

imageimage

 

Views: 10354

11 thoughts on “فاطمه زهرا و پستانهای بزرگش

    1. خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

      چرا علماتون را لعن نمیکنی که اینها را نقل کردن؟؟؟؟؟

  1. تمام این مطالب از شبکه های وهابی طرفدار داعش بیرون میاد.این نویسنده هم از اون قومه.این مطالی چیزه تازه ای نیست.

    1. افترا و دروغ و تهمت بستن در مذهب شما عبادتهههههههههههههههههههههههههههههههههههه پس عجیب نیس دروغ بگی

      محمد بن یحیی عن محمد بن الحسین عن احمد بن محمد بن ابی نصر عن داوود بن سرحان عن ابی عبدالله قال: قال رسول الله اذا رایتم اهل الریب و البدع من بعدی فاظهروا البرائة منهم و اکثروا من سبّهم و القول فیهم و الوقیعة و با هتوهم کیلا یطمعوا فی الفساد فی الاسلام و یحذرهم الناس و لا یتعلموا من بدعهم یکتب الله لکم بذلک الحسنات و یرفع لکم به الدرجات فی الآخره.

      سند : اصول کافی ، ج ۲ ، ص ۳۷۵
      ترجمه اصول کافی ، ج ۴ ، ص ۸۳ و ۸۴

      ترجمه : از امام صادق روایت شده است که گفت : رسول الله گفت : پس از من هنگامی که اهل شک و بدعت را دیدید بیزاری خود را از آنها اشکار کنید و دشنام ( فحش ) بسیار به آنها دهید!!!!
      و درباره ی آنان بدگویی کنید و به ایشان بهتان بزنید تا نتوانند به فساد در اسلام طمع بندند و در نتیجه مردم از آنان دوری گزینند و بدعت های ایشان را نیاموزند ( که اگر چنین کنید) خداوند برای شما در برابر این کار ، نیکی ها نویسد و درجات شما را در آخرت بالا برد.

  2. ما چون فقط به حرف اخوندها گوش کردهایم وهیچ مطالعه نداریم هرکس بر خلاف حرف اخوند حرف بزند ملعون است دوست عزیز شما بروید بحارالانوار
    مجلسی را بخوانید تا بفهمید اسلام چیست.

    1. به نظر من شما با شیعه۱۲ امامی مشکل دارید تمام مطا لب این سایت اینو نشون میده.اسمش عوض کنند بهتره.

    1. بله موافقم
      ۱) خود کشی پیامبر

      قالَ الزُّهْرِىُّ فَأَخْبَرَنِى عُرْوَةُ عَنْ عَائِشَةَ: … وَفَتَرَ الْوَحْيُ فَتْرَةً حتى حَزِنَ النبي صلى الله عليه وسلم فِيمَا بَلَغَنَا حُزْنًا غَدَا منه مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّى من رؤوس شَوَاهِقِ الْجِبَالِ فَكُلَّمَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَيْ يُلْقِيَ منه نَفْسَهُ تَبَدَّى له جِبْرِيلُ فقال يا محمد إِنَّكَ رسول اللَّهِ حَقًّا فَيَسْكُنُ لِذَلِكَ جَأْشُهُ وَتَقِرُّ نَفْسُهُ فَيَرْجِعُ فإذا طَالَتْ عليه فَتْرَةُ الْوَحْيِ غَدَا لِمِثْلِ ذلك فإذا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ تَبَدَّى له جِبْرِيلُ فقال له مِثْلَ ذلك.
      سند : البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج۶ ، ص ۲۵۶۱، ح۶۵۸۱، كِتَاب التَّعْبِيرِ، بَاب أَوَّلُ ما بُدِئَ بِهِ رسول اللَّهِ (ص) من الْوَحْيِ الرُّؤْيَا الصَّالِحَةُ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷.

      ترجمه :
      زهرى گويد: عروه از عايشه نقل كرده كه : … مدتى وحى قطع شد ؛ تا اينكه – طبق آنچه به ما خبر رسيد – رسول الله اندوهگين گرديدند به حدى كه هر روز چند بار مى‌خواستند خود را از بالاى قله‌هاى كوه به پايين پرت كنند و هر زمان كه مى خواستند خود را به پايين پرت كنند جبريل خود را به او نشان مى داد و مى گفت : اى محمد تو واقعا فرستاده الله هستى !! پس به همين سبب نگرانى حضرت از بين مى رفت و دلش آرام مى گرفت ؛ اما باز وقتى بعد از چند وقت به او وحى نشد دوباره به دنبال همين كار مى‌رفت پس وقتى به كوهى مى رسيد جبريل خود را براى او آشكار كرده و همين مطلب را براى او مى گفت.

      ۲)محمد سحر شد و خیال می کرد با زنانش سکس می کند

      حدثني عبد اللَّهِ بن مُحَمَّدٍ قال سمعت بن عُيَيْنَةَ يقول أَوَّلُ من حدثنا بِهِ بن جُرَيْجٍ يقول حدثني آلُ عُرْوَةَ عن عُرْوَةَ فَسَأَلْتُ هِشَامًا عنه فَحَدَّثَنَا عن أبيه عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم سُحِرَ حتى كان يَرَى أَنَّهُ يَأْتِي النِّسَاءَ ولا يَأْتِيهِنَّ قال سُفْيَانُ وَهَذَا أَشَدُّ ما يَكُونُ من السِّحْرِ.
      سند : البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج۵ ، ص ۲۱۷۵،‌ ح۵۴۳۲، كِتَاب الطِّبِّ، بَاب هل يَسْتَخْرِجُ السِّحْرَ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷

      ترجمه : از عائشه روايت شده است که گفت : رسول الله را جادو کردند ؛ به اين حد که وى گمان مى کرد به نزد زنان خويش آمده ( با آنان نزديکى کرده) است اما چنين نبود وسفيان گفته است : که اين شديد ترين حالت جادو است اگر چنين شده باشد.

      ۳) سکس محمد با ۱۱ زنش در کمتر از ۱ ساعت

      حدثنا محمد بن بَشَّارٍ قال حدثنا مُعَاذُ بن هِشَامٍ قال حدثني أبي عن قَتَادَةَ قال حدثنا أَنَسُ بن مَالِكٍ قال كان النبي صلى الله عليه وسلم يَدُورُ على نِسَائِهِ في السَّاعَةِ الْوَاحِدَةِ من اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُنَّ إِحْدَى عَشْرَةَ قال قلت لِأَنَسٍ أو كان يُطِيقُهُ قال كنا نَتَحَدَّثُ أَنَّهُ أُعْطِيَ قُوَّةَ ثَلَاثِينَ.
      سند : البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج۱ ، ص ۱۰۵، ح۲۶۵، كِتَاب الْغُسْلِ، بَاب إذا جَامَعَ ثُمَّ عَادَ وَمَنْ دَارَ على نِسَائِهِ في غُسْلٍ وَاحِدٍ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷م.
      ترجمه : انس گفت : رسول الله در يک ساعت از شبانه روز بين يازده زن خويش مى گشت !!! به انس گفتم : آيا او نيروى اين کار را داشت؟ پاسخ داد : ما چنين مى گفتيم که به او نيروى سى مرد داده شده است !!!

      ۴) نیشگون گرفتن محمد از عایشه در حال نماز

      حدثنا عَمْرُو بن عَلِيٍّ قال حدثنا يحيى قال حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ قال حدثنا الْقَاسِمُ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت بِئْسَمَا عَدَلْتُمُونَا بِالْكَلْبِ وَالْحِمَارِ لقد رَأَيْتُنِي وَرَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي وأنا مُضْطَجِعَةٌ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقِبْلَةِ فإذا أَرَادَ أَنْ يَسْجُدَ غَمَزَ رِجْلَيَّ فَقَبَضْتُهُمَا.
      سند : البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج۱ ، ص ۱۹۴، ح۴۹۷، كتاب الصلاة، بَاب هل يَغْمِزُ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ عِنْدَ السُّجُودِ لِكَيْ يَسْجُدَ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷

      ترجمه : عائشه گفته است که : من در مقابل رسول الله بودم در حاليکه پاهاى من در جهت قبله حضرت بود ( و نمى گذاشت که ايشان سجده کنند) پس وقتى که مى خواست سجده کند من را منگوش مى گرفت پس من پاهاى خود را جمع مى نمودم و وقتى که او مى ايستاد آن ها را باز مى کردم.

      در مورد ترجمه غمز در كتب اهل سنت چنين آمده است :
      والتغامز : تفاعل من الغمز ويُطلق على جسّ الشيء باليد جسّاً مكيناً ، ومنه غمز القناة لتقويمها وإزالةِ كعوبها . وفي حديث عائشة : ( لقد رأيتني ورسول الله صلى الله عليه وسلم يصلي وأنا مضطجعة بينه وبين القبلة فإذا أراد أن يسجد غمزَ رِجْلَيَّ فقبضتُهما).
      سند : تفسير التحرير والتنوير ج۳۰، ص ۲۱۱
      ترجمه : تغامز باب تفاعل از ماده غمز است ؛ و معنى آن فشار دادن محكم چيزى با دست است ! و از همين باب است اصطلاح «غمز نيزه» براى صاف كردن آن و گرفتن بلندى‌هاى آن ؛ و در روايت عائشه نيز آمده است.

      ۵) محمد جلوی چشم مردم لخت شد

      حدثنا مَطَرُ بن الْفَضْلِ قال حدثنا رَوْحٌ قال حدثنا زَكَرِيَّاءُ بن إِسْحَاقَ حدثنا عَمْرُو بن دِينَارٍ قال سمعت جَابِرَ بن عبد اللَّهِ يحدث أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كان يَنْقُلُ مَعَهُمْ الْحِجَارَةَ لِلْكَعْبَةِ وَعَلَيْهِ إِزَارُهُ فقال له الْعَبَّاسُ عَمُّهُ يا بن أَخِي لو حَلَلْتَ إِزَارَكَ فَجَعَلْتَ على مَنْكِبَيْكَ دُونَ الْحِجَارَةِ قال فَحَلَّهُ فَجَعَلَهُ على مَنْكِبَيْهِ فَسَقَطَ مَغْشِيًّا عليه فما رؤي بَعْدَ ذلك عُرْيَانًا.
      سند : البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج۱ ، ص ۱۴۳، ح۳۵۷، كِتَاب الصَّلَاةِ، بَاب كَرَاهِيَةِ التَّعَرِّي في الصَّلَاةِ وَغَيْرِهَا ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة
      – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷

      ترجمه : رسول الله همراه مردم سنگ هاى کعبه را جا به جا مى نمودند در حاليکه لنگى بر تن داشتند ؛ پس عباس عموى ايشان به ايشان گفت : اى فرزند برادرم اگر اين لنگ را باز کنى و آن را بر روى دوشت بگذارى در زير سنگ ( راحت تر خواهى بود ) پس ايشان لنگ را باز کرده و آن را بر روى دوش خود انداخت!!! ؛ ناگهان بيهوش بر روى زمين افتاد ؛ پس ديگر بعد از آن کسى حضرت را برهنه نديد.

      ۶) محمد آیات قرآن را فراموش می کرد

      حدثنا رَبِيعُ بن يحيى حدثنا زَائِدَةُ حدثنا هِشَامٌ عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ رضي الله عنها قالت سمع النبي صلى الله عليه وسلم رَجُلًا يَقْرَأُ في الْمَسْجِدِ فقال يَرْحَمُهُ الله لقد أَذْكَرَنِي كَذَا وَكَذَا آيَةً من سُورَةِ كَذَا.
      سند : البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي۲۵۶هـ)، صحيح البخاري، ج۴ ، ص ۱۹۲۲، ح۴۷۵۰، بَاب نِسْيَانِ الْقُرْآنِ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، الطبعة: الثالثة، ۱۴۰۷ – ۱۹۸۷

      ترجمه : عروه از عائشه نقل كرده است كه گفت: رسول الله در مسجد شنيد كه مردى قرآن مى‌خواند، پس گفت: خداوند او را رحمت كند كه فلان و فلان آيه از فلان سوره را به ياد من انداخت.

      و……………………….

      اگر بخوای هزار تا اراجیف و مزخرفات از صحیح بخاری میارم. از بند تمبان خدا تا ……………………

  3. تمام ادیان کثافت مطلق هستن…. فرقی نیست بین آنها ….نویسنده هم مطالب رو نقل قول میکنه …..می توانی احمق باشی و اراجیف مذاهب را دنبال کنی … یا بر عکس بر هرچه مدهب و اعتقاد به دروغ است طغیان کنی….فرقی هم بیت صحیح بخاری و بحارالانوار نیست..هردو سعی در ترویج مذهب دارند …مثل عبای شکلاتی خاتمی و خنده های وقیحانه که ۸ سال بر مسند قدرت بود….. دورود و سپاس بر کسانی که هوشمندی را ترویج میکن… ننگ و شرم بر کسانی که بر دشمان این ـب و خاک سجده میبرند

  4. اگر ما صحت همه روایات را فرض کنیم با روایاتی که ضد همدیگر هستند چه کنیم؟ جمع نقیضین میشه و جمع نقیضین هم در هر حال محاله
    بنابراین تمام روایات صحیح نیستند

Comments are closed.